در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برای این نقش چقدر تحقیق کردید؟ برای این که آماده بازی در آن شوید، کتابهای علمی هم خواندید؟
از آنجا که در زندگی واقعیام با یک پروفسور بزرگ شدم و هر روز زندگی و کارهای او را از نزدیک میدیدم، دیگر نیازی نبود برای بازی در نقش یک پروفسور، تحقیق خاصی بکنم. کافی بود خاطرات گذشتهام را به یاد بیاورم و از تجربههای قدیمی خودم استفاده کنم.
پس توانستید از آن تجربیات استفاده خوبی کنید؟
بله. تجربیات خوبی بود و خیلی به کمک من آمد.
بعد از فیلم «بعدی»، این دومین فیلم شماست که در آن حوادث آینده را پیشبینی میکنید. نسبت به این موضوع چه دیدگاه و علاقهای دارید؟ فکر میکنید ما آینده خوبی داریم یا بد؟
اگر بخواهم از دیدگاه سینمایی صحبت کنم، شاید بتوانم چیزهای خیلی زیادی بگویم، اما واقعیت این است که من یک تئوریسین نیستم و نمیتوانم در این خصوص با قاطعیت صحبت کنم.
در قصه فیلم ما شاهد رابطه پدر و فرزندی هم هستیم. رابطه خود شما با فرزندتان چگونه است؟
خب، من این فیلم را به اولین پسرم تقدیم کردهام، زیرا نوع رابطهای که ما با هم داشتیم، خیلی شبیه رابطهای است که در فیلم با پسرم دارم. برای من فقط خاطرات آن دوران باقی مانده است و به همین دلیل، احساس میکنم فیلمنامه این فیلم در درستترین زمان ممکن به من پیشنهاد شد. من تجربه پر احساس یک زندگی را داشتم که میتوانستم براساس آن نقشجانکاستلر را بازی کنم. بعضی از دیالوگهای من در فیلم دقیقا از خاطرات زندگیام با پسرم وستن، نشات میگیرد. مدتها بود که میخواستم فرصتی به وجود بیاید تا بتوانم روی پرده چنین نقشی را بازی کنم و این دیالوگها را به زبان بیاورم. احساس همیشگیام این بوده که کل جمع خانواده باید در کنار یکدیگر و با هم زندگی کنند و اگر مردی از همسرش جدا شده، به معنی آن نیست که نمیتواند پدر خوبی برای فرزندش باشد. خیلی دلم میخواست فرصتی در اختیارم قرار داده شود تا این حس را بیان کنم. «آگاهی» این فرصت را به وجود آورد.
قصه فیلم در کنار حال و هوای علمی و ماجراجویانهاش، پیامی هم در ارتباط با زندگی روزمره آدمها دارد. چگونه با این بخش قصه فیلم کنار آمدید؟
خیلی خوشحالم که به این موضوع اشاره میکنید، زیرا این بخش ماجرا هم اهمیت زیادی برای من و کارگردان داشت، تمام نگرانیام این بود که این بخش موضوع در کلیت فیلم درنیاید، اما خوشبختانه این اتفاق نیفتاد. من سر صحنه فیلمبرداری آماده بودم که حس خودم را در اختیار کلیت فیلم قرار دهم.
در کل چه چیز فیلمنامه شما را جذب خودش کرد؟
وقتی فیلمنامه به من پیشنهاد شد، چیزی در درون خودش داشت که تحتتاثیر آن قرار گرفتم. یک نکته مهم هم این بود که آلکس (پرویاس) آن را کارگردانی میکرد. این یکی از آن فرصتهای نادری بود که احساس میکردم هم من و هم فیلمسازی که دوستش دارم، یک حس مشترک نسبت به قصه داریم. آلکس هنرمندی است که کارهایش همیشه اصیل و اوریژینال بودهاند. او میتواند فیلمی بسازد که بسیار زیبا و منطقی طراحی شده باشد و آثارش همیشه امضای او را در پای خود دارند. هر دوی ما نظرمان این بود که کاراکتر جان باید آدمی متفاوت باشد و قصه او به سبکی مستندوار تعریف شود. به همین دلیل، بازی در این نقش هم باید از شکل و شمایل و حال و هوایی متفاوت برخوردار میبود. برای همین، بازی در این نقش برای من یک تجربه جدید (و تا حدودی مخاطرهآمیز) بود.
با توجه به بحران اقتصادی شدید ماههای اخیر، فکر میکنید هالیوود چه نقشی میتواند در این اوضاع و احوال بازی کند؟
احساس میکنم فیلمهای سینمایی بیش از هر زمان دیگری میتوانند به درد بخور و چارهساز باشند. قصه فیلمها باید روحیه مقاومت و دلیری را در مردم عادی ایجاد کند. در عین حال، حس میکنم بعضی وقتها آدم میخواهد از واقعیتهای روزمره فرار کند. در این حالت، فیلمهای سینمایی میتوانند کمک خیلی زیادی کنند. سینما بهترین شکل سرگرمی است که در عین حال سرگرمی بسیار پرخرج و گرانقیمتی است. همیشه به خودم گفتهام اگر بتوانم فیلمی بازی کنم که بر لب بچهها خنده بیاورد (و یا به آنها امید بدهد) کارم را خیلی خوب انجام دادهام، حالا این موضوع را به کل اعضای خانواده تعمیم بدهید.
همه ما همیشه نیاز داشتهایم که به تماشای فیلمهای سینمایی برویم. در این حالت، شما ذهنتان را از مشکلات زندگی روزمره رها و خود را غرق در دنیای قصه روی پرده میکنید. اما در همان حال، فیلمها میتوانند (و باید) نقش یک راهنما را به عهده بگیرند و تجربیات ما را غنیتر کنند. در کنار سرگرمی، ما باید به تفکر درباره مسائل مختلف پیرامون خود فراخوانده شویم. از این نظر، «آگاهی» یکی از آن فیلمهایی است که هم باعث سرگرمی تماشاچی میشود و هم او را به تفکر درباره یک سری مسائل و مشکلات اساسی جامعه امروزی دعوت میکند. لحن قصه فیلم از سبک سنتی کارهای خیالی و علمی استفاده کرده و به کمک آن، بحثهایی را مطرح میکند که بسیار جدی هستند. این بحثها، جزو ضروریات روزمره زندگی همه ما هستند. در عین حال، خیلی باید دقت کرد که لحن فیلم حالت موعظهگونه پیدا نکند. تماشاگران همیشه از نصیحتهای مستقیم و شعاری گریزان بودهاند.
آیا طبیعی است که شما در زندگی واقعی خودتان، تجربهای در زمینه تغییر داشته باشید و این تغییر زمانی اتفاق بیفتد که در حال بازی در یک فیلم هستید؟ آیا فیلمها هیچوقت باعث تغییر در زندگی شما شدهاند؟
حتما، همیشه چنین اتفاقی میافتد. میدانید، در زندگی واقعی هر چیزی امکانپذیر است. هر روز زندگی حکم یک تجربه تازه را دارد و برای من به عنوان یک بازیگر، این تجربه همیشه با حضور در فیلمهای سینمایی همراه بوده است. هنگام بازی در هر فیلمی در موقعیتهای تازهای قرار میگیرم که مشابه آنها را تا پیش از این تجربه نکردهام. این تجربهها همیشه یکسان نیستند. بعضی وقتها شاد و دلنشین هستند وگاهی خطرناک. یکی از مزایای بازیگر بودن این است که تو میتوانی به مکانهای متفاوت و مختلف سفر کنی و با آدمهای جدیدی ملاقات کنی. به همین دلیل، همیشه چیزهای تازه و متفاوتی یاد میگیری.
به عنوان یکی از سختکوشترین بازیگران هالیوود، چه کارهایی را در دست بازی دارید؟
فکر میکنم اولین فیلمی که بعد از «آگاهی» از من اکران عمومی خواهد شد. «ستوان بد» خواهد بود. کارگردانی فیلم را ورنر هرتسوگ فیلمساز مطرح آلمانی به عهده داشته است. در فیلم «فصل جادو»ی دومینیک سنا هم بازی دارم. فیلمبرداری «شاگرد جادوگر» را نیز همین روزها شروع میکنم. در کنار اینها 2 فیلم انیمیشن هم دارم که در آنها به جای کاراکترهای کارتونی صحبت کردهام و امیدوارم بچهها از تماشای آنها لذت ببرند.
درباره «شاگرد جادوگر» بیشتر صحبت میکنید؟
خب، چون هنوز کارم را در این فیلم شروع نکردهام، نمیتوانم چیز زیادی دربارهاش بگویم. ولی حرف اصلی این است که فیلم میخواهد شما را سرگرم کند. کاراکتری که در فیلم دارم، موجود بانمکی است که از برخی جهات مرموز به نظر میرسد. شاید هم در نگاه اول کمی ترسناک به نظر برسد. فیلم فانتزی خیلی زیادی دارد و همین بخش آن، مرا مجذوب خود کرده است.
یعنی با یک کار کمدی سر و کار خواهیم داشت؟
تا حدودی بله. در برخی صحنههای فیلم حتما خندهتان میگیرد. از حالا میتوانم نوع برخورد تماشاچی با آن (و لذتی را که از این صحنهها میبرد) حس کنم.
آیا فرزندانتان علاقهای به بازیگر شدن دارند و نظر خودتان در این باره چیست؟
پسر بزرگم به موسیقی علاقهمند است و این روزها دارد آن را پیگیری میکند. شاید هم به زودی سینما را انتخاب کند، نمیدانم! پسر دومم تازه 3 سال و نیم دارد و هنوز زود است که بخواهد به این جور چیزها فکر کند. ولی در کل احساس میکنم هر دوی آنها بدشان نیاید که یک روزی این حرفه را تجربه کنند.
با نگاهی به بازی و نوع حضورتان روی صحنه معلوم است هنوز هم مثل 15 سال قبل پرتحرک هستید. این همه انرژی و علاقه از کجا میآید؟
گذشت زمان مرا هم تغییر داده است. روزهای اول عشق و انرژی خیلی زیادی داشتم. حالا تجربه جایگزین آن شده است. هر دوی آنها هم برای یک بازیگر خوب است. شما هر چه بزرگتر میشوید متوجه این نکته میشوید که بخش مهمی از کار این است که به هر شکل که میتوانید به آدمهای دور و بر خود کمک کنید. باید بدانید از کجا آمدهاید و دارید به کجا میروید. هدفتان چیست و چگونه میخواهید به آن دست پیدا کنید؟ وقتی پاسخ درستی برای این پرسشها داشته باشید، آن وقت سر صحنه فیلمبرداری انرژی زیادی برای بازی خواهید داشت و خودتان هم متوجه میشوید که هنوز مثل روز اول به این کار علاقه دارید و از آن خسته نشدهاید.
هر دو قسمت اول و دوم «گنجینه ملی» جزو کارهای موفق و پرفروش کارنامه شما هستند. قرار نیست قسمت سوم آن تولید شود؟
امیدوارم این اتفاق بیفتد. این دو فیلم باعث خوشحالی آدمهای زیادی شدند. نمیدانم تهیهکنندگانش چه تصمیمی برای آن گرفتهاند یا این که قصهای برای قسمت جدید آن نوشته شده است یا خیر. مدتی قبل با یکی از تهیهکنندگان فیلم صحبتی داشتم و او گفت یک روز حتما قسمت سوم فیلم جلوی دوربین میرود. من منتظر آن یک روز هستم!
مترجم : کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: