در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این فیلم که قصهاش درباره یک بازیگر وتلاشهایش برای کسب یک نقش خوب است، در جشنواره بینالمللی کن 1995 نمایش داده شد. این در حالی بود که او در کنار سینما، به ورزش هم میپرداخت. شانس دیزل بود که استیون اسپیلبرگ فیلم او را دید و با وی دیدار کرد. این آشنایی باعث شد تا دیزل برای یکی از نقشهای درام ضد جنگ این فیلمساز «نجات سرباز رایان» انتخاب شود. دیزل هیچ وقت پدر واقعی خود را ندید و حتی پس از آن که تبدیل به بازیگری موفق شد، کسی به وی مراجعه نکرد تا مدعی شود پدر واقعی اوست. در سن هفتسالگی خیلی اتفاقی کار بازیگری را تجربه میکند و این زمانی است که پس از پایان حضور در مدرسه، در یک تئاتر محلی شروع به بازی در نقشهای مختلف میکند.
همین حضورهای کوتاه مدت در روی صحنه است که باعث جذب دیزل کوچولو به دنیای بازیگری میشود. از این زمان به بعد، دیزل اوقات بیکاریاش را در محل کار ناپدریاش در برادوی سر میکند و به انجام کارهای مختلف در پشت صحنه تئاتر میپردازد. در سن 17سالگی هم در دنیای ورزش آدم موفقی است و هم در دنیای هنر. راهی هالیوود میشود تا شانس خود را در زمینه بازیگری آزمایش کند. در این زمان، او یک بازیگر حرفهای تئاتر است. سال 1997 اولین فیلم بلند حرفهای خود به نام «اقامتکنندگان» را کارگردانی میکند. با وجود استقبال منتقدین سینمایی از آن در جشنوراه ساندنسن، فیلم هیچ خریدار و توزیعکنندهای پیدا نمیکند.
بازی در «غول آهنی»( 1999) نام دیزل را در سطح وسیعی مطرح میکند و از آن زمان او تبدیل به یک چهره سرشناس دنیای سینما میشود. از فیلمهای مطرح این بازیگر که مشخصههای اصلیاش طاسی سر و صدای بم و عمیق است میتوان به «پیچ بلاک»، «من مجرم هستم»، «وقایعنگاری ریدیک»، «سه ایکس» 1 و 2 «مرد جدا افتاده» اشاره کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: