در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فروش چند میلیاردی اخراجیها فعلا منتقدان را وادار کرده است تا شمشیر را غلاف کنند تا تب تند اخراجیها فروکش کند تا آنها شاید بعد از اکران در یک فضای آرام تر مجالی بیابند و بگویند که اخراجیها چه بلایی بر سر سینمای ایران آورد و چگونه به بدنه این سینما فروش بالا به هر قیمتی را تزریق کرد تا بعد از این تهیه کنندگانی که پیش از این ملقب به این بودند که آنها با بازسازی سینمای بعد از انقلاب، گیشه را برای خود تامین میکنند روسفید ادامه مسیر بدهند.
اما در زمانی که منتقدان سکوت کردهاند گاهی هم کسی پیدا میشود که دل و جرات میکند و زبان از نیام بیرون میکشد و از ماهیت اصلی فیلم اخراجیها سخن میگوید یکی از این افراد، عبدالجبار کاکایی شاعر انقلاب اسلامی است که هفته پیش یادداشت او درباره فیلم اخراجیها روی خروجی خبرگزاریها قرار گرفت. کاکایی در بخشی از این یادداشت چنین نوشته بود: از بارون عصر 20 فروردین با پسرم پناه بردیم به سینما پایتخت و اخراجیها 2 در حال نمایش بود. از اینکه کارگردان آدمهای شبیه به خودش رو دستمایه خنده مردم تهرون 88 کرده، ناراحت شدم. دوست نداشتم چهره تحریف شده آرمانگراهای دهه 60 ، مضحکه مردم بشه. اما به هرحال اتفاقی است که در برابر چشم عقلای سینما افتاده و برادران زودجوش و دیرپز انقلاب و جنگ، آخرین شیرینکاریهاشون رو نشون میدن.
نه پسرم، جنگ این نبود. این آدمای عملی و لمپن به کیلومتر 50 جبهه میرسیدن استحاله میشدند. دیگه تا اردوگاه اسارت به همون حال نمیموندن. پسرم کسی که بوی مرگ رو بشنوه خماری از سرش میپره.
پسرم دنیای ذهنی کارگردان به اندازه شخصیتهای فیلمشه. او فکر میکنه اگه روحانی و جاهل به درک هم برسند همه مشکلات کشور حله. نجبا و عقلا هم یا دکترهای هالو هفت شنبه هستند یا هواپیمارباهای منافق.
پسرم ما خسته شدیم و داریم به خودمون میخندیم. این تلخترین خنده یه نسل سرخورده است. پسرم برگشتن به مردم هزینههای زیادی داره و تو سعی نکن اونقدر از مردم فاصله بگیری که مجبور شی با این شیرین کاریها دلشونو به دست بیاری...
همین حرفا رو تو برگشت به پسرم گفتم؛ زیر بارونی که خندههای تهرون 88 رو خیس کرده بود.
نوشتههایی شبیه آنچه کاکایی درباره فیلم اخراجیها 2 نوشته است در زمان اکران اخراجی ها1 هم زیاد منتشر شد، رزمندگانی که به جبهه و همرزمانشان نگاهی بزرگ داشتند از فیلم اخراجیها رنجیدند و این رنجش را نوشتند اما عملا در روند تولید و اکران این فیلمها تاثیری نداشت، اما اگر از کنار این نوشتههای گلایهمند و بزرگ بگذریم به یاداشت جالب دیگری برمیخوریم که جواد طوسی، منتقد با سابقه سینما آن را نوشته است. برخی از همکاران جواد طوسی و علاقهمندان به نقدهای او طوسی را مرد نازنینی خطاب میکنند که کمتر آزارش به کسی یا حتی فیلمی میرسد؛ همه میدانند که طوسی هم محلهای مسعود کیمیایی بوده و نسبت به آثار او تعصب خاصی دارد؛ اما چون اهل جار و جنجال نیست هر زمان که ماه و آفتاب بر مدار درست بچرخند و شرایط خوبی را مهیا کنند طوسی ارادت خود را به کیمیایی و فیلمهای او نشان میدهد.
اما تاکنون کسی نشنیده است که طوسی تصمیم بگیرد در دفاع از آثار کیمیایی پاشنهها را ورکشد! طوسی هفته گذشته جوابیه تند و تیزی به مسعود دهنمکی داد، جوابیهای که با ادبیاتی خواندنی نوشته شده بود، این یادداشت آنقدر با نمک بود که ترجیح دادیم بخشهایی از آن را در این مطلب بیاوریم تا شما هم از خواندن آن لذت ببرید: شاید اگر جو ناشی از فروش بالای 3 میلیارد تومان فیلم «اخراجیها 2» آقای مسعود ده نمکی را نمیگرفت و در مصاحبههایش طی این روزهای اخیر حرفهای گنده و بالاتر از کوپن واقعی فیلمش نمیزد، ملزم به نوشتن این یادداشت نمیشدم زیرا در کنار این همه فیلم بزن برویی که طی این چند سال ساخته شده و فروش بالایی داشتهاند، چرا بلیت آقا مسعود نبرد؟ بعضیها برای دراز کردن دهنمکی و فیلمش، بهگذشته او نقب میزنند و نگاه تند و موضعگیری افراطیاش در نشریات «شلمچه» و «صبح» و... را با این ترکیب اصولگرایی و لودگی کنونی در تعارض میدانند. اما نگارنده فقط درون را مینگرد و حال را... به همین خاطر، میپذیرد که مثلا «فقر و فحشا» یک پیش درآمد حساب شده برای موضعگیری اجتماعی با لحن مستندگونه بود.
نمیدانم مسعودخان دهنمکی در آن مصاحبهاش با روزنامه «اعتماد ملی» چقدر این حرف که «اخراجیها قیصر زمانه است» را جدی زده بود، چون حتماً میداند اساساً موجودیت یک قیصر ریشهدار و کنشمند را در ساحت فردیاش میبینیم نه در یک تجمع ناهمگون و پراغتشاش. اگر «قیصر» تصمیم میگیرد به آن کافه ساز و ضربی پیش «سهیلا فردوس» برود، تنها چیزی که برایش مهم نیست رقص و بشکن و بالا بنداز است. او فقط به قصاص میاندیشد و ستیز با «منصور آب منگل» تا این آخرین نیروی شر دنیای تراژیک خود را بفرستد آن دنیا که کامروا شود و ملائکهها بادش بزنند. خب انصافاً این قیصر عصیانگر و تلخ اندیش چه سنخیتی با قیصرهای اهل حال «اخراجیها» که از تیپ فراتر نمیروند، دارد؟ قیصر دوران ما در آن جرقههایی که از آتش چرخان نامزدش اعظم به هوا میپرید، عشق و تمنا و انتقام را با هم میدید. اما این قیصرهای 3 میلیاردی یا یک چیزیشان میشود یا حضور فاعلانهشان در یک میزانسن شلوغ و درهم، محلی از اعراب ندارد...«اخراجی ها2» را در سئانس شلوغ ساعت 30/10 شب یکی از سینماها در شرایطی دیدم که پسر جوانی با موهای خروسی ژل زده پس از شنیدن یکی از شوخیهای فیلم به زیدش تنهای زد و با صدای بلند گفت؛ «ایول ایول» و بقیه دوستان کپلش کر و کر خندیدند. همین جمع سرخوش و بیخیال در انتهای فیلم همراه با اجرای سرود «ایایران» بلند شدند و با یکدیگر همسرایی جانانهای کردند. فیلم «اخراجیها2» و فروش تاریخ سازش، محصول چنین فضا و جامعه متناقضی است.
هرگونه تحلیل منطقی و جامعه شناسانه این فیلم و بررسی فروش چند میلیاردیاش منوط به کالبد شکافی جامعهای است که شمار قابل توجهی از افرادش در یک گذار تاریخی ناهمگون میخواهند خود را تخلیه کنند و به چیزهای جدی فکر نکنند.
مسعود دهنمکی بر پایه حس غریزی و پشتگرمیاش در این دوران سوراخ دعا را پیدا کرده و با ارائه تصویر و شمایلی متفاوت از رزمندگان در کنار شوخی و مزهپرانی و... فضا را برای این تخلیه کردن فراهم کرده است.
از این حیث باید به او و همراهانش «ایول» گفت و حتی به اجرای خوب فصل افتتاحیه فیلم و نوع استفاده خلاقانه از دوربین دیجیتال (SK با همفکری و همیاری موثر تورج منصوری) نیز اشاره کرد. ولی اگر بخواهد پا توی کفش قیصر بکند، آن موقع مجبوریم نسبت به این بهره برداری تاریخی واکنش نشان دهیم و پاشنه کفشمان را ور بکشیم.
سوال سینما از نامزدهای ریاست جمهوری
خانه سینما دارد کم کم به ماهیت اصلی خود نزدیک میشود؛ این که یک خانه صنفی آن قدر برای اعضای خود و آینده آنها نگران باشد که از نامزدهای ریاست جمهوری بخواهد مواضع خود در قبال برخی از تعهداتی را که یک دولت درباره هنرمندان باید داشته باشد قبل از رسیدن به ساختمان پاستور روشن کنند؛ نشان میدهد که خانه سینما میداند اگر قرار است در آینده از دولتمردان توقع حمایت داشته باشد، باید از هم اکنون در ذهن شما این نکته را روشن کند که در این کشور قشر هنرمند هم زندگی میکند، قشری که نیاز به حمایت مادی و معنوی دارد و اگر قرار است فرهنگسازی درست و همهجانبهای در کشور انجام شود، بهتراست این قشر و خواستهها و نیازهای آنها دیده شود. هفته گذشته خانه سینما 7 سوال اساسی را مطرح کرد و از نامزدهای ریاست جمهوری خواست، موضع خود را راجع به آنها روشن کنند، این پرسشهای هفتگانه عبارت بودند از:
1 - برنامه مشخص شما برای رونق اقتصاد هنر بویژه قلمرو سینما چیست و سهم تولیدات سینمایی ایران در جهان را چگونه دنبال میکنید؟
2 - اشتغال به تولید و عرضه در فعالیتهای هنری بویژه سینما را حق میدانید یا امتیاز؟ ساختار حقوقی و عملکرد دستگاههای اجرایی متکفل این عرصه کدام گزینه را برگزیده است؟
3 - ظرف چه مدت بیمه بیکاری هنرمندان مصرح در قانون برنامه چهارم را که تاکنون مغفول مانده، عملیاتی میکنید؟
4 - ممیزی در تولید و نمایش آثار هنری بویژه سینما را چگونه میبینید و چه ساز و کاری را برای اعمال آن برمیگزینید؟
5 - برنامه شما برای حمایت از حقوق مادی و معنوی هنرمندان و آثار سینمایی چیست و ظرف چه مدت آن را اجرایی میکنید؟
6 - آیا ساختار، اهداف و برنامههای نظام موجود اداری حوزه فرهنگ و هنر را برای مدیریت توسعه این عرصه مناسب میدانید؟ در غیر این صورت چه ساختار و برنامهای را طراحی و به اجرا میگذارید؟
7 - نامزدهای مورد نظر شما برای تصدی پست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چه کسانی هستند؟
شما هم اگر سینماگر نیستید اما علاقهمند به سینما هستید، میتوانید این سوالات را از نامزدهای ریاست جمهوری بپرسید. میگویند اگر میخواهید آدم تربیت کنید، سینما را گسترش دهید! مسلما اگر نامزد ریاست جمهوری درباره فرهنگ و هنر این مرز و بوم حساسیت ویژهای داشته باشد و بداند که با فرهنگسازی میتواند مملکتی آبادتر با آدمهای بهتر داشته باشد، حتما راجع به هنر و سینما جدیتر فکر میکند و برنامههای منسجمتری خواهد داشت.
بازگشت فرزاد حسنی
هفته گذشته مدیر گروه اجتماعی شبکه 3 سیما اعلام کرد که فرزاد حسنی تابستان امسال به عنوان مجری در شبکه 3 سیما صاحب صندلی خواهد شد.گویا اجرای فرزاد حسنی که برنامه تحویل سال شبکه 3 را به عهده داشت مدیران تلویزیون را دوباره مجاب کرد تا از این مجری جوان و مسلط و در برنامههای شبکه 3 استفاده کنند. در دورانی که بعضیها فکر میکنند مجریگری کار سادهای است و یک تخصص نیست، حضور مجریانی مانند فرزاد حسنی در تلویزیون گوشزد خوبی به این گروه است که به آنها نشان دهد که اجرا یک هنر است و مجری باید علاوه بر توانمندیهای مناسب روابط عمومی خوبی هم داشته باشد و با شخصیتهای مختلف از صنوف مختلف ارتباط داشته باشد و به اصطلاح بتواند با آنها تعامل برقرار کند.
سارا بختیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: