با گوهر خیراندیش درباره نقش متفاوتش در تلویزیون

شمسی مثبت‌ترین شخصیت

با گوهر خیراندیش در حالی گفتگو می‌کردم که وی برای رفتن جلوی دوربین و بازی در نقش عمه شمسی گریم کرده بود و با آن که به لحاظ جسمی حال چندان خوبی نداشت؛ اما پرجنب و جوش و باانگیزه خود را برای سکانس‌های پایانی اشک‌ها و لبخندها آماده می‌کرد.
کد خبر: ۲۴۶۹۴۶
می‌گوید وقتی در مقابل دوربین قرار می‌گیرم، درد و بیماری را فراموش و به نقش فکر می‌کنم. او که بازی در کاراکترهای مختلفی را تجربه کرده است، متفاوت بودن نقش شمسی پلنگ را مهم‌ترین انگیزه خود برای همکاری دوباره با حسن فتحی می‌داند.

خیراندیش پیش از این با نقش‌آفرینی در شخصیت قدسی در میوه ممنوعه با حسن فتحی، سابقه همکاری داشته است و اینک در نقشی متفاوت و حتی شاید متضاد با نقش قبلی در سریال اشک‌ها و لبخندها به تلویزیون بازگشت تا تجربه متفاوتی را از قدسی تا شمسی طی کند.

خانم خیراندیش، انتخاب شما به عنوان بازیگر نقش عمه شمسی به تجربه مشترک شما با آقای فتحی در میوه ممنوعه و سابقه کار کردن با ایشان برمی‌گردد یا کارگردان براساس ویژگی‌ها و جنس بازی شما و تناسب آن با کاراکتر شمسی پلنگ دست به این انتخاب زد؟

بالطبع نزدیک‌ترین بازیگری که آقای فتحی در ارتباط با این نقش می‌توانست برگزیند، من بودم. ایشان صرفا براساس سابقه همکاری قبلی و آشنایی دست به انتخاب بازیگر نمی‌زند. هر کارگردان و نویسنده‌ای براساس توانمندی و شناخت از بازیگر، نقش را به وی محول می‌کند. وقتی پیشنهاد این کار را به من دادند، من نمی‌دانستم نقش چیست و آن را رد کردم، به دلیل این که دوست نداشتم به این زودی یک کار روتین انجام بدهم. کسالت و مشکلی که برای کمرم در فیلم حماسه آرد به کارگردانی آقای فراهانی به وجود آمد هم در این تصمیم‌گیری موثر بود.

اما آقای فتحی بر متفاوت بودن نقش تاکید داشتند؛ بنابراین بازی در نقش عمه شمسی را پذیرفتم. پس از این که من برای این کاراکتر انتخاب شدم، نویسندگان به نوشتن این نقش پرداختند. در واقع این نقش براساس شناختی که نویسندگان از نوع بازی من داشتند، نوشته شد.

در واقع این طوری نبود که از پیش شخصیت عمه شمسی نوشته شده باشد تا شما براساس آن بازی کنید.

نه. اینها روز به روز نوشته می‌شد و فقط طرح کلی قصه از قبل مشخص شده بود. در واقع براساس انتخابی که برای ایفای این نقش صورت گرفته بود، نویسندگان شروع به نوشتن راجع به نقش کردند.

خانم خیراندیش آیا بین این نقش با کاراکترهایی که قبلا بازی کرده‌اید سنخیتی وجود نداشت؟ مثلا شما شباهت‌های بین این نقش و لایه‌هایی از این کاراکتر در نقشی که در فیلم بانو داشتید، احساس نمی‌کنید؟

نه به دلیل این که در بانو شما یک زن عامی با لهجه شیرازی می‌بینید که هیچ گونه آتوریته و اقتداری در وی سراغ نداریم. او زنی معصوم، بیچاره و دردمند است. شاید به لحاظ هیبت ظاهری، سانتی‌مانتال و شیک و امروزی نیست، اما یک زن معمولی است و به خصلت‌های شمسی در اشک‌ها و لبخندها شباهتی ندارد و به نظرم 2 کاراکتر متفاوت از هم هستند.

با توجه به نقش‌هایی که مخاطبان تلویزیون از شما دیده بودند، مثل نقش قدسی در میوه ممنوعه که یک زن مومنه و محجبه بود، تصویری از شما در ذهن مخاطبان شکل گرفت که مثبت و معقول بود. نگران این نبودید که این تصویر با نقش عمه شمسی، خدشه‌دار شود و بشکند؟

به نظر من هر بازیگری در پذیرش نقش جدید این استرس و دلهره را دارد که نکند مقبول جامعه و مردم قرار نگیرد و حتی گاهی تصویر مثبت نقش‌های قبلی را نیز کم‌رنگ کند، ولی الحمدلله از آنجا که مردم ما واقعا به من محبت دارند، در هر نقشی مرا می‌پذیرند، در حقیقت عادت کردند به این که خیراندیش همیشه متفاوت بازی کند. یادم است یکی از منتقدان عزیز وقتی شب اول این سریال پخش شد، به من زنگ زد و گفت ما که شگفت‌زده نشدیم؛ چون زمانی شگفت‌زده می‌شویم که تو متفاوت نباشی و این توقع را در ما به وجود آوردی که همیشه متفاوت بازی کنی و این بهترین تعریفی بود که از دوستان منتقدم شنیدم. نقشی با هیبت ظاهری و رفتار مردگونه و کمی خشن، نقش زنی که گرایش بیشتری به کارهای سخت و زمخت دارد را تاکنون ارائه نکرده بودم و در جامعه نیز نمونه آن را ندیده بودم تا بتواند یک الگوی آشنا باشد.

در مقابل برخی منتقدان این تفاوت نقش را در شمسی کمی اغراق شده و تصنعی می‌دانند و نقش‌آفرینی شما در این کاراکتر نسبت به نقش‌های قبلی به دلیل غلوی که در آن تشخیص می‌دهند، باورپذیر نمی‌دانند.

من برای اولین بار است که دارم این حرف را می‌شنوم.

شاید این انتقاد به این دلیل باشد که نقش‌هایی که غالبا از شما دیدیم، شخصیت محور بوده؛ اما در شمسی با یک تیپ مواجه می‌شویم که کمتر در جامعه مصداق دارد و کمی ناآشنا و بیگانه است.

بله من هم قبول دارم که شمسی پلنگ یک تیپ است نه شخصیت. اساسا خود کار از یک غلو و از یک درشت‌نمایی برخوردار است. در واقع شما در یک جاهل و لوطی حرکات ظریف و نرم و شکل رفتار یک انسان عادی و عرفی را نمی‌بینید؛ لذا اگر در این نقش شاهد نوعی درشت‌نمایی هستید، به دلیل ویژگی این اشخاص و چارچوبی است که برای کلیت قصه در نظر گرفته شده است. جالب این که دوستانی هم به من می‌گویند به دلیل نوع تونالیته صدا و رفتار چقدر شما به این نقش نزدیک شدید. من الان دارم در این دوگانگی به سر می‌برم که تا امروز همه از این نقش و باورپذیری این نقش حرف زدند و حالا شما به غلوشدگی در آن اشاره می‌کنید.

شمسی زنی راستگو است که با نان حلال زندگی کرده و دلش می‌خواهد پسرش حتی یک سیگار هم نکشد و به سوی هیچ خلافی گرایش پیدا نکند

این غلو اگر فکر شده نبود غلط بود یا اگر من همیشه در بازی‌هایم اغراق می‌کردم، می‌توانستیم این نقد را بپذیریم، ولی وقتی می‌بینیم در نقش‌های دیگر که لازمه‌اش ظرافت و ملایمت و آرامش است، درشت‌نمایی می‌کنم و به اصطلاح بازی خیلی گل درشت نیست، این نقد چندان منطقی به نظر نمی‌رسد. ضمن این‌که باید به ساختار و لحن خود قصه هم در نسبت با این نقش توجه داشت.

فکر نمی‌کنید بخشی از این نقدها به منفی بودن نقش در این مجموعه در مقابل نقش‌های مثبت‌تان در سریال‌های قبلی برمی‌گردد؟

این زن مثبت‌ترین شخصیت این سریال است که در قسمت‌های بعد خواهید دید. برادر یک دروغ کوچک می‌گوید و دروغ‌هایش بتدریج به شکل بهمن بزرگی درمی‌آید که خودش زیرش مدفون می‌شود یا زمرد مجبور می‌شود که برای پول رنگ عوض کند و از لباس‌های نیروی انتظامی سوء‌استفاده کند. همچنین خسرو نتایج خلافکاریش را می‌بیند، اما در نهایت این تنها شمسی است که در وی ایثار و حس مادرانه و خصلت‌های انسانی پررنگ‌تر است.

در واقع ما با یک دوگانگی ظاهری در شخصیت شمسی روبه‌رو می‌شویم که در عین این‌که ظاهری خلافکار و منفی دارد، اما رفتارها و کنش‌هایی که از وی سر می‌زند، مثبت و انسانی و به اصطلاح مادرانه است.

همین‌طور است. شمسی زنی مهربان، راستگو و صادق است که با نان حلال زندگی کرده و دلش می‌خواهد پسرش حتی یک سیگار هم نکشد و به سوی هیچ خلافی گرایش پیدا نکند و در واقع می‌شود گفت مشوق هیچ کدام از این مسائل نیست.

برای نزدیک شدن به تیپ شمسی پلنگ آیا به اشخاصی که شبیه این کاراکتر باشند، مثلا در زندان‌ها مراجعه داشتید تا با نوع تیپولوژی این افراد آشنا شوید؟

نه. من الگوی بیرونی نداشتم. بر اساس متن داستان، طرحی از این کاراکتر در ذهنم طراحی و همان را برای آقای فتحی اجرا کردم و ایشان نیز کلیت آن را پذیرفتند و تنها در برخی از قسمت‌ها با تعامل و مشورت هم تغییراتی در این نقش به وجود آوردیم.

در واقع خودتان نقش را طراحی کردید؟

بله. همیشه به این شکل عمل می‌کنم. برای هر کاراکتری یک طراحی نقش در نظر می‌گیرم، بعد با کارگردان تبادل‌نظر می‌کنم و شکل و خصوصیات درونی و بیرونی نقش را ترسیم می‌کنم. اگر کارگردان پذیرفت که آن را اجرا می‌کنم و اگر نپذیرفت، طرح دیگری را در نظر می‌گیرم تا مورد تایید واقع شود.

آیا پیش نیامده که در طراحی نقش شمسی بین شما و کارگردان اختلاف نظری به وجود بیاید؟

این کار چون روز به روز نوشته می‌شود، فرصت مناسبی برای نزدیک شدن نظرات و همفکری میان عوامل مجموعه فراهم کرده است و کمتر پیش می‌آید که اختلاف نظر جدی داشته باشیم.

خودتان این نقش را دوست دارید؟

من نقش‌هایم را با وسواس انتخاب می‌کنم. اگر از نقش خوشم نیاید، بعید است که قراردادی ببندم و شروع به کار کنم. بنابراین چون نقش‌ها را خودم انتخاب می‌کنم، همه آنها را دوست دارم. به طور کلی همواره به دنبال نقش‌هایی هستم که با من در چالش باشد. نقش‌هایی را که حس‌های درونیشان برای من سخت‌تر است و لایه زیرین بیشتری در خود دارد، بیشتر دوست دارم.

آیا برای شما بازی در تلویزیون نسبت به سینما فرقی هم دارد؟

بازیگر باید در هر کدام از مدیوم‌ها که بازی می‌کند، بازیگر خوبی باشد و نقشش را به شکل باورپذیری به تماشاگر ارائه کند. در واقع وقتی بازیگر ابزار و تکنیک این حرفه و نوع مدیوم را بشناسد، در هر رسانه‌ای می‌تواند کار قابل قبولی را به نمایش بگذارد.

یعنی هیچ کدام از این دو مدیوم نسبت به دیگری سخت‌تر نیست؟

اصلا مساله مشکل یا آسان بودن نیست. آنچه مهم است غلتیدن در نقش و درست غلتیدن است که اگر درست انتخاب و طراحی شده باشد و بازیگر هوشمندانه به نقش نزدیک شود، هیچ کدام از مدیوم‌ها نمی‌تواند سخت باشد. به نظرم تئاتر نسبت به این دو سخت‌تر است؛ چرا که دوربین می‌توان به حس بازیگر کمک کند و یا در سینما و تلویزیون امکان اصلاح اشتباه در بازی وجود دارد؛ اما در تئاتر تکراری وجود ندارد و باید با فاصله دو سه متری با مخاطب ارتباط برقرار کنی.

با توجه به این‌که با هومن برق‌نورد همبازی نبودید، آیا بااو در این مجموعه مشکلی نداشتید؟

هومن برق‌نورد یکی از بازیگران خوب تئاتر است. اول آقای امیر جعفری قرار بود این نقش را بازی کند که به دلیل مشغله‌ کاری نتوانست همکاری کند. آقای فتحی، برق نورد را انتخاب کرد، شاید به دلیل کارهای تئاتری که از ایشان دیده بود و خوشبختانه الان ما همکاری خوبی با هم داریم . همچنین من خیلی خوشحال شدم که مهدی هاشمی پس از تئاتر گرگدن و مجموعه روزگار غریب دوباره به تلویزیون برگشت.

پس از اتمام بازی در یک نقش تا چه مدتی به لحاظ ذهنی و روحی با آن نقش درگیر هستید و زندگی می‌کنید؟

شاید در گذشته این‌گونه بودم، اما الان مثل لا‌مپ برقی که با یک کلید خاموش می‌شود بعد از پایان نقش از آن بیرون می‌آیم و خود را با زندگی روزمره و خود واقعی‌ام و نقش دیگر تطبیق می‌دهم.

سیدرضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها