نوشتن از جنگ

تاریخ‌ همیشه‌ روایتگر صادقی‌ نیست، اما هیچگاه‌ از روایت‌ و نقل‌ ماجرا باز نمی‌ایستد. تاریخ‌ در هر دوره‌ای‌ قصه‌های‌ دوران‌ پیشین‌ را نقل‌ می‌کند و وقایع‌ را زشت‌ و چه‌ زیبا، به‌ تصویر می‌کشد.‌ صحت‌ روایات‌ تاریخی‌ و حلاوت‌ نهفته‌ در آن‌ ارتباط‌ مستقیمی‌ با اصحاب‌ قلم‌ دارد. نویسندگان‌ ذهن‌ و زبان‌ تاریخند و نوشته‌های‌ آنها درباره‌ یک‌ واقعه‌ به‌ بایگانی‌ تاریخ‌ سپرده‌ می‌شود تا سالها و بلکه‌ قرنها بعد، نسلی‌ جویای‌ دانستن، آنها را از ضمیر تاریخ‌ بیرون‌ بکشد. ‌
کد خبر: ۲۴۶۷۴۹

همه‌ دانسته‌های‌ تاریخی‌ بشر، مرهون‌ همت‌ و تلاش‌ نویسندگانی‌ است‌ که‌ در دوره‌های‌ پیشین‌ نسبت‌ به‌ وقوع‌ حوادث‌ کوچک‌ و بزرگ‌ بی‌تفاوت‌ نبوده‌اند، آنها را به‌ ثبت‌ رسانده‌اند و به‌ حافظه‌ تاریخ‌ سپرده‌اند. ‌

اگر طبری‌ها و بیهقی‌ها نبودند، اگر عطاملک‌ جوینی‌ها و عبدالله‌ مستوفی‌ها رنج‌ نوشتن‌ را بر خود هموار نمی‌کردند، امروز ملت‌ ایران‌ چه‌ چیزی‌ از تاریخ‌ اجداد و سرزمین‌ خود می‌دانست؟‌

پشت‌ هر روایت‌ تاریخی‌ نام‌ نویسنده‌ای‌ نهفته‌ است‌ که‌ او وقایع‌ را یا خود دیده‌ یا از تحقیق‌ و پژوهش‌ به‌ دست‌ آورده‌ است. ‌

این‌ مقدمه‌ را گفتم‌ تا به‌ واقعه‌ای‌ اشاره‌ کنم‌ که‌ به‌ تاریخ‌ خواهد پیوست. هیچ‌ اراده‌ای‌ نمی‌تواند مانع‌ پیوستن‌ آن‌ به‌ تاریخ‌ باشد، اما اراده‌های‌ بسیاری‌ قادرند در صحت‌ و سقم‌ آن‌ ذهن‌ تاریخ‌ را مغشوش‌ و پریشان‌ کنند، مگر این‌ که‌ نویسندگان‌ قدرتمند، با طرح‌ درست‌ واقعه، مانع‌ انحراف‌ تاریخ‌ شوند. ‌

در آستانه‌ قرن‌ بیست‌ و یکم، سرزمین‌ ایران‌ شاهد دو واقعه‌ بزرگ‌ بود. هر دو واقعه‌ آن‌ قدر عظیم‌ و سترگ‌ بودند که‌ کسی‌ در تاریخی‌ شدن‌ آنها شکی‌ به‌ خود راه‌ نمی‌دهد، هر چند مخالفان‌ این‌ دو واقعه‌ قادر خواهند بود با تشکیک‌ در ریشه‌های‌ آن‌ خللی‌ در واقعیت‌ها به‌ وجود آورند، اما اصل‌ داستان‌ ماجرایی‌ است‌ که‌ دهها و بلکه‌ صدها سال‌ بعد در تاریخ‌ روایت‌ خواهد شد. ‌

این‌ دو واقعه‌ یکی‌ پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ و دیگری‌ جنگ‌ 8‌ ساله‌ عراق‌ علیه‌ ایران‌ است. از انقلاب‌ اسلامی‌ می‌گذرم‌ که‌ موضوع‌ سخن‌ این‌ مقاله‌ نیست، اما جنگ‌ و تاملی‌ در باب‌ آن‌ موضوعی‌ است‌ که‌ این‌ سطور به‌ واسطه‌ آن‌ رقم‌ می‌خورد. ‌

جنگ‌ هشت‌ ساله‌ ما چه‌ خوب‌ باشد چه‌ بد، چه‌ زشت‌ باشد چه‌ زیبا، چه‌ ما آن‌ را دوست‌ داشته، چه‌ از آن‌ متنفر باشیم، پدیده‌ای‌ است‌ که‌ به‌ وقوع‌ پیوست. واقعیتی‌ بود که‌ ما هشت‌ سال‌ شاهد آن‌ بودیم. بلایای‌ خانمانسوزش‌ را تحمل‌ کردیم‌ و رنج‌ها و مصائبش‌ را بردوش‌ کشیدیم. جنگ‌ از کشته‌های‌ ما پشته‌ ساخت‌ و داغ‌ فرزند را بر هزاران‌ دل‌ دردمند پدرها و مادرها نشاند. رنج‌ فراق‌ پدرها و مادرها را بر سینه‌ کوچک‌ و معصوم‌ کودکانمان‌ باقی‌ گذاشت‌ و ثروت‌های‌ مادی‌ و معنوی‌ ملتی‌ کهنسال‌ را به‌ یغما برد. جنگ‌ هر چه‌ بود، زشت‌ بود و کریه، رنج‌ بود و درد، مصیبت‌ بود و آه. آهی‌ گداخته‌ از ژرفنای‌ روح.‌

از سوی‌ دیگر جنگ‌ چون‌ تدافعی‌ بود، میدان‌های‌ رزمش، پرحماسه‌ بود و غرور، پر ایمان‌ بود و تقوا، نور بود و روشنای‌ امید، امیدی‌ که‌ با ذره‌ ذره‌ نجات‌ خاک‌ میهن‌ از گام‌های‌ تجاوز دشمن، شعف‌ و غروری‌ ملی‌ و مذهبی‌ را بر همه‌ قلب‌های‌ شکسته‌ و جنگ‌ زده‌ می‌پاشاند.‌

جنگ‌ ما نیز مانند همه‌ جنگ‌ها سکه‌ای‌ دو رویه‌ داشت، هر چند در هشت‌ سال‌ وقوع‌ آن، ما به‌ ضرب‌ یک‌ روی‌ آن‌ اهتمام‌ ورزیدیم‌ تا از شور حماسی‌ ملت‌ نکاهیم، اما بعدها ذره‌ای‌ انصاف‌ لازم‌ بود تا بپذیریم‌ و پذیرفتیم‌ هیچ‌ جنگی‌ مقدس‌ نیست‌ و آنچه‌ تقدس‌ می‌یابد دفاع‌ در برابر تجاوز است. ‌

به‌ حق‌ جنگ‌ ما جنگ‌ کوچکی‌ نبود. بزرگترین‌ جنگ‌ خاورمیانه‌ طی‌ یک‌ قرن‌ اخیر بود. به‌ لحاظ‌ عرض‌ و طول‌ جغرافیایی‌ دهها کیلومتر میدان‌ داشت. برای‌ ما 22 میلیارد دلار هزینه، هزاران‌ کشته‌ و مجروح‌ و اسیر و مصیبت‌هایی‌ به‌ همراه‌ داشت‌ که‌ با هیچ‌ عدد و رقمی‌ نمی‌توان‌ آنها را بیان‌ کرد. ‌

هیچ‌کس‌ نمی‌تواند از ساختارگرایی‌ این‌ نوع‌ ادبیات‌ دفاع‌ کند. همان‌طور که‌ کسی‌ هم‌ نمی‌تواند به‌ سلامت‌ نفس‌ این‌ داستان‌ها و شعرها ایرادی‌ بگیرد و آن‌ را طفلی‌ عقب‌مانده‌ و نامیمون‌ بنامد

هر چه‌ بود، این‌ جنگ‌ گذشت‌ و دوران‌ سازندگی‌ آغاز شد. بر تاثیری‌ که‌ جنگ‌ بر این‌ دوران‌ گذاشت‌ هم‌ کاری‌ نداریم. چیزی‌ نخواهد گذشت‌ که‌ ملت‌ ما یادمان‌ سی، چهل‌ و حتی‌ پنجاهمین‌ سالگرد پایان‌ آن‌ را برگزار خواهد کرد. ‌

هر چه‌ زمان‌ به‌ پیش‌ می‌رود و هر چه‌ ما از جنگ‌ دور می‌شویم‌ تاریخ‌ آن‌ شکل‌ می‌گیرد، تدوین‌ می‌شود. این‌ تاریخ‌ را فقط‌ ما نمی‌نویسیم. عرب‌ها و اروپایی‌ها و امریکایی‌ها هم‌ می‌نویسند و هر کسی‌ از منظر خویش‌ به‌ این‌ واقعه‌ نگاه‌ می‌کند. خوشبختانه‌ گذشت‌ زمان‌ بسیاری‌ از برداشت‌ها و تصورات‌ را صیقل‌ داده‌ است. تحلیلگران‌ سیاسی‌ هرچند به‌ دنبال‌ دستیابی‌ به‌ اهداف‌ خود هستند، اما گاهی‌ به‌ ناچار واقعیت‌هایی‌ را بر زبان‌ می‌آوردند که‌ پیش‌ از آن‌ و در طول‌ جنگ‌ بر زبان‌ نمی‌آوردند. ‌

یکی‌ از این‌ واقعیت‌ها، اقرار به‌ متجاوز بودن‌ عراق‌ در جنگ‌ است. در دوران‌ جنگ، هیچ‌ تحلیلگر غربی‌ حاضر نبود صدام‌ را به‌ عنوان‌ متجاوز بشناسد و محکوم‌ کند یا نقش‌ و مشارکت‌ امریکا و دولت‌های‌ غربی‌ مانند آلمان، فرانسه‌ و شوروی‌ در حمایت‌ از صدام‌ نیز موضوعی‌ بود که‌ بعدها گفته‌ شد و مجموعه‌ این‌ اعترافات‌ به‌ تاریخ‌ جنگ‌ کمک‌ می‌کند تا بعدها بتوان‌ واقعیت‌ها را آن‌ گونه‌ که‌ بوده، عنوان‌ کنیم. ‌

اما جنگ‌ ما فراتر از آمار و ارقام، در بعد انسانی‌ قابل‌ مطالعه‌ و بررسی‌ است؛ موضوعی‌ که‌ فقط‌ هنرمندان‌ و نویسندگان‌ می‌توانند تصویرگر آن‌ باشند. آمار وقتی‌ به‌ ما می‌گوید فلان‌ تعداد در جنگ‌ کشته‌ یا مجروح‌ شدند، خبری‌ است‌ که‌ بار عاطفی‌ و انسانی‌ ندارد.‌

در برابر هر رزمنده‌ای‌ که‌ به‌ شهادت‌ می‌رسد دهها سوال‌ می‌توان‌ مطرح‌ کرد و به‌ کنکاش‌ زندگی‌ او پرداخت. به‌ اندیشه‌ها و تفکرات‌ او نقب‌ زد و تصویر روشنی‌ از آمال‌ و آرزوهایش‌ ارائه‌ داد که‌ جز در داستان‌ و رمان‌ نمی‌توان‌ به‌ آنها پرداخت.‌

قلم‌ یک‌ نویسنده‌ است‌ که‌ با درهم‌ آمیختگی‌ واقعیت‌ با خیال، انسانی‌ یا واقعه‌ای‌ را به‌ ذهن‌ تاریخ‌ می‌سپارد و جاودانه‌ می‌سازد.‌

با آغاز جنگ‌ و اشغال‌ بخشهایی‌ از خاک‌ ایران، وحدت‌ حماسی‌ روزهای‌ انقلاب‌ در بین‌ ملت‌ به‌ وجود آمد و این‌ در شرایطی‌ بود که‌ ایران‌ پس‌ از انقلاب، در موقعیت‌ بحرانی‌ و پیچیده‌ای‌ قرار داشت. جنگ‌های‌ داخلی‌ در کردستان‌ و پیش‌ از آن‌ در ترکمن‌ صحرا، ارتش‌ و سپاه‌ پاسداران‌ سازماندهی‌ نشده‌ را به‌ خود مشغول‌ کرده‌ بود. انحلال‌ دولت‌ موقت‌ و روی‌ کارآمدن‌ بنی‌ صدر به‌ عنوان‌ رئیس‌جمهور و عدم‌ انسجام‌ لازم‌ بین‌ سه‌ قوه، مشکلات‌ اقتصادی‌ و جایگزین‌ نشدن‌ قانون‌ در همه‌ ارکان‌ اجتماع، مشکلاتی‌ بود که‌ حکومت‌ جوان‌ ایران‌ را رنج‌ می‌داد. از سوی‌ دیگر توطئه‌های‌ امریکا و طراحی‌ کودتای‌ نوژه‌ سبب‌ شده‌ بود که‌ ایران‌ در ضعیف‌ترین‌ موقعیت‌ نظامی‌ خود در صد سال‌ اخیر قرار بگیرد.‌

در چنین‌ شرایطی، حمله‌ رژیم‌ عراق‌ به‌ ایران‌ و اشغال‌ بخش‌هایی‌ از خاک‌ کشور، ملت‌ و دولت‌ را به‌ سوی‌ وفاق‌ ملی‌ سوق‌ داد تا در مدت‌ زمان‌ کوتاهی‌ بتوانند نیروهای‌ ارتش، سپاه‌ و بسیج‌ مردمی‌ را سازماندهی‌ و به‌ سوی‌ جبهه‌های‌ جنگ‌ روانه‌ کنند.‌

حماسه‌ ملت‌ ایران‌ در دوران‌ هشت‌ سال‌ دفاع‌ مقدس، زمانی‌ وسعت‌ و معنای‌ واقعی‌ خود را می‌یابد که‌ بدانیم‌ ایران‌ از سوی‌ همه‌ دولتهای‌ غربی‌ و شرقی‌ تحت‌ محاصره‌ اقتصادی‌ قرار گرفته‌ بود و تهیه‌ مهمات‌ جنگی‌ و مایحتاج‌ عمومی‌ مردم‌ جز از بازار آزاد و به‌ صورت‌ قاچاق‌ میسر نبود.‌

در این‌ میان، جنگ‌ دغدغه‌ اصلی‌ مردم‌ بود. نویسندگان‌ و روشنفکران‌ اما دغدغه‌ دیگری‌ داشتند. آنها فجایع‌ انسانی‌ بی‌شماری‌ را به‌ چشم‌ می‌دیدند؛ صدای‌ بمب‌های‌ انبوهی‌ را که‌ بر سر مردم‌ و مراکز اقتصادی‌ کشور فرود می‌آمدند، می‌شنیدند؛ محاصره‌ اقتصادی‌ را می‌فهمیدند و همسویی‌ امریکا، غرب‌ و جهان‌ عرب‌ با صدام‌ را می‌دیدند، اما حاضر نبودند در کنار مردم‌ قرار بگیرند یا حتی‌ اگر قادر به‌ شرکت‌ در جنگ‌ نباشند، لااقل‌ با قلم‌ خود مردم‌ را همراهی‌ کنند یا با یک‌ دقیقه‌ سکوت‌ خود بر گور به‌ خون‌ خفته‌ شهدای‌ جنگ‌ قیام‌ کنند.‌

اغلب‌ نویسندگان‌ و روشنفکران‌ جامعه‌ ایرانی‌ که‌ از همان‌ ابتدای‌ پیروزی‌ انقلاب‌ ساز مخالف‌ با نظام‌ جمهوری‌ اسلامی‌ را سر داده‌ بودند، جنگ‌ را نه‌ یک‌ تجاوز ظالمانه‌ و آشکار و یک‌ دشمنی‌ قسم‌ خورده‌ بلکه‌ محصول‌ سیاست‌ اسلامخواهی‌ رهبران‌ انقلاب‌ می‌دانستند و خواهان‌ خاتمه‌ آن‌ از سوی‌ ایران‌ بودند، بی‌آن‌که‌ درباره‌ ادامه‌ اشغال‌ خاک‌ ایران‌ و عقب‌نشینی‌ از آن‌ طرح‌ و پیشنهادی‌ داشته‌ باشند.‌

بدیهی‌ است‌ که‌ در چنین‌ اوضاع‌ و احوالی، حماسه‌ دفاع‌ مردم، راهی‌ به‌ دنیای‌ هنر و ادبیات‌ نمی‌یافت‌ و به‌ تصویر کشیده‌ نمی‌شد.‌

به‌ نظر می‌رسید که‌ انقلاب‌ اسلامی‌ و جنگ‌ که‌ فاقد هر نوع‌ حامی‌ و پشتیبان‌ خارجی‌ بود، باید در حوزه‌ فرهنگ‌ و هنر، جبهه‌ای‌ تازه‌ در داخل‌ خود می‌گشود و چنین‌ شد که‌ به‌ قول‌ آن‌ امیر لشکر شعر و ادبیات‌ که‌ بعدها رحل‌ اقامت‌ در امریکا گزید. عده‌ای‌ نوجوان‌ قلم‌ به‌ دست‌ گرفتند و ادبیات‌ دفاع‌ مقدس‌ را شکل‌ دادند و به‌ این‌ ترتیب‌ تنها چند ماه‌ پس‌ از آغاز جنگ، نخست‌ شعر و سپس‌ داستان‌ جنگ‌ متولد شد.‌

هیچکس‌ نمی‌تواند از ساختارگرایی‌ این‌ نوع‌ ادبیات‌ دفاع‌ کند. همان‌طور که‌ کسی‌ هم‌ نمی‌تواند به‌ سلامت‌ نفس‌ این‌ داستان‌ها و شعرها ایرادی‌ بگیرد و آن‌ را طفلی‌ عقب‌مانده‌ و نامیمون‌ بنامد.‌

ادبیات‌ داستانی‌ آن‌ ایام، اگر چه‌ فاقد ساختار ادبی‌ قابل‌ قبول‌ بود، اما تولدی‌ بود که‌ مرور زمان‌ به‌ آن‌ شکل‌ و فرم‌ داد و توانست‌ خلا‡‌ موجود را در جنگ‌ پر کند. داستان‌های‌ جنگ‌ در آن‌ دوران‌ عمدتا در روزنامه‌ها و نشریات‌ ادبی‌ منتشر می‌شد، بعدها ناشران‌ نوپا عمدتا با گرایش‌ مذهبی‌ این‌ مجموعه‌ داستان‌ها را به‌ چاپ‌ می‌رساندند.‌

شکل‌گیری‌ ادبیات‌ داستانی‌ جنگ‌ تابع‌ قوانین‌ و برنامه‌ریزی‌ خاصی‌ نبود. هیچ‌ سازمان‌ و ارگانی‌ را نمی‌توان‌ طراح‌ و حامی‌ چنین‌ ادبیاتی‌ نامید. ادبیات‌ جنگ‌ نخست‌ کاملا خودجوش‌ و پراحساس‌ پا گرفت‌ و بعدها قوام‌ و انسجام‌ لازم‌ را به‌ دست‌ آورد.‌

ادبیات‌ داستانی‌ دفاع‌ مقدس‌ را می‌توان‌ به‌ دو دوره‌ زمان‌ جنگ‌ و زمان‌ پس‌ از جنگ‌ تقسیم‌ و شکل‌ و محتوای‌ آنها را بررسی‌ کرد.‌

در زمان‌ جنگ، ادبیات‌ دفاع‌ مقدس‌ کاملا‌‌ خودجوش ‌ و اغلب‌ از سوی‌ کسانی‌ بود که‌ تجربه‌ کافی‌ در نوشتن‌ نداشتند، به‌ همین‌ دلیل، داستان‌های‌ باقیمانده‌ از آن‌ دوران‌ از استحکام‌ ادبی‌ لازم‌ برخوردار نبود و مرحوم‌ احمد محمود تنها نویسنده‌ پیشکسوتی‌ بود که‌ با نوشتن‌ رمان‌ «زمین‌ سوخته» وقایع‌ مهم‌ آغاز جنگ‌ در مناطق‌ جنوبی‌ کشور، از جمله‌ شهر اهواز را به‌ تصویر کشید

گفتیم‌ در زمان‌ جنگ، ادبیات‌ دفاع‌ مقدس‌ کامل‌ خودجوش‌ و اغلب‌ از سوی‌ کسانی‌ بود که‌ تجربه‌ کافی‌ در کار نوشتن‌ نداشتند، به‌ همین‌ دلیل، داستان‌های‌ باقی‌مانده‌ از آن‌ دوران‌ از استحکام‌ ادبی‌ لازم‌ برخوردار نبود و مرحوم‌ احمد محمود تنها نویسنده‌ پیشکسوتی‌ بود که‌ با نوشتن‌ رمان‌ «زمین‌ سوخته» وقایع‌ مهم‌ آغاز جنگ‌ در مناطق‌ جنوبی‌ کشور، از جمله‌ شهر اهواز را به‌ تصویر کشید و به‌ جز محمود نویسندگان‌ باتجربه‌ دیگر قدمی‌ در این‌ خصوص‌ برنداشتند، اما نویسندگان‌ جوان‌ علاقه‌مند به‌ انقلاب‌ اسلامی‌ که‌ عمدتا خود جزو رزمندگان‌ بودند، نخست‌ نوشتن‌ داستان‌ کوتاه‌ و بعدها نوشتن‌ رمان‌ را سرلوحه‌ کارهای‌ خود قرار دادند.‌

مضمون‌ اغلب‌ این‌ داستان‌ها حوادث‌ جبهه‌های‌ جنگ‌ و مستند به‌ شنیده‌ها و دیده‌های‌ نویسندگان‌ آنها بود. بنابراین‌ برخورد احساسی‌ با جنگ، شعارزدگی، سطحی‌نگری‌ و بی‌توجهی‌ به‌ مبانی‌ ساختاری‌ و ادبی‌ را باید از ویژگی‌های‌ آثار این‌ دوره‌ از ادبیات‌ دفاع‌ مقدس‌ دانست، اما هر چه‌ زمان‌ می‌گذشت‌ و ما به‌ پایان‌ جنگ‌ نزدیک‌تر می‌شدیم‌ شاهد استحکام‌ نسبی‌ ادبی‌ و پرهیز از برخوردهای‌ احساسی‌ و شعارزدگی‌ در داستان‌های‌ جنگ‌ بودیم.‌

ایثار و از خودگذشتگی، شهادت‌طلبی، تکلیف‌ دینی‌ برای‌ دفاع‌ از انقلاب‌ و اسلام، عشق‌ و علاقه‌ به‌ مبانی‌ دینی‌ و رهبر انقلاب‌ اسلامی‌ و مقدس‌ بودن‌ مساله‌ دفاع‌ از جمله‌ مفاهیم‌ مهم‌ داستان‌های‌ این‌ دوره‌ است. با این‌ حال‌ باید پذیرفت‌ که‌ ادبیات‌ داستانی‌ این‌ دوره‌ به‌ لحاظ‌ ساختار ادبی‌ و هنری، ادبیات‌ قابل‌ دفاعی‌ نبوده‌ و نیست.‌

عده‌ای‌ بر این‌ باور بوده‌ و هستند که‌ ادبیات‌ واقعی‌ جنگ‌ پس‌ از پایان‌ آن‌ خلق‌ می‌شود و این‌ نظریه‌ بیشتر از سوی‌ نویسندگانی‌ عنوان‌ می‌شود که‌ در طول‌ جنگ‌ حاضر به‌ نوشتن‌ داستان‌ یا رمانی‌ درخصوص‌ جنگ‌ نبودند؛ نویسندگانی‌ که‌ در آن‌ دوره‌ شدیدا مورد انتقاد سایر اهل‌ قلم‌ و اصحاب‌ جراید بودند.‌

شاید بتوان‌ گفت‌ که‌ باطل‌ بودن‌ این‌ نظریه‌ را انتشار رمان‌های‌ «زمین‌ سوخته» احمد محمود و «زمستان‌ 62» اسماعیل‌ فصیح‌ اثبات‌ کرد و نشان‌ داد که‌ نویسندگان‌ پیشکسوت‌ اگر ریگی‌ در کفش‌های‌ خود نداشتند، می‌توانستند وظیفه‌ خود را به‌ عنوان‌ یک‌ ایرانی‌ شرافتمند ادا کنند. بعدها این‌ نویسندگان‌ با گذشت‌ قریب‌ 18 سال‌ از پایان‌ جنگ‌ و ننوشتن‌ داستان‌ یا رمان‌ درباره‌ جنگ، نشان‌ دادند که‌ مساله‌ ننوشتن‌ داستان‌های‌ جنگ‌ چندان‌ ربطی‌ به‌ مساله‌ زمان‌ ندارد. ‌

اما دوره‌ دوم‌ ادبیات‌ دفاع‌ مقدس، دوره‌ کوشش‌ و تلاش‌ نویسندگان‌ در خلق‌ آثار برتر بود. ‌

پس‌ از پایان‌ جنگ‌ نخست‌ شاهد افت‌ چشمگیر داستان‌های‌ جنگ‌ بودیم. نوشتن‌ که‌ در دوران‌ جنگ‌ برای‌ بسیاری‌ از نویسندگان‌ جوان‌ و نوقلم، به‌ عنوان‌ یک‌ تکلیف‌ دینی‌ محسوب‌ می‌شد، با پایان‌ جنگ‌ به‌ صورت‌ تکلیفی‌ ساقط‌ درآمد و اغلب‌ نویسندگان‌ از نوشتن‌ بازماندند. البته‌ این‌ مساله‌ تنها متوجه‌ ادبیات‌ داستانی‌ نبود، بلکه‌ سایر هنرها از جمله‌ هنرهای‌ تجسمی، تئاتر، سینما و شعر نیز دچار افت‌ شدید کمی‌ شد. ‌

بعدها شاید دو سال‌ بعد بود که‌ متولیان‌ فرهنگی‌ کشور به‌ فکر حفظ‌ آثار و ارزش‌های‌ جنگ‌ افتادند. آنها بخوبی‌ آگاه‌ بودند که‌ در حفظ‌ آثار جنگ‌ وظایفی‌ به‌ عهده‌ دارند و این‌ ارزش‌ها را نباید به‌ حال‌ خود رها کنند تا به‌ ورطه‌ فراموشی‌ سپرده‌ شوند. بنابراین‌ ارگان‌هایی‌ نظیر دفتر ادبیات‌ و هنر مقاومت‌ حوزه‌ هنری، مرکز مطالعات‌ و تحقیقات‌ جنگ‌ سپاه‌ پاسداران، بنیاد حفظ‌ آثار و نشر ارزش‌های‌ دفاع‌ مقدس، معاونت‌ فرهنگی‌ بنیاد جانبازان‌ و... به‌ موازات‌ هم‌ به‌ تشویق‌ و ترغیب‌ نویسندگان‌ و هنرمندان‌ به‌ خلق‌ آثاری‌ درخصوص‌ جنگ‌ پرداختند. ‌

مهمترین‌ آثار باقیمانده‌ از این‌ تلاش‌ همسو، صدها جلد کتاب‌ خاطرات‌ رزمندگان‌ و اسرای‌ جنگ، وقایع‌ روزشمار و تحلیل‌ رویدادهای‌ جنگ، داستان‌ و رمان‌ و شعر و تهیه‌ چندین‌ فیلم‌ سینمایی‌ با موضوع‌ جنگ‌ بود که‌ در میان‌ آنها باید کتاب‌های‌ خاطرات‌ را مهمترین‌ و باارزش‌ترین‌ آثار باقیمانده‌ دانست، آثاری‌ که‌ بعدها می‌تواند دستمایه‌ خلق‌ آثار بسیاری‌ از هنرمندان‌ قرار گیرد. ‌

اما ادبیات‌ داستانی‌ در این‌ دوره‌ به‌ دلیل‌ فروکش‌ احساسات‌ تند زمان‌ جنگ‌ و جایگزینی‌ منطق‌ و خردگرایی‌ و عقلانیت‌ ناشی‌ از تجربه‌ و توانمندی‌ نویسندگان، به‌ مرتبه‌ و درجه‌ قابل‌ توجهی‌ ارتقا یافت. ‌

در این‌ دوره‌ اغلب‌ قالب‌های‌ داستانی، از داستان‌ کوتاه‌ به‌ رمان‌ و داستان‌ بلند تغییر یافت. نویسندگان‌ داستان‌های‌ جنگ‌ در سایه‌ تجربه‌هایی‌ که‌ به‌ دست‌ آورده‌ بودند و فرصت‌ مناسبی‌ که‌ برای‌ نوشتن‌ داشتند، توانستند آثار قابل‌ توجهی‌ خلق‌ کنند، آثاری‌ که‌ البته‌ به‌ نسبت‌ عظمت‌ جنگ، از استحکام‌ لازم‌ برخوردار نبود. در واقع، موفقیت‌ نویسندگان‌ در این‌ دوره‌ را باید موفقیتی‌ نسبی‌ دانست. ‌

دفاع‌ ملت‌ ایران‌ در برابر تجاوز ارتش‌ بعث‌ و خلق‌ حماسه‌های‌ نادر و به‌ یاد ماندنی، از چنان‌ بزرگی‌ و عظمتی‌ برخوردار بود که‌ به‌ حق‌ بیان‌ همه‌ آنها و پرداختن‌ به‌ جزییات‌ آن‌ کاری‌ است‌ دشوار و توانمندی‌ ادبی‌ بالایی‌ را می‌طلبد. به‌ همین‌ علت‌ ما معتقدیم‌ آثار به‌ جا مانده‌ از جنگ، با وجود همه‌ ویژگی‌های‌ مثبت‌ آنها، آثاری‌ نیستند که‌ توانسته‌ باشند همه‌ ابعاد جنگ‌ را به‌ تصویر بکشند و باید منتظر بود که‌ شاهکارهای‌ ادبی‌ جنگ‌ یکی‌ پس‌ از دیگری‌ خلق‌ شود. ‌

از جمع‌بندی‌ آنچه‌ در سالهای‌ پس‌ از جنگ‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است، می‌توان‌ به‌ این‌ نتایج‌ دست‌ یافت:‌

1 - رویکرد نویسندگان‌ در این‌ دوره‌ به‌ رمان‌ و داستان‌ بلند بیش‌ از داستان‌ کوتاه‌ بوده‌ است. ‌

2 - آثار این‌ دوره‌ نسبت‌ به‌ دوره‌ قبل‌ به‌ لحاظ‌ تنوع‌ و فرم‌ و توجه‌ به‌ صناعات‌ ادبی‌ و تلاش‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ تکنیک‌ و ساختار مناسب‌ قابل‌ توجه‌ است. نویسندگان‌ با استفاده‌ از تجربه‌ به‌ دست‌ آمده؛ کسب‌ توانمندی‌های‌ ادبی‌ و پرهیز از برخوردهای‌ احساسی‌ با مقوله‌ جنگ، توانستند در حد قابل‌ ملاحظه‌ای‌ سطح‌ آثار خود را ارتقا بدهند. ‌

3 - کنش‌ و واکنش‌های‌ منطقی‌ نویسنده‌ و شخصیت‌های‌ داستانی، پرهیز از شعارزدگی‌ و بروز احساسات‌ تند و اتخاذ مواضع‌ سیاسی‌ و حذف‌ قابل‌ توجه‌ ردپای‌ نویسنده‌ در اثر، از ویژگی‌های‌ دیگر آثار این‌ دوره‌ است. ‌

4 - در آثار دوره‌ اول، مکان‌ وقوع‌ داستان‌ اغلب‌ جبهه‌های‌ نبرد بود. اما در آثار دوره‌ دوم، شاهد آثار مربوط‌ به‌ پشت‌ جبهه‌ها نیز هستیم. جنگ‌ شهرها، مسائل‌ خانواده‌های‌ رزمندگان، تاثیر شهادت‌ یا اسارت‌ آنها بر افراد خانواده‌ و مشکلات‌ ریز و درشت‌ اقتصادی، اجتماعی‌ و فرهنگی‌ ناشی‌ از جنگ‌ دستمایه‌ آثار بسیاری‌ از داستان‌ها و رمان‌های‌ این‌ دوره‌ محسوب‌ می‌شود. ‌

5 - موضوع‌ اسیران‌ آزاد شده‌ جنگی‌ یعنی‌ آزادگان‌ و نیز مسائل‌ جانبازان‌ و خانواده‌ شهدا از موضوعات‌ مهم‌ بسیاری‌ از رمان‌های‌ این‌ دوره‌ است‌ که‌ البته‌ حمایت‌ بنیاد جانبازان‌ از چاپ‌ این‌ نوع‌ کتاب‌ها را باید مزید بر علت‌ دانست. ‌

6 - در آثار این‌ دوره، نویسندگان‌ بدون‌ دغدغه‌ خاطر به‌ ویرانی‌ها و مصائب‌ جنگ‌ نیز پرداختند. در واقع‌ آن‌ روی‌ سکه‌ جنگ‌ را نیز به‌ تصویر کشیدند. در این‌ نوع‌ آثار مسائل‌ انتقادی‌ از نارسایی‌ها، سوءمدیریت‌ و بی‌توجهی‌ به‌ خانواده‌ رزمندگان‌ بی‌پرده‌ بیان‌ می‌شد که‌ البته‌ جهتگیری‌ کلی‌ نویسنده‌ مثبت‌ و انتقادها در جهت‌ سازندگی‌ بود. ‌

7 - در این‌ دوره‌ شاهد چاپ‌ آثاری‌ بودیم‌ که‌ عده‌ای‌ به‌ آنها داستان‌های‌ ضد جنگ‌ گفتند. داستان‌های‌ ضد جنگ‌ به‌ داستان‌هایی‌ اطلاق‌ می‌شد که‌ نویسندگان‌ آنها در مقابل‌ جنگ‌ موضع‌ منفی‌ داشتند و این‌ موضع‌ به‌ معنی‌ انتقاد از عملکرد و سوءرفتارها نبود. بلکه‌ جنگ‌ و خرابی‌های‌ ناشی‌ از آن‌ را متوجه‌ نظام‌ حکومتی‌ ایران‌ می‌کردند که‌ البته‌ چاپ‌ این‌ نوع‌ آثار با واکنش‌های‌ منفی‌ و انتقادآمیز بسیاری‌ از مردم‌ مواجه‌ شد که‌ بعضا برخی‌ از این‌ آثار از سطح‌ جامعه‌ جمع‌آوری‌ می‌شد و یا حتی‌ مجوز چاپ‌ نمی‌گرفت. ‌

به‌ هر حال‌ آثار این‌ دوره‌ را باید آغاز دوران‌ شکوفایی‌ ادبیات‌ دفاع‌ مقدس‌ نامید. گامهای‌ بزرگ‌ و خوبی‌ برداشته‌ شد هر چند بزرگی‌ و عظمت‌ دفاع‌ مقدس‌ آنقدر عظیم‌ هست‌ که‌ ادبیات‌ موجود هنوز به‌ گرد آن‌ نرسیده‌ است. ‌

ابراهیم حسن‌بیگی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها