در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اتفاقا جناب ریچارد براتیگان رمانی دارد با نام «رویای بابل» که در آن به شکل هنرمندانهای از ظرفیتهای کارخانه رویا سازی ذهن آدم استفاده کرده است.
شخصیت اصلی این رمان یک کارآگاه خصوصی است که هم در عالم واقعی زندگی میکند و هم در دنیایی که ساخته و پرداخته خیال اوست. با این تفاوت که او در زندگی واقعیاش حسابی ناکام است، اما در رویا هایش به همه چیزهایی که میخواسته، دست یافته است.
او اگر چه در یکی از شهرهای آمریکا زندگی میکند، اما شهر تخیلیاش بابل است. او در این شهر یک کارآگاه شناخته شده است، یک ورزشکار محبوب است و همین کامیابیهاست که باعث میشود گاهی اوقات قرارهای مهم زندگیاش را فراموش کند؛ چون در دنیای تخیلاتش با یک پرونده ویژه طرف است که باید آن را حل کند.
از این مقدمه طولانی که بگذریم میرسیم به اصل مطلب، که همان کارخانه رویاسازی ذهن آدم است. نمیدانم چرا این روزها هر خبر علمی که میخوانم ذهنم حسابی درگیر این خبر میشود و مرا وادار میکند که به چیزهای غیر ممکن و عجیب و غریب فکر کنم. البته دوستان گروه دانش روزنامه هم در حاد شدن این وضعیت بی تاثیر نیستند. روزی نیست که یک اتفاق عجیب و غریب نیفتد و با توضیحات این دوستان، آدم به این نتیجه نرسد که «ای کاش چند دهه دیرتر به دنیا میآمدیم.» بعد هم که خب معلوم است، آدم میآید خبری مطلبی چیزی بنویسد، اما تا خودکار را دستش میگیرد و زل میزند به سفیدی کاغذ، کارخانه رویاسازی ذهنش فعال میشود؛ درست مثل کارآگاه رمان «رویای بابل».
از اینجا به بعد ماجرا دقیقا مثل رمانهای علمی - تخیلی است، آدم در دورهای زندگی میکند که سفر به ماه و سیارات مثل سفر از تهران تا کرج است. هیچ بیماریای به سراغ آدم نمیآید چون اطلاعات ژنتیکی آدم در بانک ژن وجود دارد و سلولهای بنیادی بند ناف هم در بانک حاضر هستند تا به محض هرگونه اتفاقی فعال شوند و مشکلات را برطرف کنند.
حالا اگر کارخانه رویاسازی ذهن شما هم فعال شده تقصیر ما نیست، ما بی تقصیریم مقصر اصلی این تکنولوژی است که بدجوری سرعت گرفته است.
بهمن موسوی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: