در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نفسم را حبس کردم تا بیهوا از دهانم نپرد که «حج هم حجهای قدیم»! و نگویم که سالها پیش، زمان خانمبزرگها و آقابزرگهای ما، آنها که عزم حج میکردند اول باید مالشان را از حرام پاک میکردند و قرضی اگر داشتند میپرداختند و از همه حلالیت میطلبیدند که مبادا ندانسته و ناخواسته دلبندهای را آزرده باشند و بعد هم پی فقرا در بستگان و همسایگان میگشتند و تا دلش را پیش از رفتن راضی نمیکردند حجشان را مقبول نمیدانستند و بهترین سوغاتشان خبر نایبالزیاره شدنشان بود از طرف آنها که التماس دعا داشتند و خلاصه وقتی حاجی چاووشی خوانی وقت سفر را میشنید و آماده رفتن میشد، نفس راحتی میکشید و دلش قرص بود که دینی بر گردنش نیست، که سبک است، آن قدر سبک که از غافلگیری مرگ هم حتی دلواپسی نداشت.
مادرش دوباره گفت: «به ما سپرده هرکس هر سوغاتی خواست سفارش بگیریم بهش با تلفن خبر بدیم. شما چه سوغاتی دوست دارید؟ تعارف نکنید.» گفت: «فقط التماس دعا، البته اگر فرصت داشتند. اگر....»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: