بعدازسلا‌م

بازی تخیل

خیالبافی هم برای خودش عالمی دارد، گاهی اوقات هیچی به اندازه خیالبافی نمی‌چسبد، مخصوصا اگر توی اتوبوس یا تاکسی نشسته باشی و کاری نداشته باشی جز تماشاکردن حاشیه خیابان.
کد خبر: ۲۴۵۹۷۶

این جور وقت‌ها، ممکن است در مغز آدم 2‌نوع عملیات پیچیده صورت بگیرد: 1 مغز آدم شروع کند به مرور اتفاقات گذشته (تلخ یا شیرین.) 2 مغز آدم شروع کند به خیالبافی.

(در حال حاضر ما اصلا و ابدا با مورد اول کار نداریم و یک راست می‌رویم سراغ مورد دوم؛ چراکه همه این کلمات کنار هم چیده شده‌اند تا به همین موضوع پرداخته شود.)

حالت دوم ممکن است برای هر کس به نوعی اتفاق بیفتد، اما این موضوع در اصل قضیه خللی ایجاد نمی‌کند. همین طور که آدم توی اتوبوس یا تاکسی نشسته، یواش یواش از دنیای اطرافش کنده می‌شود و به دنیایی قدم می‌گذارد که فقط در تخیلاتش وجود دارد.

این دنیای خیالی خیلی وقت‌ها براساس همین دنیای واقعی شکل می‌گیرد، با این تفاوت که قواعد آن کلا با این دنیا فرق می‌کند و احتمال رخ‌دادن هر نوع اتفاقی در آن وجود دارد. در این دنیا چون کاملا خیالی است، امکان دارد که یک نفر راه بیفتد و بیاید در خانه آدم و بگوید چون خیلی گلی این 2 میلیارد تومان را داشته باش و حالش را ببر. در این دنیا ممکن است آدم در فاصله کوتاهی بازیکن فوتبال شود و از لیگ برتر خودمان در عرض چند دقیقه برسد به باشگاه بارسلونا و لیونل مسی را هم نیمکت‌نشین کند.

تازه این که چیزی نیست، در این دنیا تبدیل شده به رقیب تام کروز و براد پیت اصلا اتفاق دور از ذهنی نیست، همان طور که می‌شود در عرض چند دقیقه به هیمالیا سفر کرد و یک نفس آن هم سر سیاه زمستان این قلعه بلند را فتح کرد.

البته این مساله خاص انسان‌های امروزی نیست، حتما داستان مردی را که در زمان‌ها قدیم یک ظرف روغن داشت، شنیده‌اید. این آدم تخیلش به کار افتاد و حسابی کار دستش داد. او در دنیای خیالی‌اش اول این ظرف روغن را فروخت، بعد یک بره گوسفند گرفت، بعد آن را بزرگ کرد، یک گوسفند دیگر خرید،این دو گوسفند یک بره دیگر دنیا آوردند و... دست آخر این مرد به یکی از ثروتمندترین آدم‌های منظقه تبدیل شد، اما در همین دنیای خیالی با فرزندش دعوایش شد و تا آمد او را با چوبدستی‌اش تنبیه کند، صدای شکستن یک ظرف سفالی از عالم خیال به دنیای واقعی تبعیدش کرد؛ ظرف روغن شکسته بود و او هم دیگر چیزی نداشت. خیالبافی اصلا همذات آدمیزاد است و گاهی اوقات هیچ چیز به اندازه قدم زدن در دنیایی که توی تخیل آدم شکل گرفته نمی‌چسبد، اما به شرطی که حواست باشد ظرف روغن واقعی‌ات را نشکنی.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها