همدل و همراه تا ته دنیا

کد خبر: ۲۴۵۸۱۶

شاید بپرسید: «منظور از یکی شدن چیست و چگونه من و همسرم می‌توانیم این کار را انجام دهیم؟»

یکی شدن نیاز به تلاش و ممارست دارد. این مساله نمی‌تواند سریع رخ دهد اما با تلاش و تعقل می‌تواند اتفاق افتد.

برای زوج‌های جوان تجربه درجه‌ای از پشیمانی در ابتدای ازدواج، امری متداول است، اما آیا باید نگران بود؟

تغییر ناگهانی که پس از پایان ماه عسل ایجاد می‌شود یکی از سنگین‌ترین لحظات زندگی است. بسیاری از زوج‌های جوان، این لحظات را مثل «ریخته شدن آب سرد روی صورتشان» توصیف می‌کنند. برخی هم آن را به صورت‌های زیر بیان می‌کنند:

«من احساس می‌کنم در سیاره دیگری هستم و می‌خواهم به خانه خودم برگردم.»

«من دلم برای کارهایی که دوست دارم انجام دهم تنگ شده است.»

و جمله‌ای که اغلب مشاوران ازدواج می‌شنوند این است که زوجین بیان می‌کنند که «اگر دو نفر تبدیل به یکی شوند، این بدان معناست که من به عنوان یک شخص ناپدید خواهم شد؛ پس قضیه را فراموش کن!»

اگر شما هم این گونه فکر می‌کنید تصور نکنید که تنها هستید یا موقعیت ناامیدکننده‌ای دارید. بسیاری از زوج‌های دیگر نیز چنین تصوری دارند. نقل قولی که در ادامه آمده، نشان دهنده این حقیقت است که تغییر شرایط از دوران مجردی به متاهلی اغلب مشکل است.

«من تصور می‌کنم سختی‌های زیادی که در هماهنگ کردن دو زندگی با هم وجود دارد شبیه به حرکت کردن در جهت مخالف طوفان و یافتن یک جای امن و آرام است.»

بسیاری از زوج‌ها از چگونگی ترکیب دو شخصیت و هماهنگ شدن خواسته‌ها، آرزوها و رویاهایشان با یکدیگر ، متعجب هستند و آن را عقلانی نمی‌پندارند بلکه معتقدند که ازدواج و ایجاد هماهنگی بین دو نفر مربوط به روح بوده و خداوند در آن دخیل است.

تغییر و تحول از مرحله مجردی (با آزادی‌های خاص خود) به متاهلی (با تعهدات ویژه آن) می‌تواند در طرفین احساس عصبانیت یا ضرر و زیان را ایجاد کند. اما می‌توان با آن کنار آمد.

این احساسات طبیعی هستند. وقتی ما از دوران مجردی به متاهلی گام می‌نهیم، احساس زیان می‌کنیم. حس از دست دادن چیزی، احساس ناخوشایندی در ما ایجاد می‌کند. اما همین که در رابطه خود با شخصی که با او پیمان بسته‌ایم رشد و پیشرفت می‌کنیم غم و اندوه به شادی، رضایت و خرسندی تبدیل می‌شود.

تجربه سطوح مختلفی از افسوس و پشیمانی برای زوج‌های جوان، امری متداول است. مثلا در یک مورد دختری که سال‌ها به دنبال مرد ایده‌آل خود می‌گشت تا بتواند بقیه زندگی‌اش را با او در آرامش سپری کند، در سن 33 سالگی مرد رویاهایش را دید و 13 ماه بعد با هم ازدواج کردند. اگر چه او مطمئن بود که شوهرش مردی است که خداوند برای او انتخاب کرده اما احساس می‌کرد استقلال خود را از دست داده است. او اکثر اوقات احساس ناراحتی، پریشانی و تضاد در خود می‌کرد و در مورد درستی تصمیم خود در مورد ازدواج دچار تردید می‌شد. او عاشق همسرش بود و از او سپاسگزار بود و مطمئن بود که هیچ مردی را بهتر از او نخواهد یافت. اما هنوز با از دست دادن «خلوت خود» دچار کشمکش بود و حس می‌‌کرد آزادی خود را از دست داده است.

او پس از مدتی فهمید که احساساتش معمولی بوده و بیشتر مردم این تجربیات را دارند و کم‌کم به مرحله‌ای رسید که به همدلی و یکی شدن با همسرش که هدیه‌ای الهی بود افتخار می‌کرد. او هر روز تلاش می‌کرد تا با تمام وجود از ارتباط خود با همسرش لذت ببرد.اگر چه او گاه‌‌و بی‌گاه نیاز به تنها بودن را حس می‌کرد اما یادگرفته بود که به جای یک جانبه‌ فکر کردن، دوجانبه و از سوی دوطرف فکر کند. در حالی که پس از یک روز سخت کاری می‌توانست در جایی راحت بخوابد و استراحت کند ترجیح می‌داد که وقتش را در درجه اول با همسرش بگذراند. همسرش هم به طرز مشابهی رفتار می‌کرد و ازدواج آنها با شادی و صمیمیت ادامه یافت.

همان طور که می‌بینید در ازدواج باید به جای خودخواهی‌های شخصی، احساس نزدیکی و وحدت با طرف مقابل داشت و تا حدودی تمایلات شخصی را به خاطر دیگری زیر پا بگذاریم. در این حالت تمامی احساسات ناخوشایند جای خود را به شادی و نشاط می‌دهد.

ایجاد یگانگی و وحدت،‌ نیاز به تلاش زیادی دارد اما ارزش این همه سعی و تلاش را دارد. اگر با چالش‌های «با هم بودن» دست و پنجه نرم می‌کنید چند پیشنهاد ساده زیر می‌تواند به شما کمک کند.

1‌- به یاد بیاورید که خداوند شما دو نفر را برای یک دلیل و هدف خاص در کنار هم قرار داده است و این که شما یکدیگر را پیدا کرده‌اید تصادفی نیست. او خواسته،‌شما یک روح باشید در دو بدن و به یکدیگر عشق بورزید و تا زمان مرگ در کنار هم باقی بمانید.

2 - ‌طریقه فکر کردن خود را تغییر دهید. شما هنوز هم یک فرد مستقل هستید اما خداوند خواسته تا در کنار فردی دیگر زندگی کنید. پس باید طرز فکر خود را تغییر دهید چرا که اکنون تنها به خود تعلق ندارید و نباید مثل فردی مجرد رفتار کنید. با تغییر طرز فکر خود، نوع احساسات خود را نیز می‌توانید تغییر دهید. مثل فردی متاهل فکر کنید؛ در این حالت همین‌گونه نیز احساس خواهید کرد.

3 - ‌سعی کنید روی اشتباهات همسر خود تمرکز نکنید و با تغییر خود شروع به افزایش یگانگی و همدلی با او کنید.

4‌ - از دیگران یاد بگیرید. از زوج‌های موفقی که در اطرافتان می‌شناسید راز و رمز موفقیتشان را جویا شوید. ببینید آنها چه عادات و رفتاری داشته‌اند که چنین ازدواج‌های موفقی را تجربه کرده‌اند.

زوجی را می‌شناسم که هر دو کاملا مستقل بوده و در سال اول ازدواجشان چنان دچار مشکل شده بودند که هر دو تصور می‌کردند اشتباه بزرگی را مرتکب شده‌اند. آنها علایق متفاوتی داشتند و وقت کمی را با یکدیگر سپری می‌کردند و جدا از هم روزگار می‌گذراندند و حتی به فکر طلاق هم افتادند. اما به خاطر داشتن اعتقادات مذهبی احساس کردند که باید در کنار یکدیگر باقی بمانند.

اما در سالگرد سومین سال ازدواجشان اوضاع عوض شد. آنها با هم پیمان بستند که یاد بگیرند چگونه می‌توانند به رضایت و خرسندی در ازدواج برسند. آنها شروع به خواندن کتاب‌های مختلف در این زمینه کرده و به موارد مشابهی که در زندگی اطرافیانشان می‌دیدند با دقت توجه کردند. آنها با هم بودن را تبدیل به یک سرگرمی کردند به طوری که همواره با هم بودند و همه، آنها را با هم و در کنار هم می‌دیدند. آنها موفق شدند که سال‌های سال با شادی و خوشی در کنار هم زندگی کنند.

در رابطه زناشویی، بیش از هر چیز سعی کنید سرگرمی‌های مشترکی را ایجاد کند و وقت زیادی را با هم و در کنار یکدیگر بگذرانید. همدلی و همراهی باعث ایجاد حس آرامش در طرفین خواهد شد و هدف اصلی ازدواج نیز رسیدن به همین ساحل آرامش است.

الهه عیوض‌زاده

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها