در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عصبانی نشوید
عصبانیت یک حالت هیجانی است که از لحاظ شدت میتواند خفیف، شدید یا ویرانگر باشد. همانند دیگر هیجانات، عصبانیت موجب تغییرات متعدد زیستی و فیزیولوژیکی میشود؛ مثل افزایش فشار خون، ضربان قلب، تنفس و همچنین افزایش میزان تولید انرژی از آدرنالین و نورآدرنالین. برانگیختگی شدید فیزیولوژیکی مشخصه آن دسته از حالات هیجانی است که جاندار را برای عمل فرار یا جنگ آماده میکنند. عصبانیت میتواند ناشی از عوامل درونی یا بیرونی باشد.
شما میتوانید از دست فرد مشخصی، مثل یک همکار یا از یک حادثه (ترافیک یا پرواز لغو شده) عصبانی شوید. عصبانیت شما میتواند ناشی از نگرانی یا تفکر شما درباره مسائل شخصی باشد مثل قد و قیافه خود یا یادآوری حوادث و خاطرات تلخ و آسیبزا.
وقتی عصبانی هستیم چه شکلی میشویم
روش طبیعی و غریزی بیان عصبانیت رفتار پرخاشگرانه است. عصبانیت یک پاسخ طبیعی انطباقی در برابر تهدیدهاست و غالبا عصبانیت احساسات و رفتار ما را برمیانگیزد تا از خود در مقابل مهاجم دفاع کنیم یا با او بجنگیم.
بنابراین میزان معینی از عصبانیت برای ادامه حیات لازم است. از سوی دیگر، ما نمیتوانیم به هر فرد یا شیئی که ما را عصبانی و ناراحت کرده است، حمله کنیم؛ زیرا قوانین، هنجارهای اجتماعی و عقل سلیم تا حدود زیادی از شدت عصبانیت ما میکاهد. نشان دادن دندانها و فشار دادن آنها به هم، علامت بینالمللی خشم و عصبانیت است، گرچه علائم دیگری نیز با عصبانیت همراه است؛ مثل چهره برافروخته، ابروان پایین افتاده و درهم کشیده و گشاد شدن سوراخهای بینی. البته فرهنگ نیز در این مورد موثر است.
اما پرخاشگری میتواند سرکوب شود و آنگاه تغییر جهت دهد یا در قالب جدیدی خود را آشکار کند. سرکوب زمانی اتفاق میافتد که فرد عصبانیتش را مخفی کند، از فکر کردن به آن بپرهیزد و به موارد مثبت فکر کند. هدف از بازداری و سرکوبی آن است که رفتار سودمندتری داشته باشیم.
خطر سرکوبی عصبانیت این است که اگر بالاخره خود را آشکار نسازد، میتواند تأثیرات درونی بر شما داشته باشد. عصبانیتی که متوجه درون است ممکن است موجب بالا رفتن فشار خون، افسردگی و حتی سکته شود. عصبانیتهای تخلیه نشده همچنین موجب مشکلات دیگری میشوند؛ مثل خودخوری، عیبجویی دائمی و رفتار پرخاشگری انفعالی. افرادی که دائما دست رد به سینه دیگران میزنند، از هر چیزی خرده میگیرند و عیبجویی میکنند، یاد نگرفتهاند که چگونه عصبانیت خود را به روش مثبت بیان کنند. جای تعجب نیست که آنان نتوانند با دیگران روابط اجتماعی سالم داشته باشند.
روش دیگر این است که شما خود را از درون آرام کنید. از این طریق نه تنها میتوانید رفتارهای بیرونی خود را کنترل کنید بلکه میتوانید پاسخهای درونی خود را نیز مهار کنید. مثلا کمکم ضربان قلبتان را پایین بیاورید، خودتان را آرام و احساسات خود را مهار کنید.
حسود نباشید
حسادت واکنشی است که از نزدیک 2 سالگی شروع میشود و با رشد کودک ممکن است تا بزرگسالی ادامه یابد و بر طبق الگوهای مختلف فرهنگی به صورتهای متفاوتی جلوهگر میشود. حسادت در کودک پاسخی طبیعی است به محرکها و هنگامی ایجاد میشود که به اعتقاد وی عاطفه یا محبتی را از دست داده باشد.
در الگوی حسادت غالبا نوعی ترس نیز وجود دارد، زیرا حسود احساس میکند که دیگری عاطفه شخص مورد علاقه او را نسبت به وی به خطر انداخته است یا مقامی را که او انتظار رسیدن به آن را داشته، دیگری احراز کرده است. بنابراین موقعیتی که حسادت را برمیانگیزد غالبا یک موقعیت اجتماعی است. حالا ممکن است این حسادت در بزرگسالی هم دیده شود بویژه در مکانهایی چون محل تحصیل و سایر مکانهایی که به نوعی رقابت میان افراد شکل میگیرد. پس اگر میخواهید آرام زندگی کنید و با سختیهای زندگی مبارزه کنید، حسود نباشید.
چگونه حسود نباشیم
برای جلوگیری از رشد حسادت در کودکی، لازم است پدر و مادر توجه داشته باشند که کودک را به دلیل حسادت مورد ملامت و سرزنش قرار ندهند بلکه با برخوردهای حساب شده در حذف علتهای آن گامهای موثری بردارند. پدر و مادر میتوانند با خودداری از تنبیه و کنار کشیدن ظاهری خود، رفتار او را نادیده بگیرند و احساس ارزشمندی شخصیت و محبوبیت را در او تقویت کنند.
اگر والدین در برخورد با کودک واکنشهای حسادتآمیز وی را تشدید کنند و او را بشدت خشمگین کنند، تاثیرات منفی زیادی را در او ایجاد خواهند کرد. اما در بزرگسالی کار کمی دشوارتر میشود. برای درمان حسادت در بزرگسالی ابتدا شناخت ریشه آن ضروری است تا بتوان با مقابله و از بین بردن آن حسادت را درمان کرد. البته ریشه اصلی حسادت ضعف فکری در نحوه تلقی امور و بدبینی است.
اگر کودک نسبت به نوزاد حسادت میکند که چرا پدر یا مادر به او محبت میکنند برای این است که احساس میکند ممکن نیست پدر یا مادر هر دو را دوست بدارند. البته این مساله در سالهای اولیه رشد ناآگاهانه یا نیمهآگاهانه است ولی در سالهای بالاتر به سبب آگاهی بیشتری که فرد نسبت به حالات خود پیدا میکند با دید وسیعتری به امکانات موجود در جهان مینگرد یعنی این بار بدبینی و کج فکری هنگام حسادت به نظام هستی تغییر جهت میدهد و فرد وسعت توان و فضل خداوندی را انکار میکند یا فکر میکند که خداوند او را دوست نداشته که فلان نعمت را به او نداده است. اما دلیل هر چه باشد، حسادت حسی آزاردهنده است که با راههای مختلف میتوان آن را از بین برد یا از شدت آن کاست.
توجه به رحمت و حکمت خداوند، توجه به موقعیتها و امکانات شخصی و توجه به ضررهای حسادت از جمله راههای تئوری مقابله با این احساس است اما برای درمان عملی حسادت نیز راههای دیگری وجود دارد که تمرین بر بیاهمیت بودن نسبت به حسادت و رفتار بر ضد آن، ایجاد رابطه عاطفی مثبت میان خود و فرد مورد حسادت از جمله این راههاست.
رقابت ممنوع
بیشتر آدمها دوست دارند با هم رقابت کنند غافل از اینکه رقابت چیز خوبی نیست. در رقابت ما طرف مقابلمان را همچون یک رقیب میبینیم که باید به هر طریق ممکن او را کنار بزنیم. اما اگر به جای رقابت سعی کنیم با هم رفاقت کنیم و در عین حال با هم صمیمی باشیم، آن وقت زندگی شیرین میشود. ولی همیشه این اتفاق نمیافتد، چرا که بیشتر آدمها در مسیر رقابت با هم قرار میگیرند. اما باید دانست برای اینکه با آدمهای طالب رقابت درست و با تفاهم زندگی کنیم هم راههایی وجود دارد.
برای این کار باید از هر چیزی که این افراد را تحریک به رقابت میکند دوری کنیم یعنی خود ما زمینهای را فراهم نکنیم تا از جانب ما احساس خطری فرد را تهدید کند تا او نیز برای جبران این وضعیت دست به تکاپو بزند. البته وارد شدن در این عرصه کمی سخت است چون به هر حال تلاش برای سبقت گرفتن از دیگران را نمیتوان نادیده گرفت. ولی سبقت گرفتن از دیگران خوب است چون در این حالت ما طرف مقابلمان را نه یک رقیب بلکه دوستی میدانیم که با رفاقت با او میتوان از او جلو افتاد. البته گام نهادن در این مسیر نیز کار آسانی نیست؛ چرا که همیشه زمینه برای سبقت گرفتن مهیا نمیشود ولی به هر حال این یک کار ناشدنی نیست. پس باید دانست که برای زندگی کردن باید مبارزه کرد و بدون عصبانیت، حسادت و رقابت به بهتر شدن زندگی فکر کرد.
مریم خباز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: