بازی انحصاری ایکس باکس بی سر و صدا آمد

راه و رسم شمشیرزنی

‌با این‌که تعداد بازی‌های سبک اکشن سوم شخص، به‌خصوص آن‌هایی که شمشیر بازی و نبردهایی به سبک دویل‌می‌کرای یا نینجاگایدن را سرمشق خود قرار داده‌اند کم نیست، اما باز هم بازی‌سازانی پیدا می‌شوند که به‌سراغ طراحی چنین عناوینی بروند. نینجابلید یکی از آخرین بازی‌های ساخته شده در سبک اکشن سوم شخص است که توسط ‌From Software‌ طراحی شده که علاقمندان به سری بازی‌های ‌Armored Core‌ و تنچو با نامش آشنا هستند.
کد خبر: ۲۴۵۵۵۶

نینجابلید با این‌که یک بازی انحصاری ایکس‌باکس360 است، اما تبلیغات زیادی نداشت. چند دموی شبیه به‌هم، تنها چیزهایی بودند که از گیم‌پلی نینجابلید دیده بودیم. نینجابلید یک بازی درجه 1 نیست، اما موفق شده خودش را تا حدودی از زیر سایه رقیب‌ها بیرون بکشد.

سازنده‌ها برای طراحی بازی‌شان بیشتر روی جنبه سینمایی و بصری بازی تمرکز کرده‌اند. شروع داستان بسیار عالی است. بازی با ضرب‌آهنگ فوق‌العاده خوبی آغاز می‌شود و می‌تواند حرفه‌ای‌ترین بازی‌کننده‌ها را هم میخکوب کند. سکانس شروع و معرفی کاراکترها بسیار خوب پرداخت شده. نقش اول بازی «کن» نام دارد که به‌همراه گروهی که پدرش رهبری آن را برعهده دارد، برای مبارزه با ویروسی که به سبک ویروس‌های رزیدنت‌اویل در حالت گسترش در توکیو است و مردم را تبدیل به هیولا می‌کند، فرستاده می‌شود. اما در همان آغاز کار با خیانت پدر و فرمانده گروه، در انجام ماموریت ناموفق می‌ماند.

در طول بازی کن هم می‌خواهد توکیو را از چنگ شیاطین و هیولاها نجات بدهد و هم می‌خواهد دلیل خیانت پدرش را دریابد. این خط داستان در چند مرحله اول بسیار پررنگ و جذاب است اما همین‌طور که در بازی پیش می‌رویم، متوجه می‌شویم داستان هیچ جنبه دیگری ندارد و در نهایت در چند مرحله آخر داستان هم در کنار دیگر عوامل بازی افت شدیدی پیدا می‌کند. ‌ ‌

روند بازی نینجابلید را می‌شود به چهار بخش کاملا مساوی تقسیم کرد. بخش اول همان مبارزه‌ها و درگیری‌های تن‌به‌تن با شمشیر است. در این بخش نینجابلید اصلا نمره خوبی نمی‌گیرد. کنترل کن اصلا به‌نرمی و راحتی دانته یا کریتوس نیست. دشمن‌های عادی تعدادشان از انگشتان یک دست هم تجاوز نمی‌کند. کومبوها زیاد هستند، اما انگیزه‌ای برای استفاده از آن‌ها ندارید. شمشیرها اصلا بالانس نیستند و قدرت بینایی ویژه نینجایی کن (بخوانید اسلوموشن از نوع مکس‌پینی) آنقدرها که باید کارآمد نیست. سلاح‌ها اصلا متنوع نیستند و جالب اینجاست که در همان مرحله تمرینی همه سلاح‌های بازی را می‌گیرید. اما خوشبختانه روند بازی نینجابلید مانند افرو سامورایی یا ‌God of War‌ بر مبارزه با دشمن‌های متعدد بنا نشده است.

بخش دوم گیم‌پلی مبارزه با غول‌هاست. خوشبختانه جنبه‌های سینمایی و هیجان ناشی از مبارزه با غول‌آخرهای عظیم و گوناگون به‌خوبی ضعف‌نبردهای تن‌به‌تن را جبران می‌کند. نوع چینش مراحل و تعداد غول‌آخرها یادآور سری بازی‌های معروف ‌Contra‌ است. تعداد غول‌آخرها و تنوع آن‌ها واقعا قابل تحسین است.

بخش سوم به ‌QTE‌ها یا زدن به‌موقع دکمه‌هایی که در صفحه نمایش داده می‌شوند اختصاص دارد. سازنده‌ها یک سیستم نسبتا خوب ‌QTE‌ مانند بازی فارنهایت طراحی کرده‌اند که هم با استفاده از آن گیم‌پلی را پیش ببرند و هم بتوانند مبارزه‌ها را بیش‌ازپیش سینمایی‌تر کنند. دکمه‌هایی که در صفحه نمایش داده می‌شوند، کمابیش با حرکاتی که کن انجام می‌دهد مربوط هستند و به همین دلیل، تکرار بیش از حد ‌QTE‌ها چندان آزاردهنده نیست. از طرف دیگر، وقتی که دوربین از زاویه‌های سینمایی بازی را نشان می‌دهد، مبارزه با غول‌های بزرگ جزو نقاط قوت اصلی بازی نینجابلید به‌شمار می‌آید.

بخش چهارم هم مربوط به تیراندازی پشت یک تیربار و خمپاره‌انداز است. تقریبا در شروع هر مرحله کن پشت یک تیربار می‌نشیند و دشمن‌هایی که از اطراف حمله می‌کنند را هدف می‌گیرد. این سکانس‌ها هم تا حدودی ضعیف هستند، اما خوشبختانه تا اعصابتان شروع به خرد شدن کند، تمام می‌شوند.

روند بازی در نوع خود خاص است. تعدد غول‌ها باعث شده که دشمن‌های عادی اصلا به چشم نیایند. در واقع پس از مدتی متوجه می‌شوید که دشمن‌های عادی فقط برای این جلویتان سبز می‌شوند که بهانه‌ای برای تراز گرفتن و پر کردن خط سلامت خود داشته باشید و اصل کاری همان غول‌ها هستند. اما این روند متاسفانه در سه مرحله پایانی به هم می‌خورد. مراحل پایانی بسیار طولانی، در هم و خسته‌کننده هستند. سه‌چهار نبرد نهایی، استقامت و صبر و حوصله زیادی را می‌طلبند.

از نظر گرافیکی نینجابلید شاهکار نیست اما توانسته گلیمش را از آب بیرون بکشد و صحنه‌های چشمگیری را بسازد. هر چند که یکنواخت بودن مراحل و ترکیب رنگ آن‌ها، پس از مدتی چشم را حسابی خسته می‌کند. جا داشت چند مرحله با لوکیشن‌های متنوع و رنگ‌بندی دیگری هم به بازی اضافه می‌شد.

از بازی کردن نینجابلید پشیمان نمی‌شوید. پس از یک بار تمام کردن، همه مراحل را می‌شود به دلخواه بازی و راه مخفی‌های متعدد آن‌ها را پیدا کرد. تغییر لباس کن، گرفتن سلاح مخفی و آپگرید کردن هم سلاح‌ها و نینجاتسوها هم می‌تواند انگیزه خوبی برای تکرار نینجابلید باشد. در کل باید گفت نینجابلید درصد خوبی از تکرار کلیشه‌ها و نوآوری را در روند بازی‌اش پیاده کرده و در این کار کاملا موفق بوده است. اما بازی‌های انحصاری باید خیلی بهتر از این‌ها باشند.

سید طه رسولی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها