در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آیا هنوز هم به کار در تلویزیون عشق میورزید؟ میدانید که این سلیقه بسیاری از بازیگران نیست؟
باید ببینیم از کار در سریالها و فیلمهای تلویزیونی چه انتظاری داریم. اگر فقط درآمد مدنظر باشد شاید تلویزیون آدم را فراری دهد، اما برای من دیده شدن و با مردم بودن مهمترین چیز است. 90 درصد کارهای تلویزیونیام از پربینندهترینها بودند. اما مسلم است که درآمد یک فیلم از کل یک سریال بیشتر است.
این سلیقه شما را از نقش اول بودن درسینما دور نکرده یا اصلا به این مهم فکرمیکنید؟
صادقانه بگویم که 20 سال انتظار کشیدم. کاراکتر والتر وال با یک انتظار 20 ساله متولد شده است. اگر میهمان از سوی تماشاگران و در مرحله بعدی منتقدان فیلمی خوب شناخته شده باشد، من دیگر هیچ انتظاری ندارم و معلوم است که صبر من نتیجه داده است. بنابراین چیزهای دیگر اصلا برایم مهم نیست.
جز تماشاگران و منتقدان به نظر میرسد برای اعضای آکادمی هم خوب دیده شدهاید.
حدود دوسوم اعضای آکادمی همین همکاران سابق و فعلی و بازیگران و کارگردانان قدیمی هستند. پس آنها را هم جزو تماشاگران حساب میکنم. هرچند از این دیده شدن سپاسگزارم.
چگونه است که ریچارد جنکینز در کارنامه حرفهایاش کارهای سینمایی و تلویزیونی کمدی بسیاردارد؛ اما به موازات آن کارهای درام و جنایی هم کم ندارید. میگویند کار کمدی؛ هنرپیشه را همیشه دراین ژانر زندانی میکند؟
این دیگر به خود بازیگر برمیگردد. برای کارهای اخیر مثل برادرخوانده یا بعد از خواندن بسوزان کمدی صرف اگر وجود دارد و با چیز دیگر مخلوط نمیشود، به دلیل مرزبندیهای خاصی است که بازیگر به کمک کارگردان انجام میدهد. من همیشه این مرزبندیها را با جدیت دنبال میکردم. بنابراین کار تلویزیونی و سینمایی در ژانر جنایی برایم تعریف خاص خودش را دارد و کار کمدی نیز (اگرچه انرژی فراوان میبرد) باز هم همین گونه است.
آیا پس از این باز هم به نقش اول فکر میکنید؟ کارهای امسال شما (2009) اینگونه هستند؟
پس از جنگ جهانی دوم پدر و مادر انتظار داشتند که بچههایشان یا وکالت بخوانند یا درس بیمه، تفکر آمریکایی جماعت در دوران نوجوانی من این گونه بود. غافل از این که زندگی اجتماعی چرخهای از شغلهای متفاوت است که اگر نازلترین آن حذف شود، همه مردم زیان میبینند. من منتظر نقش اول نمیمانم. همان بازیگری خواهم بود که در چرخه بازیگران یک فیلم کارم را به بهترین نحو انجام خواهم داد. اگر این گونه کار کنم، باز هم دیده میشوم. مهم به نظرم همین است.
در هالیوود شما پس از پل نیومن سمبل بازیگرانی بودید که سرشار از اخلاق هستند و زندگی سالم خانوادگی دارند. در این باره موافقید؟
اینطور پرسشها از آنجا پیدا میشود که چقدر ما به زندگی خانوادگی اهالی سینما به دیده شک نگاه میکنیم. البته ازدواجهای متعدد و یا چند ماهه و بدتر از همه زندگیهای بدون ازدواج به این نگاه منفی کمک میکند. بنابراین من به عنوان عضوی از اهالی سینما چون پیوند خانوادگیام پس از 40 سال (جنکینز سال 69 ازدواج کرده) هنوز قرص و محکم است، مورد توجه قرار میگیرم وگرنه مردم در شغلهای دیگر و یا حتی کشورهای دیگر این امر برایشان خوشبختانه امری عادی است. ما عقبگرد داشتیم...
از کاراکتر «پروفسور والتر وال» و همبازیهایتان در فیلم مهمان بگویید.
اول از همه از توماس (مک کارتی) بگویم. جدای از کارگردانی؛ سناریوی او بقدری دلپذیر بود که پس از خواندنش خود را جوان حس میکردم. توماس میگفت حتی این نقش را برای تو نوشتم و من هم تمام تجربه 35 سالهام (اولین کار جنکینز مربوط به 1974 و فیلم تلویزیونی مهمانی با پلنگ بود) را به کار گرفتم. درخصوص حظ (سلیمان) و دانیا (جسیکا گوریرا) که نقشهای طارق و زینب را بازی میکردند، باید بگویم که عالی بودند و تعامل فوقالعاده داشتند. حتما میدانید که این 2 نفر 3 سال است تجربه بازیگری دارند؛ اما بینهایت اهل همکاری، یاد گرفتن و پیشرفت بودند. آنها محور بودند و من دور آنها میچرخیدم.
اگر به گذشته برگردید، کدام کارهایتان را بیشتر دوست دارید و برای آینده چه برنامهها و آرزوهایی دارید؟
فیلمهای «کوجک» را خیلی دوست دارم، و سریال «چلنجر» را، چون مردم واقعا از این کارها راضی بودند. یادآوری تجربه کار با جک نیکلسون (فیلم گرگ)، جیم کری (خنده با دیک و جین) و یا کار با استیو مارتین (یک دوجین بهتره) برایم همیشه جذاب بوده. برای امسال هم فیلم «انتظار همیشگی» را در نوبت اکران دارم.
مترجم: مهدی تهرانی
منبع: اینتر تیمنت ویکلی
20 مارس 2009
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: