سینما در سیما

2 دهه پیش، قبل از این‌که هنوز شبکه‌های تلویزیونی و ماهواره‌ای گسترش یابد و جهان به اندازه امروز در جامعه اطلاعاتی و شبکه‌ای تنیده شود برخی سریال‌های ایرانی و ژاپنی و فیلم‌های عصر جمعه بود که علاقه‌مندان به سینما را پای جعبه جادو می‌نشاند تا از تماشای آن لذت ببرند و به اصطلاح اوقات فراغت را غنی سازند.
کد خبر: ۲۴۴۹۶۳

تا این‌که سال‌ها بعد اگر اشتباه نکنم 17 سال پیش شبکه یک در آخرین ساعت‌های شب‌های جمعه به پخش برنامه جدیدی با عنوان «هنر هفتم» پرداخت که اجرای آن را اکبر عالمی، مدرس سینما به عهده داشت.

این اولین بار بود که علاقه‌مندان جدی سینما شاهد برنامه‌ای بودند که فیلم‌های مهم‌تر سینمای ایران و جهان را به نمایش می‌گذاشت و باز هم برای نخستین بار بود که به نقد و تحلیل فیلم پس از نمایش پرداخته می‌شد که آن زمان یک نوآوری و خلاقیت رسانه‌ای به حساب می‌آمد که هنوز هم برای سینمادوستان دارای حس نوستالژیک است.

دسترسی نداشتن به نسخه‌های باکیفیت فیلم‌ها و فقدان ابزار و امکانات تکثیر و توزیع فیلم‌های سینمایی در آن زمان، هنر هفتم را به کانون توجه اهل فرهنگ و هنر تبدیل کرد تا از این فرصت استثنایی برای سینمای مورد علاقه خود استفاده کنند. امروز اما به واسطه گسترش فناوری‌‌های ارتباطی و توسعه شبکه‌های تلویزیونی و مراکز پخش آثار سینمایی، فیلم یکی از قابل دسترس‌ترین کالاهای فرهنگی در جامعه ما شده است، به طوری که آرشیو شخصی افراد گاهی به اندازه کل فیلم‌هایی است که سالانه از تلویزیون پخش می‌شد؛ اما اکنون شبکه‌های مختلف تلویزیونی هر کدام با ایجاد ویژه‌برنامه‌های تلویزیونی مثل هنر هفتم تلاش می‌کنند تا نگاهی تخصصی به فیلم و سینما داشته باشند، به طوری که یک نوع رقابت تلویزیونی را در این زمینه شاهد هستیم. سینما یک، سینما 4، سینما 5، سینما گلخانه، سینما ماوراء، سینما اقتباس، صد فیلم و... نمونه‌هایی از این برنامه‌ها هستند.

برخی از این برنامه‌ها، سینما را در ژانر و قالب خاص دنبال می‌کنند مثل سینمای ماوراء یا سینمای کمدی و سینمای مستند که ممکن است مخاطبان محدودتری داشته باشند و برخی دیگر نیز از عمومیت بیشتری برخوردار هستند که باز هم این دسته به 2 گروه تقسیم می‌شوند. فرضا سینما یک به انواع ژانرها و فیلم‌هایی سینمایی می‌پردازد که طیف مخاطبان آن از علاقه‌مندان جدی سینما تا مخاطبان عام را دربرمی‌گیرد و برنامه‌ای مثل صد فیلم که به فیلم‌های عامه‌پسندتر می‌پردازد و بیشتر مخاطبان عام را شامل می‌شود. ساخت و تولید چنین برنامه‌هایی اگرچه برای علاقه‌مندان سینما خوشایند است، اما نوعی عدم انسجام و بی‌هویتی نیز در آن دیده می‌شود. قطعا یکی از حسن‌های این برنامه‌ها، نقد و بررسی فیلم و معرفی آن در قبل و بعد از نمایش بوده است که شناخت و آگاهی مخاطبان را نسبت به آثار سینمایی افزایش می‌دهد و به نوعی مخاطب‌سازی می‌پردازد. همچنین جایگاه نقد و منتقدان به واسطه این برنامه‌ها شناخته‌شده‌تر شد؛ اما نقطه‌ضعف این برنامه‌ها خود از همین منظر قابل بررسی است و آن هم انتخاب منتقدان است. در بسیاری از جلسات نقد و بررسی این فیلم‌ها از اشخاص و به اصطلاح کارشناسانی استفاده می‌شود که منتقد سینما نیستند و چه بسا آشنایی و تسلط کافی بر این حوزه ندارند، مثلا یک روان‌شناس یا جامعه‌شناس و عالم سیاسی، فیلمی را نه از منظر سینمایی که بر اساس حوزه تخصصی خود به نقد می‌کشد که در بیشتر مواقع نظرات آنها هیچ ارتباطی با موضوع و مضمون فیلم ندارد. گویی بین نقد فیلم و تحلیل سینما تفکیک صورت نمی‌گیرد. اگر قرار باشد سینما در مقام یک هنر  صنعت محور بحث باشد و ارتباط و تعامل آن با دیگر اجزای جامعه بررسی شود منطقی است که یک جامعه‌شناس یا روان‌شناس درباره آن سخن بگوید، اما وقتی که یک فیلم مشخص مورد نقد قرار می‌گیرد حتما باید از حضور یک منتقد و کارشناس فیلم استفاده شود.

کارشناسان غیرسینمایی با طرح مسائل خارج از متن فیلم، گاهی به درک وارونه اثر جهت می‌دهند و نه‌تنها به شناخت بهتر یک اثر سینمایی کمک نمی‌کنند بلکه تصور نادرستی از آن ترسیم می‌کنند. این مساله به تنزل جایگاه نقد و منتقدان سینما هم دامن می‌زند. به هرحال نقد فیلم و منتقدان سینما دارای هویت حرفه‌ای و تعریف‌شده‌ای هستند که لااقل در برنامه‌ای که به اسم سینماست و فرصتی هم برای نقد گذاشته باید به رسمیت شناخته شوند. اگر قرار باشد هر کس از منظر حرفه‌ای خود تحلیلی از فیلم داشته باشد دیگر چه نیازی به منتقد سینما وجود دارد!

مساله دیگر این‌که اساسا چند درصد مخاطبان، نقد و بررسی‌های فیلم را جدی می‌گیرند و به تماشای آن می‌نشینند؟ مثلا برنامه سینما یک در ساعت‌های پایانی شب پخش می‌شود. تماشاگران پس از پایان فیلم آنقدر خسته و خواب‌آلودند که بلافاصله تلویزیون را خاموش می‌کنند. حتی شاید خود منتقدان هم تحلیل‌های فیلم را جدی نگیرند و تنها به تماشای فیلم اکتفا کنند. یکی از دلایل این مساله دیروقت بودن زمان پخش آن است. این تمام ماجرا نیست. علت‌های دیگر را باید جستجو کرد؛ هرچند در جامعه‌ای که خود سینما با بحران مخاطب روبه‌روست چه انتظاری می‌توان از مخاطبان نقد سینمایی داشت؟

سیدرضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها