در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
امیدوارم در این سال جدید، همین سر چراغی، آن قدر نامه و ایمیل بر سر این کافه هوار شده که ... که ... که ... از زور خوشی بومب ! صدا کنیم. هر چند آمدن بهار همانا و نزدیک شدن موعد کنکور هم همانا. دقیقا در این حال و هوا است که اعصاب ما به شدت مگسی میشود، چون بخش اعظمیاز مشتریهای کافه را از دست میدهیم و تازه آنهایی هم که معرفت به خرج میدهند و میمانند آن قدر درباره کنکور حرف میزنند که آدم گریهاش میگیرد. ولی انصافا اگر رفتید تا بعد از کنکور دوباره سری به کافه بزنید بیمعرفت نباشید و خدای نکرده در صورت عدم قبولی در رشته و دانشگاه مورد نظر دپ نزنید و کافه کاغذی را بگذارید کنار! آخر گناه ما چیه که همه جوره باید از دست این کنکور بکشیم؟ بگذریم برویم سراغ نامهها و ایمیلها که از قدیم گفته اند ... انصافا در این یک مورد چیز خاصی نگفتهاند:
ترنم بانوی 17 ساله، اگر چه ایمیلت برای آنور سال است اما خب حالا مجال جواب دادن بهش پیدا شده بابا جان! سهشنبههایی را که تعطیل بود بیخیال، دعا کن در سال جدید دیگر هیچ سهشنبهای تعطیل نباشد.
فهیمه از فولادشهر، واقعا آدم برای داشتن لپ تاپ باید چنین بهای گرانی بپردازد؟ نه خواهر جان، ما با همین کامپیوتر نفتی خودمان میسازیم، دلی دلی هم میکنیم، نخواستیم لپ تاپ این جوری!
علیرضا پوردوستدار از کرج لوگوهایت خیلی خوب بود نشان سردبیر نسل سوم دادیم فرمودند: اووووووم! حالا بقیهاش را نمیدانیم چه میشود. شاید چاپش کردیم شاید هم نکردیم. فی الواقع هوای بهار را از روی حال و احوال سردبیر نسل سوم الگو برداری کردهاند، در نتیجه ما نمیتوانیم در مورد تصمیمات ایشان نظر قاطعی بدهیم. بله...
جیرجیرک شبخوان پاپیون به سر، فی الواقع این پاپیونت منو کشته. گفتم که داستان طنز و غیر طنز فقط 450 کلمه! تازه باید کلی هم جذاب باشد تا اینجا اساتید ادبیات را متقاعد به چاپ کردنش کند (منظورم از اساتید ادبیات فی الواقع خودمان بودیم و چند تا مثل خودمان! ای ول اعتماد به نفس.)
منیرخاتون ز بلاد سیلک، اولا که شما کاشانی بفرست، ما اینجا یک نفر کاشانی اصیل فرد علا داریم که برایمان ترجمه میکند. بعد هم شما ظاهرا خانوادگی منتقد تشریف دارید؟ از دست متلکهای خودت در برویم از دست متلکهای خواهرت نمیشود فرار کرد نه؟ البته آن چیزهایی که خواهرت در مورد شترجان گفته بود پر بیراه هم نبود. فیالواقع خوشمان آمد.
یک دوست باحالی هم که از طریق پدر محترمشان نسل سوم خوان شدند و در عرض یک روز، تمام کافههای یک سال پیش را خواندند گفتند 26 اسفند تولدشونه. خوب تبریک بابا جان! الهی صد ساله شی ... نه صد و بیست ساله شی ... نه صد و بیست سال کمه ...
مریم خانم، ما که باشیم که جواب ایمیل شما را چاپ نکنیم. از این به بعد تا دلت میخواهد برای ما میل بزن. هیچ فایدهای که نداشته باشد، تایپ فارسیات که خوب میشود دخترم! برای خودت میگویم.
آخرین بازمانده، نبینم این آخرین نامهات باشد. بابا حالا کو تا کنکور؟ بعد هم مگر نامه فرستادن و ایمیل زدن به این کافه بی نوا چقدر وقت آدم را میگیرد ؟ ای بابا... هنوز هیچی نشده بساط ما با این کنکور شروع شد.
بابا وفا، بابا معرفت، بابا مرام، فائزه خانم، کلی خط خطی مون کردی دخترم! یعنی واقعا به همه بچههای مدرسهتان، همه 126 نفر گفتی که برای ما دعا کنند که لپ تاپ بخریم!!! ای ول ای ول، کلی خجالت زدهمان کردی. کلی لب و لوچه مان منبسط شد، البته نه به خاطر لپ تاپ به خاطر این معرفتت! اگر واقعا همه اون 126 نفر از ته دل دعا کنند که ما به جای لپ تاپ خودمان میشویم بیل گیتس! وروجک هم خوب است و همین الان دارد با مادربزرگش، قایم موشک بازی میکند. وسطهاش هم یک گیر ملسی به ما میدهد که ما هم برویم یک گوشهای خودمان را پنهان کنیم، اما از آنجایی که میداند ما در هیچ گوشه و کناری پنهان نمیشویم، زیاد اصرار نمیکند! از نقاشی خوشگلت هم که برای وروجک کشیده بودی ممنون! کلی باهاش حال کرد. البته یک شباهتهایی هم میان ما و آن جانورهایی که کشیده بودی پیدا کرد!!! به هرحال لطف خواهرزاده جماعت را هیچجوری نمیشود سانسور کرد. بعد هم کی گفته ما ناراحت میشویم برای شتر نامه بنویسی؟ مگر ما بخیلیم؟ ای بابا دل ما دریا است، چی فکر کردی آبجی؟ ایادی هم از زور خوشحالی ترکید وقتی دید برایش نامه نوشتی. نه که تا حالا هیچ کس برایش نامه ننوشته بود... بیجنبه!
خب جماعت نسل سومی، ما رفتیم. تا هفته بعد از بقایای شیرینیها و آجیلهای مانده از عید غافل نشوید که رفت................. تا سال دیگه! (حالا نگویید این کافه عجب نخوردهای است، ولی واقعا شیرینی و آجیل عید یک مزه دیگری دارد!) ما هم برویم بگردیم دنبال یک دندانپزشک که به داد دندانهایمان برسد. تا اطلاع ثانوی به جای رد شدن از پیاده رو، مسواک بزنید که به روز ما نیفتید. کتاب را هم که البته فراموش نمیکنید دیگه! چقدر حرف زدیم. فعلا خداحافظ!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: