ثروت بی بدیل نفت سالیان بسیاری است که در دستان ما اسیر است ، ولی متاسفانه حتی حاضر به انجام اندکی دگرگونی در فناوری استخراج آن برای دستیابی به درآمد بالاتر نبوده ایم .
کد خبر: ۲۴۴۲۸
گذشته از نفت ، گاز از دیگر منابع ارزشمند انرژی در کشور است که در طول چند سال گذشته توسعه آن برای مصارف داخلی و همچنین فروش آن بحثهای بسیاری را دامن زده است . در نگاه اول ، با توجه به منابع عظیم گاز در کشور که بیش از 700هزار میلیارد متر مکعب گاز طبیعی را شامل می شود ، شاید به فکر فروش آن افتاده و از صادرات گاز حمایت هم بکنیم ؛ اما در صورتی که بدانیم منابع و چاه های نفتی کشور برای استحصال ، به وجود این منابع گازی نیازمند بوده و بدون وجود گاز طبیعی ، برداشت کامل و صحیح از ذخایر نفتی امکانپذیر نیست ، بی شک با دید و نظری دیگر به مساله نگاه خواهیم کرد. تزریق نکردن بموقع گاز به میادین نفتی سبب افت فشار شده و از ظرفیت چاه نفت استفاده بهینه نخواهد شد. هر چند ایران از لحاظ برخورداری از منابع گاز طبیعی در رتبه دوم جهان قرار دارد، اما به عقیده بسیاری از صاحب نظران مخازن گاز موجود جوابگوی نیاز چاههای نفت کشور نیست . گروه دیگری از متخصصان معتقدند حتی استفاده از گاز طبیعی برای مصارف خانگی و صنعتی نیز به صلاح کشور نخواهد بود؛ چه رسد به فروش و صادرات گاز. به عبارتی دیگر، این دسته از کارشناسان که عطش مخازن نفتی ایران برای دریافت گاز تزریقی را احساس می کنند،با لوله کشی گاز برای داخل کشور مخالفند و آن را غیر اقتصادی می دانند ؛ زیرا بویژه درفصل زمستان به سبب مصرف بالای بخش خانگی ، کارخانه های تزریق گاز تعطیل شده و میلیاردها دلار نفت غیر قابل برداشت در مخازن به جا می ماند.
نابودی نفت به خاطر گاز
متاسفانه در این شرایط ، کمبود گاز و افت فشار میادین نفتی که ناشی از تزریق نکردن بموقع گاز در طول تاریخ بهره برداری از آنهاست ، صادرات آن به کشورهایی از جمله ترکیه ، آن هم به هر قیمتی که خریدار پیشنهاد می کند، بسیار تاسف برانگیز است ؛ زیرا به ازای چند سنت درآمد صادرات گاز، چندین دلار نفت را از دست خواهیم داد. محاسبات نشان می دهد که روزی فرا خواهد رسید که ایران برای تولید نفت خود احتمالا نیازمند واردات گاز خواهد شد. همین الان تا قبل از راه اندازی همه فازهای پارس جنوبی اگر ما برای تزریق به میادین نفتی ، از قطر گاز وارد کنیم ، مقرون به صرفه است ؛ زیرا میلیاردها دلار نفت در میادین عظیم کشور قابل برداشت خواهد شد. در زمان اوج مصرف ، تنها بخشی را که می توان به آن زور گفت و سهمیه گازش را به بخشهای دیگر داد، بخش تزریق به مخازن است ، که سنت دوازده سال گذشته وزارت نفت در زمستان ها شده است . تعطیلی واحدهای تزریق گاز، خود دلیلی بر مباحث مطرح شده بالاست . براستی جای این سوال باقی است که آیا مسوولان کشور تنها بر اساس حدس و گمان گاز مورد نیاز کشور را به خارج صادر می کنند و یا این که با مطالعات دقیق کارشناسی ، این گونه تصمیمات را اجرا می کنند، که در هر دو صورت جز افسوس و تاسف ، کار دیگری نمی توان انجام داد. کشورهای همسایه ایران نیز بخوبی از فواید تزریق گاز به جای آب مطلع هستند. هر چند از سویی کشور عربستان به سبب در اختیار نداشتن منابع گاز طبیعی کافی برای تزریق در مخازن نفتی خود به تزریق آب روی آورده است و این کار سبب غیر قابل برداشت شدن مخازن این کشور در دراز مدت خواهد شد ؛ اما از سوی دیگر کشور کویت با وجود داشتن منابع عظیم نفتی که نیاز این کشور را به صورتهای دیگر انرژی برطرف کرده است و به گاز برای تامین انرژی احتیاجی ندارد، همواره از ایران مقادیر معتنابهی گاز طبیعی خریداری می کند. آیا جز این است که کویت گاز خریداری شده از ایران را برای تزریق در مخازن نفتی خود به کار خواهد برد و سبب استحصال کامل نفت موجود در این مخازن خواهد شد؛ پس به چه دلیل ایران از این موهبت الهی سود نمی برد و درآمد ناچیز صادرات گاز طبیعی را بر درآمدهای سرشار ناشی از برداشت نفت از مخازن ترجیح می دهد؛
برابری با ذخایر نفت عربستان
عمق فاجعه زمانی روشن می شود که بدانیم ایران به درآمدهای کنونی گاز احتیاج زیادی ندارد و در صورتی که گاز موجود به مخازن تزریق شود ، نه تنها از دست نمی رود ؛ بلکه با گذشت زمان مرغوب تر خواهد شد و ترکیبات سوختی کاملتری را به دست خواهد آورد. همان گونه که اشاره شد ، ایران حداقل 700هزار میلیارد متر مکعب ذخایر گاز طبیعی دارد.برای آن که این رقم کمی ملموس تر باشد ، کافی است بدانیم ذخایر گاز طبیعی موجود در یکی از میادین ما - یعنی میدان پارس جنوبی - از کل گاز موجود در امریکای شمالی ، امریکای جنوبی ، آفریقا و اروپا (بغیر از روسیه) بیشتر است . از نظر حرارتی هر 6000متر مکعب برابر یک بشکه نفت خام است . بنابراین اگر میزان ذخایر گازی خود را تقسیم بر 6000کنیم ، حاصل آن 116میلیارد بشکه نفت خام خواهد شد که رقم بسیار قابل توجهی است . قابل ذکر است ، ذخایر فعلی نفت ما 40میلیارد بشکه است و ذخیره نفت عربستان نزدیک به 200میلیارد بشکه است . بنابراین اگر ما ذخایر گازی خود را با نفت جمع کنیم ، چیزی در حدود 156میلیارد بشکه نفت خواهیم داشت . اگر ما رقم 400میلیارد متر مکعب از گاز خود را بجای استفاده ، در چاه های نفت خود تزریق کنیم ، چیزی در حدود 45میلیارد بشکه دیگر به این منابع اضافه می شود که اگر با 156میلیارد بشکه قبلی جمع کنیم ، در حدود 200میلیارد بشکه ذخیره خواهیم داشت که با ذخیره عربستان برابر است . البته نکته مثبت این قضیه آن است که گازی که در میادین نفتی تزریق می شود، پس از مدتی قابل استحصال خواهد بود؛ علاوه بر این که مرغوب تر نیز خواهد شد و نسبت یک بشکه به 6000متر مکعب گاز را بهتر خواهد کرد. استخراج نفت عربستان در حدود 2/4 میلیارد بشکه در سال است ، ولی میزان استخراج ما 2/1 میلیارد بشکه درسال است ؛ بنابراین اگر همین گونه ادامه داده شود، در 20سال دیگر عربستان 60میلیارد بشکه بیش از ما استخراج خواهد کرد و ما در صورتی که گاز خود را به میادین تزریق کنیم ، در سال 2023 میلادی 55میلیارد متر مکعب از عربستان بیشتر ذخیره نفتی خواهیم داشت ؛ ولی اگر در تزریق گاز به میادین سستی کنیم ، نه تنها این موجودی را نخواهیم داشت ، بلکه بسیاری از میادین خود را به خاطر تزریق آب از دست خواهیم داد. در شرایط کنونی ، فروش گاز به هیچ وجه به صلاح کشور نیست . منابع فسیلی ارزان ترین منابع انرژی در سطح جهان است و کشورهای صنعتی نیز به سبب گسترش تولیدات داخلی خود نیازمند جذب این گونه منابع از کشورهای دارنده آن هستند ؛ ولی متاسفانه برخلاف هر قانون و منطقی که بر پایه آن ، کشور تولید کننده و فروشنده باید به تعیین قیمت کالا و محصول تولیدی خود بپردازد - همان گونه که درباره سایر محصولات اعمال می شود - در بازار انرژی ، کشورهای مصرف کننده حرف آخر را درباره قیمت و شرایط فروش می زنند و همواره منابع مورد نیاز خود را را نازلترین بها به دست آورده اند.فروش گاز به ترکیه هر چند با تبلیغات گسترده ای از این بابت که موفق به عقد قرارداد با آن کشور شده ایم ، آغاز گردید ، اما پایان خوشی به همراه نداشت و نه تنها گاز را رایگان تقدیم ترکیه کردیم ، بلکه هر روز شاهد مشکل تراشی از سوی طرف ترک بوده ایم . آیا براستی فروش گاز طبیعی با قیمتهای پایین جهانی در شرایطی که مخازن نفت تشنه آن هستند، کاری صحیح و اصولی می تواند باشد؛!
گاز ایران را قطر می برد
از سویی دیگر کشور قطر به سبب مشترک بودن با ایران در مخازن گاز پارس جنوبی و به سبب سرمایه گذاری های عظیمی که در این زمینه با کمک شرکتهای بزرگ نفتی جهان انجام داده است ، بدون توجه به سهم وحق ایران ، سالیان درازی است که به استخراج و فروش گاز به دست آمده مشغول است و استخراج بیش از حد گاز از منابع مجاور قطر سبب حرکت منابع گازی مجاور حریم ایران به سوی این کشور شده است . هر چند به عقیده کارشناسان در چنین وضعیتی ایران چاره ای جز استخراج گاز موجود به جای نگهداری آن ندارد، اما هیچ اجباری نیز در فروش آن نخواهد داشت . علت صادرات گاز قطر آن است که این کشور هیچ مخزن نفتی دیگری که نیازمند به تزریق گاز باشد، ندارد. به عبارت دیگر، قطر گاز مازاد بر مصارف تزریق به میادین نفتی خود را صادر می کند و ما هیچ دلیل فنی ، کارشناسی ، اقتصادی و حتی سیاسی برای رقابت با کشوری در شرایط قطر نداریم . به هر حال وجود قراردادهای بیع متقابل میان ایران و شرکتهای نفتی به منظور توسعه منابع نفتی سبب شده است که شرکتهای مربوط به منظور بهره برداری هر چه سریعتر از منابع نفتی در قبال هزینه هایی که کرده اند، به تزریق آب به منابع گازی اقدام نموده و استحصال درازمدت این مخازن را عملا غیر ممکن کنند. نتیجه این که منابع نفت و گاز در دست ما ثروت تجدید نشدنی این سرزمین به حساب آمده و متعلق به همگان و برای تمام دورانهاست و ما حق استفاده ناصحیح از آن را نداریم . ثروتهای طبیعی این مرز و بوم همواره نقش درآمد را برای ما داشته اند و هرگز برای سرمایه گذاری به منظور تولید کالاها و محصولات دیگر کاربرد پیدا نکرده اند.امید است با یک راهبرد مناسب و هم جهت با شرایط کشور، مسیر صحیح حرکتی خود را بازیابیم .
منابع : ماهنامه اقتصاد ایران ، اسفند 81
مرکز آمار و اطلاعات وزارت نفت نشریه تدبیر ، شماره 125
گزارش : علی اخلاق نجات