در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شیخ عبدالستار ابورشا، رئیس متوفای شورای بیداری الانبار عراق یکبار گفته بود «دوستان آمریکایی ما وقتی به عراق آمدند ما را درک نمیکردند. آنان و ما به یک اندازه مغرور و کلهشق بودیم. آنان به فرصتطلبها امکان رشد دادند اما عاقبت برای آرام کردن اوضاع به قبایل روی آوردند و این سرآغاز بازگشت امور به مسیر درست بود.»
تا قبل از پایان سال 2007 میلادی پرخشونتترین منطقه عراق که صحنه حملات خونبار شبهنظامیان شورشی علیه نیروهای آمریکایی بود استان الانبار، استان غربی پروسعت عراق بود که قلمرواش از چند کیلومتری حومه بغداد، پایتخت عراق شروع شده و تا مرزهای کشورهای اکثرا سنیمذهب اردن، سوریه و عربستانسعودی در غرب و جنوب ادامه مییافت.
شبهنظامیان سنی مذهب بومی و پیکارجویان خارجی که اهداف مشترک متعددی با هم داشتند در این استان ائتلافی تاکتیکی علیه نیروهای اشغالگر و بنا به تعریف خودشان در مقابل اشغال سرزمینی اسلامی از سوی ارتشی مسیحی ایجاد کرده بودند. اهالی الانبار حمایت لجستیک، اطلاعات بومی و 95 درصد نیروی انسانی واحدهای شورش را تامین میکردند در حالی که پیکارجوان القاعده مسوولیت آموزش نیروها و تامین منابع مالی جنگ علیه اشغالگران را برعهده گرفته بودند.
استدلال آنها برای این همکاری ساده بود: «ما سنی هستیم و شما هم سنی هستید. آمریکاییها اشغالگر هستند و ایرانیها از شیعیان حمایت میکنند پس باید برای مبارزه با این دو توانمان را روی هم بگذاریم.»
در همین حین القاعده بر تلاشهای خشونتآمیز خود برای به متابعت واداشتن مردم الانبار افزود و گام به گام کنترل فعالیتهای درآمدزا که به طور سنتی در اختیار شیوخ قبایل محلی بود را به دست گرفت. این روند موجب شد ائتلاف شبهنظامیان بومی و پیکارجویان القاعده سست شود.
هنوز سال 2005 میلادی به پایان نرسیده بود که شیوخ قبایل الانبار مذاکره با ارتش آمریکا را با هدف مقابله با القاعده در خفا آغاز کردند. اواخر سال 2006 میلادی بود که شیوخ سنی الانبار جداییشان از القاعده و آغاز همکاریهایشان با آمریکاییها را علیه نیروهای خارجی زسما اعلام داشتند. این شیوخ که هر یک ارتشی کوچک از شبهنظامیان مسلح را در اختیار داشتند با شروع سال 2007 میلادی همکاری سازمان یافته با آمریکاییها برای خشکاندن ریشههای القاعده -کاری که آمریکایی به مدت 3 سال از انجام آن عاجز بودند- را شروع کردند.
کار به جایی رسید که اواسط سال گذشته تفنگداران دریایی ارتش آمریکا که در الانبار استقرار یافته بودند برخلاف 4 سال قبل از آن از این که کاری برای انجام دادن ندارند، شکایت میکردند.
اگرچه رسانههای آمریکایی سعی کردند آرام شدن اوضاع الانبار را نتیجه اقدامات سرکوبگرانه القاعده برای سلطه بر مردم این استان و افزایش کارآمدی ارتش آمریکا پس از اجرای طرح افزایش نیرو [Surge] و ورود نیروهای تازه نفس به عراق به تصویر بکشند عراقیهای دخیل در روند آرامسازی اوضاع در الانبار و حتی اظهارات فرماندهان ارشد ارتش آمریکا در عراق داستان کاملا متفاوتی از دلایل تصمیم شیوخ الانبار برای تغییر موضع و همراهشده شان با آمریکاییها به دست میدهد.
چالشهایی که به شکلگیری این ائتلاف جدید و تغییر وضعیت امنیتی الانبار و سراسر عراق انجامید مدتها قبل از آن که حتی ایده افزایش نیرو نضج ببندد، شروع شده بود. حتی خشونتهای القاعده در عراق هم عامل تغییر در الانبار و عراق نبود چرا که این کشور از دیرباز پیشینهای طولانی در استفاده از خشونت برای اهداف سیاسی دارد.
دو مولفه اصلی موجبات تغییر رویکرد شیوخ قبایل عراق را فراهم آورد. اول آن که آنان کمکم نسبت به از دست رفتن قدرت و اعتبارشان به واسطه اقدامات القاعده احساس نگرانی کردند و از دگرسو شاهد دگرگونی تاکتیکهای نظامی ارتش آمریکا بودند که در درازمدت تهدیدی برای ساختار قبایلی عراق بود و موقعیت آنها را برای همیشه به خطر میانداخت.
این شیوخ پس از تهاجم ارتش ایالاتمتحده به عراق در ماه مارس سال 2003 و ساقط شدن حاکمیت صدام حسین، دیکتاتور معدوم عراق همیشه با دو تهدید جدی مواجه بودند که اولی اطاله اشغال عراق توسط آمریکاییها و دیگری حضور غالب القاعده در این کشور بود. در این بین اشغال عراق و تلاش آمریکاییها برای به جریان انداختن روند دموکراسی، برقراری وضعیت حکومتنظامی مانند در کشور و حمایتشان از دولت جدید عراق از نگاه شیوخ عراقی تهدیدی به مراتب جدیتر در قبال با حضور القاعده بود.
هنوز سال 2005 میلادی به پایان نرسیده بود که شیوخ قبایل الانبار مذاکره با ارتش آمریکا را با هدف مقابله با القاعده در خفا آغاز کردند
این عوامل باعث شده بود پایههای نفوذ سنتی شیوخ قبایلی سست شود و در توانایی آنها برای کنترل قبیلهشان خلل وارد آورده بود. در ادامه آنها از جانب القاعده که با اتکا به خشونت و پول سعی در به دست گرفتن کنترل همه عراق داشت همین خطر را احساس کردند.
در نهایت شیوخ قبایلی به این استنتاج رسیدند که نفوذ القاعده تهدیدی به مراتب جدیتر از حضور آمریکاییها را متوجه نفوذ آنان کرده است. القاعده در سال 2007 به قدرتی غالب و به ظاهر غیرقابل شکست تبدیل شده بود.
در این بین وضع امنیتی الانبار به مراتب بدتر از سایر استانهای عراق بود تا آنجا که ارتش آمریکا با آغاز سال 2007 میلادی به طور تلویحی به ناتوانی خود در کنترل این استان اذعان کرد. درست در چنین شرایطی بود که در اواسط سال 2007 میلادی برای این بار پس از اشغال عراق مباحثاتی جدی پیرامون احتمال عقبنشینی نیروهای آمریکایی از عراق مطرح شد. شیوخ قبایلی با این پیشفرض که آمریکاییها دیر یا زود از عراق خارج میشوند ایالاتمتحده را دیگر تهدیدی درازمدت نمیپنداشتند و همین مساله فضا را برای زایش ائتلاف آنها با آمریکاییها مساعد کرد.
واگذاری فرماندهی نیروهای آمریکایی مستقر در عراق به سرتیپ دیوید پترائوس، فرمانده کنونی شمال آفریقا، خاورمیانه و آسیایمیانه ارتش ایالاتمتحده نقطه عطف تحولات امنیتی عراق بود. او دکترین جدیدی را تدوین کرد که در چارچوب آن آمریکاییها درصدد دلجویی از شیوخ قبایلی الانبار برآمدند. ارتش آمریکا سیاستگذاریهای خود در حوزه بازسازی زیرساختها و رویکردهای امنیتی در الانبار را مورد بازنگری قرار داد و برخلاف گذشته منابع مالی برای احیای زیرساختها را به جای شرکتهای مقاطعهکار یا دولت مرکزی در اختیار شیوخ قبایلی گذاشت.
چشمگیرترین و قابل توجهترین طرحی که در قالب رویکرد جدید به طور مرحلهای به مرحله اجرا درآمد تشکیل شوراهای بیداری با به خدمت گرفتن متحدان بومی سابق القاعده و تامین منابع مالی و پشتیبانی تسلیحاتی از آنان برای مقابله با پیکارجویان خارجی بود. این طرح مزایای زیادی داشت. اعضای شوراهای بیداری بومی بودند و به واسطه روابط پیشینشان با پیکارجویان القاعده با تاکتیکهای آنان آشنایی داشتند. این امتیازات مسیر مقابله با القاعده و مهار خشونتهای این گروه تروریستی در عراق را کوتاه کرد.
رویکرد جدید آمریکا مبتنی بر آشتیجویی شیوخ قبایل و علاقهمندی نوظهور شیوخ به همکاری با ایالاتمتحده به تغییرات قابل توجه در فضای امنیتی الانبار و سراسر عراق در کوتاهترین زمان ممکن منجر شد.
فرماندهان ارتش آمریکا، تحلیلگران نظامی و سیاستمداران به یک اندازه از دستاوردهای این ائتلاف استقبال کردند، بویژه آن که امواج ناشی از مهار القاعده در الانبار خیلی زود به سایر نقاط عراق هم رسید و روند سرکوب این گروه در سراسر قلمرو این کشور را سرعت بخشید.القاعده که روز 15 اکتبر سال 2006 میلادی با انتشار بیانیهای الانبار و بخشهایی از چند استان دیگر عراق را منطقه تحت کنترل خود معرفی کرده و از تشکیل حاکمیت اسلامی عراق در آنها خبر داده بود شاید حتی فکرش را هم نمیکرد که با گذشت یک سال و چند ماه، ساختار این گروه در عراق به طور کامل متلاشی شود.
منبع: فصلنامه واشنگتن، بهار 2009
مترجم: رضا سادات
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: