دعوای خونین خانوادگی

مردی که در پی یک دعوای خانوادگی شوهرخواهر خود را به قتل رسانده بود در دادگاه کیفری استان فارس محاکمه شد.
کد خبر: ۲۳۹۷۳۵

به گزارش خبرنگار ما ، چندی قبل به ماموران پلیس استان فارس خبر دادند مردی به نام یوسف در بیمارستان جان باخته است. بلافاصله ماموران در محل حاضر شده و تحقیقات خود را آغاز کردند آنها متوجه شدند یوسف در پی زخمی شدن با چاقو به بیمارستان برده شده است، اما از آنجایی که چاقو به قلبش برخورد کرده او جان باخته است. ماموران شخصی که یوسف را به بیمارستان رسانده بود مورد بازجویی قرار دادند، وی گفت: درست نمی‌دانم او برای چه با برادر زنش درگیر شد فقط دیدم آنها گلاویز شدند و به یکباره یوسف غرق در خون شد و به زمین افتاد و برادرزنش محسن هم پا به فرار گذاشت.

با توجه به گفته‌های این مرد پلیس محسن را شناسایی و دستگیر کرد. مرد متهم در بازجویی‌های اولیه به قتل شوهرخواهرش اعتراف کرد و گفت: من و یوسف از مدت‌ها قبل با هم اختلاف داشتیم. او در کارگاهی کار می‌کرد که چند افغان در آنجا بودند وی پسر من را هم با خود برده بود من از این مساله ناراحت بودم بارها به یوسف گفتم دست از سر پسر من بردارد و او را به کارگاهش نبرد؛ اما یوسف به حرف من گوش نمی‌کرد بی‌توجهی‌هایش به حرف‌های من باعث شده بود که اختلاف بین ما شدت بگیرد. از طرفی پسرم هم به حرف من گوش نمی‌کرد.

وی ادامه داد: در این باره با خواهرم هم صحبت کردم، اما او هم نمی‌توانست حریف شوهرش شود. سرانجام تصمیم گرفتم خودم به کارگاه بروم و پسرم را از آنجا بیرون بیاورم و اجازه ندهم که بر گردد. به محل کارگاه رفتم و زمانی که یوسف را دیدم به او گفتم که پسرم را صدا کند او این کار را نکرد و ما با هم گلاویز شدیم. از شدت عصبانیت نمی‌دانستم چه می‌کنم. چاقویی که در جیبم بود را بیرون آوردم و ضربه‌ای به او زدم یکدفعه یوسف غرق در خون روی زمین افتاد و من فرار کردم، بعد هم شنیدم که جان داده است.

پس از اعترافات محسن و صدور کیفرخواست برای وی پرونده به شعبه 5 دادگاه کیفری استان شیراز فرستاده شد.

در جلسه محاکمه و بعد از این‌که نماینده دادستان از کیفر خواست دفاع کرد. اولیای دم در جایگاه حاضر شده و تقاضای صدور حکم قصاص کردند. سپس متهم در جایگاه حاضر شد و از خود دفاع کرد وی گفت: من هیچ قصدی در کشتن شوهرخواهرم نداشتم و از اتفاقی که افتاده بسیار پشیمان هستم من نمی‌دانستم که با وارد آوردن ضربه به یوسف باعث مرگ او می‌شوم. در‌آن لحظات اصلا رفتارهایم دست خودم نبود و نمی‌دانستم که چه می‌کنم و حالا هم در خواست بخشش از خواهرزاده‌هایم را دارم. اگر یوسف در نگهداری فرزند من در کارگاهش پافشاری نمی‌کرد این اتفاق نمی‌افتاد.

پس از پایان جلسه دادگاه هایت قضات وارد شور شدند تا در مورد سرنوشت محسن تصمیم بگیرند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها