در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برای همین نیز بود که نلو جونگ مو، سرمربی کره جنوبی، وقتی در تهران متوجه شد که علی کریمی در تیم ملی نیست، نفسی براحتی کشید و ته دل مطمئن شد که دفاع تیمش روز چندان سختی را در بازی 23 بهمن ماه در مقابل ایران نخواهد داشت.
براستی سوال این است که چرا باید فوتبال ایران از وجود یکی از سرمایههای خوب خود محروم شود؟ این درست که علی کریمی در دعوت مجددش به تیم ملی، پس از مسائل ایجاد شده و محرومیتش از سوی فدراسیون فوتبال اعلام کرد که از تیم ملی خداحافظی کرده و میخواهد جایش را به جوانها دهد؛ اما بیشک این واکنش به ادامه آن ماجراها برمیگشت تا کریمی به واسطه دلخوریهای ایجاد شده و عدم زمینهسازی لازم برای حضور دوبارهاش در تیم ملی ترجیح دهد که در سکوت درونیاش ، تمام فکر و ذهنش را متوجه تیم پرسپولیس کند ؛ تیمی که اصولا به واسطه به رخ کشیدن دوبارهاش به آن بازگشته بود تا به نوعی سرمربی تیم ملی را در مقابل عمل انجام شده قرار دهد ؛ چراکه تا مادامی که در فوتبال باشگاهی قطر بازی میکرد، به واسطه تحلیل رفتن انگیزههایش نمیتوانست آن کریمی همیشگی باشد بنابراین جادوگر به پرسپولیس برگشت تا این بار علی دایی، بهانهای برای دعوت نکردنش نداشته باشد.
شاید ابتدا افشین قطبی نیز چندان تمایلی برای حضور کریمی در ترکیب تیمش نداشت؛ اما وقتی از نزدیک هنر فوتبالیاش را دید، او نیز مجذوب تکنیک و خلاقیتهای فردیاش شد تا با حضور وی در ترکیب پرسپولیس، سرخها بهتر نفس کشیده و با گلزنیها و بازی موثرش، همه به نوعی خواستار حضورش در ترکیب تیم ملی شوند.
دایی نیز چنین کرد تا نشان دهد که با علی کریمی پدرکشتگی ندارد، غافل از این که کریمی هنوز با خود برای حضور مجدد در تیم ملی کنار نیامده و به نوعی نتوانسته بود که دلایل کنار گذاشته شدنش را هضم کند بنابراین وقتی دایی، پاسخ منفی کریمی را دید، اعلام کرد که او نیز کمکش خواهد کرد تا هیچ زمان پایش به تیم ملی باز نشود!
طی همین مدت، سرمربی تیم ملی کوشید نفراتی را جایگزین کریمی کند تا خلا‡ جادوگر حس نشود. مسعود شجاعی، گزینه اصلی در این خصوص بود؛ اما با وجود تکنیکی بودن شجاعی و حضورش در تیم اوساسونا، باز هم نمیشود بازیکنی را با کریمی قیاس کرد و شاید خود دایی نیز به این نتیجه منطقی رسیده باشد. همچنان که طی این سالها مهاجمی نتوانسته بسان دایی عمل کرده و به عنوان گلزنی تمام عیار، خیال تیم ملی را از این بابت راحت کند.
حتی علی کفاشیان نیز در مقام رئیس فدراسیون وقتی خوب حلاجی کرد، به این نتیجه رسید که باید قبل از دعوت مجدد از علی کریمی، جلسهای بین وی و علی دایی برگزار میشد تا هیچگونه سوءتفاهمی بین طرفین باقی نمیماند.
به هر حال هرچه بوده تمام شده و نباید در گذشته توقف کرد. مهم این است که تیم ملی فوتبال ایران باید از تمام ابزار و امکانات و سرمایههای خویش در راه حضور در جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی استفاده کند و به طور حتم یکی از این سرمایهها نیز علی کریمی است. گرچه علی دایی قائل به بازی گروهی بوده و معتقد است که بازی تکنفره نمیتواند چندان در این عرصه به چشم آید؛ اما یقینا بازی موثر و گرهگشای علی کریمی وقتی در خدمت کار گروهی باشد ، به بازی تیم ملی ریتم و آهنگی موزون و زیبا میبخشد و اصولا فکر نمیکنیم که علی دایی نیز بخواهد تیمش از وجود یک ستاره محروم شود. تنها میماند که یک نفر این وسط پیشقدم شده و واسطه آشتی دایی و کریمی شود. کسانی که به واسطه ویژگیهای فردی محال است که به سمت یکدیگر بروند و به ضرورت باید یک نفر این وسط نقش میانجی را ایفا کند.
گرچه معتقدیم فدراسیون فوتبال میتواند بهترین واسطه در این خصوص باشد تا با اضافه شدن علی کریمی در آستانه دیدار با عربستان (8 فروردین 88) تیم ملی با قدرت بیشتری در مقابل حریف در ورزشگاه آزادی صفآرایی کند؛ اما کسانی چون علی پروین نیز میتوانند در آستانه سال نو باعث رفع کدورتها شوند.
خوشبختانه اینطور که گفته شده دایی و کریمی طی روزهای گذشته با واسطه چند ساعتی با یکدیگر گپ و گفت داشتهاند تا با رفع سوء تفاهمها، زمینه بازگشت جادوگر به تیم ملی فراهم شود. نکتهای که مدیر برنامههای علی کریمی نیز آن را تایید کرده است.
حجتالله اکبرآبادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: