در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ذوبآهن یا استقلال؟ کدام یک برای شما محبوبتر هستند؟ شاید یکی از دلایلی که تیم همیشه در انزوای ذوبآهن مورد توجه اصفهانیها قرار گرفت، قرار گرفتن منصور ابراهیم زاده در راس کادر فنی این تیم بود. مردی که همواره در پلی اکریل، ذوبآهن و سپاهان به عنوان دستیار و نفر دوم دائمی شناخته میشد.
آیا میدانید روزی اسماعیل شاد، مدیر عامل اسبق پگاه گیلان درباره او گفته بود که حتی تیمهای لیگ دو را هم نمیتوان به او سپرد؟ امروز چقدر نظر عمومیدر مورد ابراهیمزاده عوض شده است؟ منصور مردی است با لهجه غلیظ اصفهانی و البته معلم و دبیر دبیرستانهای شهر پدریاش. او فوتبال را از کوچههای تنگ و باریک مناطق محروم اصفهان آغاز کرد. او در همین یک مورد تقریبا با همتای خود در تیم رقیب برابر است.
امیر قلعه نویی را دیگر همه میشناسند. اردشیر قلعه نویی، زاده نازی آباد تهران است. بچه لب خط... اگر او را با این تعریف صدا کنید، حتما لبخندی روی لب او شکل میگیرد. گفتارش دقیقا وام گرفته از لوطیگریهای دائمی نازیآبادیهاست.
جوانتر از همتای اصفهانیاش است، اما همه او را پختهتر میدانند. شاید این تفاوت را میتوان در دوران بازیگری هر دو دید. ابراهیمزاده بدون داشتن دوران طلایی بازیگری پای به دوران مربیگری گذاشته و اما امیر قلعه نویی هرچند یک ستاره در فوتبال ایران به حساب نمیآمد، اما سابقه کاپیتانی استقلال را هم در کارنامهاش میبیند.
امیر قلعه نویی اما به اندازه ابراهیمزاده روی نیمکت مربیگری ننشسته است. ابراهیمزاده با مربیان بزرگ و کوچک داخلی و خارجی همکاری داشته و اما قلعه نویی همیشه از دوم بودن فرار کرده است.
این نقطه تفاوت هر دو مربی به حساب میآید. ابراهیمزاده خیلی راحت میگوید: «من از این که کنار دیگران زندگی کنم ترسی نداشتم و کسر شأن هم نمیدانستم. من برای خودم زمانی را مشخص کرده بودم که دقیقا از این تاریخ نفر دوم بودن را کنار بگذارم. یعنی دقیقا از روزی که بازنشسته آموزش و پرورش میشوم.» اما امیر اینگونه نیست. او دوم بودن را مثل زندگی در زندان میداند.
«البته من دستیار ناصر حجازی هم بودم»! این جمله ، نهایت فروتنی مردی است که بیشترین اختلافات ممکن را با ناصر حجازی دارد. شش ماه دستیاری حجازی و چند هفته زندگی کنار رولند کوخ، تمام زندگی دستیاری قلعه نویی به حساب میآید.
او مدعی میشود تمام کلاسهای مربیگری را گذرانده و نیازی هم به آموختن بیشتر ندارد. اما این تمام واقعیت فکری امیر نیست: «من فکر میکنم وظیفه یک سرمربی هدایت و مدیریت است که من بلدم. مسائل فنی را میتوان از دیگران هم آموخت.» برای همین است که همیشه کنار قلعه نویی مربیان فنی بزرگی مثل اقبالی، چراغپور، مجید صالح و منصور ابراهیم زاده را میبینیم. به این دو نام آخر دقت کردید؟
*****
مجید صالح و منصور ابراهیم زاده، یکی در مس کرمان و دیگری در تیم ملی دستیار قلعه نویی بودند و هر دو به لحاظ شخصیتی فوقالعاده متین و آرام و بی ادعا.
پس وقتی امیر به آنها وعده میدهد که در صورت همکاری سهم پیروزی و موفقیت را با آنها تقسیم خواهد کرد و بار شکست را به دوش خود خواهد کشید، میپذیرند و اما زمانی که با خلاف وعده روبهرو میشوند، اعتراضی نمیکنند. نهایت اعتراض ابراهیمزاده به قلعه نویی در قبال رفتاری که در تیم ملی با آن مواجه شد، این بود که دستیار بودن برای آقای ایکس و ناشناخته را پذیرفت؛ اما حاضر به همکاری مجدد با امیر نشد.
او حتی در برزخ تیم ملی زندگی کرد و تیم را در مرحله اول مقدماتی جام جهانی به میدان فرستاد، ولی به خواسته امیر برای کنار کشیدن از تیمی که وی مربیاش نبود تن نداد.
مجید صالح که امروز دستیار منصور ابراهیم زاده در ذوبآهن است، یک سال پیش در چنین روزهایی آنالیزور قلعه نویی در کرمان بود. او نقشی غیر قابل انکار در موفقیت مس داشت، اما قلعه نویی هرگز از او یادی نکرد.
صالح چرا باید دستیاری قلعه نویی در استقلال را رد کند و به اصفهان برود؟ خودش خیلی راحت جواب میدهد: «اینجا احساس آرامش زیادی دارم. میتوان با دوستان در فضایی بسیار عادلانه و دوستانه کار کنم. من از انتخابم اصلا پشیمان نیستم. اهداف بزرگی را دنبال میکنیم و تردید ندارم که به خواستههایمان هم میرسیم.»
حالا امیر قلعه نویی مقابل همین گروه فنی قرار گرفته است. مجید صالح و منصور ابراهیمزاده تلاش میکنند برعکس بازی رفت، حقانیت خود را به اثبات برسانند. در بازی رفت شاید خود استقلالیها هم پیروزی را حق خود نمیدانستند. اما حق در فوتبال فقط نتیجه پایانی است.
ابراهیمزاده درباره تیمهای امیر قلعه نویی اعتقاد جالبی دارد: من میدانم امیر تیمهایی میسازد که فوتبال بازی میکنند. برای همین خیلی کار سختی نخواهیم داشت. تیمهای امیر یا آن قدر خوب بازی میکنند که پیروزی حقشان است یا آن قدر بد هستند که وقتی میبازند دیگر نمیتوانند ادعا کنند لیاقت برد داشتند.
مثل روز بازی با مقاومت. ولی بازی رفت یک استثنا بود. ما باید میبردیم ، حالا هم همه چیز تمام شده و دیگر نمیخواهم در موردش بحث کنم.
***
این همان اکیپی است که باعث افتخار امیر قلعه نویی بود. تیمی با سرمربیگری او در راس جدول. تیم دوم تحت هدایت منصور ابراهیم زاده دستیار او در تیم ملی و مجید صالح یکی از مشاوران فکریاش. تیم سوم با افشین پیروانی که باز هم دستیار او بود در تیم ملی! این جور چیدمانی گاهی قلعه نویی را به وجد میآورد.
هرچند این شور هم چندان برایش لذت بخش نیست. وقتی به بیرون رفتنش از تیم ملی فکر میکند، میتوان نشانههای اندوه را در چهرهاش دید. حالا قرار است همان اکیپ تیم ملی رودرروی هم برای قهرمانی لیگ بجنگند. فکر میکنید دوئل تهران و اصفهان یا دوئل دستیار و سرمربی سابق و نبرد حیثیتی صدر را چه کسی میبرد؟ فکر نکنید عکسهای دوستانهای که اول بازی میاندازند واقعیت چنین مسابقهای است! امیر و منصور از روز وداع با تیم ملی به هم لبخندی نزدهاند!
پیام یونسیپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: