نگاهی به مجموعه داستان‌های پلیسی معمایی ولفگانگ اگه

لذت کشف رازها ومعماها

همواره منتقدانی که با دیدگاه‌های تربیتی به نقد ادبی می‌پردازند، از هیجان‌ها و بزه‌کاری‌های داستان پلیسی برای مخاطبان کودک و نوجوان ابرازنگرانی می‌کنند. آنها معتقدند توصیف جرم و جنایت به سلامت روانی خوانندگان کودک و نوجوان آسیب می‌رساند.
کد خبر: ۲۳۸۷۸۵

با این وجود، نوجوانان از خوانندگان همیشگی داستان‌های پلیسی هستند. حتی آنها آثاری را در این ژانر می‌خوانند که بیشتر برای بزرگسالان نوشته شده است.

اشتیاق فراوان خوانندگان برای مطالعه داستان پلیسی بیش از آن که مربوط به ساخت پرحادثه و پرتعلیق این گونه داستانی باشد، شاید به خاطر صورت معمایی آن است.

«جیمز هو» که خود از نویسندگان پلیسی‌نویس نوجوانان است درباره تفاوت بنیادی داستان‌های پلیسی بزرگسالان و نوجوانان می‌گوید:

«در داستان‌های پلیسی بزرگسالان، متداول‌ترین سوال این است که چه کسی این کار را کرد؟ اما در داستان‌های پلیسی کودکان اغلب پرسیده می‌شود اینجا چه خبر است؟»

علاوه بر این داستان‌های پلیسی کودکان بیش از داستان‌های بزرگسالان برحادثه تکیه دارد. (1) اما منتقدان اعتقاد دارند وجه مشترک علاقه مخاطبان بزرگسالان و کودکان و نوجوانان در جذابیت نهفته در ساختمان داستان پلیسی است.

به همین دلیل این ژانر از پرخواننده‌ترین گونه‌های داستانی جهان است و سالهاست با وجود گسترش رسانه‌ها و تنوع سرگرمی‌ها، هنوز رتبه خودش را از دست نداده است.

اگر چه در ادبیات کودک و نوجوان ایران هنوز جریان جدی داستان‌نویسی پلیسی شکل نگرفته است اما در حوزه ترجمه سالهاست کتابهایی برای نوجوانان منتشر می‌شود.

از جمله برخی آثار پلیسی که سپیده خلیلی ترجمه کرده است آثار دیگری مثل «عملیات شکر قهوه‌ای» و «شاهد نابینا» از «آروپ کومار» با ترجمه مهرداد مهدویان و «کارآگاه مه‌یر و گروهان کوچک» نوشته اومک بین با ترجمه لیلی برات زاده و آثار دیگری مثل سه ‌کارآگاه و آلفرد هیچکاک و «لحظه‌های دلهره‌آور جسد» و... با ارزشهای ادبی متفاوت برای بچه‌ها ترجمه و منتشر شده است.

نشر «افق» به تازگی مجموعه داستان‌های پلیسی «ولفگانگ اگه» پلیسی‌نویس مشهور آلمان را در سه جلد با عنوان‌های «قصه میمون‌های قرمز»، «رازکشتی بادبانی» و «چهره پشت شیشه» با ترجمه کمال بهروز‌کیا منتشر کرده است.

اگر چه «ولفگانگ اگه» به نوشتن داستان پلیسی مشهور است اما در داستان‌ها اغلب خبری از جنایت و یا جنایت‌های وحشتناک نیست. این نویسنده بیشتر به خاطر طرح معماهای هیجان‌انگیز از زندگی پردرد سرآدمها مشهور است. (2)

خوانندگان نوجوان داستان‌های او پس از خواندن داستان‌ها باید بتوانند معمای طرح شده در داستان را کشف کنند.

البته اگه سطح پیچیدگی طرح داستان‌ها را هم طبقه‌بندی کرده است. درجه دشوار معماهای داستان‌ها در سه سطح «آسان»، «متوسط» و «سخت» با ستاره ابتدای هر داستان مشخص شده است.

در داستان‌های این مجموعه‌ها برخلاف دیگر داستان‌ها جنایت‌های هولناکی رخ نمی‌دهد و یا اگر هم جنایتی هست پیشتر رخ داده و محور اصلی طرح داستان همچون داستان‌های «اگه» بخش جستجویی داستان پلیسی را روایت می‌کند.

«تزوتان ئودورف» گفته است هر داستان پلیسی شامل دو داستان است. یکی جنایت یا جرم و دیگری تعقیب و جستجو.

از این حیث داستان‌های «ولفگانگ اگه» داستان دوم است.(3)

داستان طرح معما و تلاش برای بازگشایی این رمز است. داستان جرم خیلی کلی و با شتاب طرح می‌شود و پس از بازگویی داستان معما با پرسش‌های کلیدی «کارآگاه از کجا فهمید»، «اشتباه مجرم چه بود» و... و سوال‌هایی از این دست، که در انتهای هر مجلد پاسخ آن سوالها آمده است.

بن مایه این داستان‌ها به مخاطبانش می‌آموزد پیش داوری و قضاوت‌های شتابزده مردود است. این داستان‌ها به خوانندگانش یاد می‌دهد اگر قضاوت‌های ما براساس قانون علت و معلول نباشد، حتما به خطا خواهد رفت. می‌آموزد برای حل هر معمایی باید براساس منطق جستجوی علت‌ها حرکت کرد.

این داستان‌های پلیسی به خواننده نوجوانش یاد می‌دهد که انسان اسیر احساسات بنیادی چون حسد، طمع، خشم، نفرت و ترس و ... است. احساساتی که اغلب اگر مهار نشود، می‌تواند خطرناک باشد. از آنجا که در این گونه داستان‌ها شخصیتی تجربه درگیری با این احساسات را پیدا می‌کند و غالبا هم به جرمی تبدیل می‌شود مخاطب در تجربه این آدمها سهیم می‌شود و مطمئن می‌شود در جهان دارای نظام اخلاقی زندگی می‌کند که در آن بدی و شرارت همواره سرنوشت تیره‌ای خواهد داشت.

این گونه داستان‌ها ضمن این که برای خوانندگان همواره لذت و سرگرمی همراه دارد، ذهن او را نیز به تکاپو می‌اندازد تا سرنخ‌ها را پیدا کند. این جستجو قدرت دقت مخاطبان نوجوان را بالا می‌برد.

به لحاظ پرحادثه بودن طرح این داستان، مطالعه این گونه آثار بسیار لذت‌بخش و مفرح است و این عامل میل خواندن را در مخاطبان زنده می‌کند. تجربه خواندن داستان‌هایی سراسر هیجان و راز و رمز، بی‌شک خاطره‌ای بیاد ماندنی و لذت بخش برای مخاطبان ایجاد می‌کند. به همین دلیل گفته‌اند: داستان پلیسی سبب اشتیاق به مطالعه در نوجوانان می‌شود.

خواندن داستان‌های پلیسی برای مخاطبان نوجوان تجربه شرکت در یک بازی نشاط‌انگیز است معما و یا معماهای نهفته در این گونه داستانی و تجربه کشف. رازها و طعم مشارکت در یک بازی مهیج را ایجاد می‌کند.

پی نوشت:

1- داستان‌های پلیسی معمایی برای کودکان جیمز هو، ترجمه علی خاکبازان، کتاب ماه 1383

2- راز کشتی بادبانی، ولفگانگ اگه، ترجمه کمال بهروزکیا، نشر افق

3- داستان از حاشیه تا متن، محمد جواد جزینی، نشر دلوار

محمدجواد جزینی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها