وی با انتقاد از دیدگاههایی که غزلسرایی را حقیر میشمارند، گفت: آقای موحد پس از عمری فلسفه ورزی یک غزل در کتابش آورده و گفته است این غزل را هم از سر تفنن گفتیم. باید گفت شما صدسال دیگر هم نمیتوانید غزل بگویید. اشتباه این گونه افراد این است که فکر میکنند شعر یک محصول است، در حالی که شعر ماحصل است. رمضانی با اشاره به ویژگیهای منحصر به فرد زبان فارسی، افزود: خاک بر سر روشنفکرانی که ارزش زبان فارسی را نمیفهمند و میگویند زبان ضعیفی است چرا که ضمیرهای جنسیتی ندارد. این نشانه رازناکی و عصمت این زبان است. چرا همیشه میگویید باید زبان بیگانه بیاموزیم. آنها برای اینکه به رازی که در این نقطه جهان وجود دارد، برسند باید زبان فارسی بیاموزند.
علیرضا طبایی، شاعر و منتقد نیز در این نشست با بیان برخی ویژگیهای شعری علیرضا بهرامی گفت: او به انسان امروز نظر دارد و در برج عاج ذهنش، خود را محبوس نمیکند، در محیط بسته نمینشیند تا درباره وضعیت انسان قضاوت کند. با توجه به اینکه از تجربههای دست اول زندگی برخوردار است، سعی دارد حاصل آن تماسها را با زندگی در آثارش منعکس کند.
طبایی گفت: البته گاهی جسارت در اشعار بهرامی کم دیده میشود و منظور از جسارت، تجربه افقهای تازه، پر و بال زدن در آنها و شکستن حصارهایی است که به دور ادبیات کلاسیک ما بسته شده است. آرش شفاعی نیز با بیان اینکه رفتار بهرامی با زبان شعر مودبانه است، گفت: او برای اوج گرفتن به زبانی شورشی و نگاهی جزئینگر نیاز دارد، چرا که احساس میشود برخورد او با شعر و تجربههای پیش از خودش، خودآگاهانه بوده و شاعر همچنان درگیر کلان روایتهاست.
وی با بیان اینکه واکنش من به این مجموعه در نخستین خوانش، ناامیدی و امید توامان بود، گفت: همیشه این سوال برایم مطرح بوده که آیا کار رسانه، مزاحم کار هنری است یا خیر؟ وقتی جنبه رسانهای و خبرنگاری را در شعر بهرامی ندیدم، ناراحت شدم، اما وقتی فهمیدم که میشود شعر گفت و دچار زبان یک بار مصرف رسانه نشد، خوشحال شدم.