بیل‌تیلر به همه وعده‌هایش وفا کرد

خون‌آشامی از پاریس

چند سالی هست که طرفداران بازی‌های ماجرایی کلاسیک چشم انتظار آمدن «یک داستان خون‌آشامی» هستند. اگر قرار باشد لیستی از بازی‌هایی که بیشترین تاخیر را داشته‌اند تهیه کنیم، مطمئنا یک داستان خون‌آشامی در کنار عناوینی مانند آنریل تورنمنت 2004 و هاف لایف 2 قرار می‌گیرد. قسمت اول یا بهتر است بگویم فصل اول از این بازی بالاخره منتشر شد. اگر این‌طور پیش برود بعید می‌دانم که عرضه قسمت سوم به عمر من بکشد!
کد خبر: ۲۳۸۰۴۱

اما خوشبختانه این همه انتظار ارزشش را داشت. یک داستان خون‌آشامی دقیقا همان بازی‌ای است که وعده‌اش به تمامی طرفداران بازی‌های کلاسیک داده شده بود. یک بازی ماجرایی با داستان جذاب در انتظار شماست. قهرمان داستان سوپرانویی به نام مونا دلافیت است. مونا یک خواننده معروف اپرا در پاریس بوده که داستان زندگی‌اش را به صورت بسیار زیبا و هوشمندانه‌ای در تیتراژ بازی و به صورت صفحات یک کتاب می‌بینید.

مونا در قصر خون‌آشامی به نام شراودی در سرزمین تراکسیلوانیا زندانی شده است. شراودی یک خون‌آشام بی‌رحم و بی‌شعور است. به‌سسخاطر این‌که مونا شباهت بسیار زیادی به مادرش، بارونس فون کیفر دارد، او را در قصر زندانی کرده و عاشق او شده است.

شخصیتپردازی و دیالوگنویسی خون‌آشام در حد یک شاهکار هستند. نمی‌توانم یک بازی ماجرایی یا غیرماجرایی در چند سال اخیر مثال بزنم که از این دو نظر به پای یک داستان خون آشامی برسد. مونا یک دختر لوس و ننر است که لای پنبه بزرگ شده و تنها هنرش خواندن در اپراست. مونا از بسیاری از مسائل جدی و حتی خطرناک سردرنمی‌آورد و هر بار که یک کار مفید انجام می‌دهد، مانند دخترهای هشت ساله دست می‌زند! صدای نازک و لهجه فرانسوی او به خوبی با این شخصیت جور درمی‌آیند. شاید در اولین نظر خیلی‌ها انتظار شنیدن صدای یک گوینده معروف و جاافتاده را به جای مونا داشته باشند. اما باید قبول کرد که صدای گوینده فعلی کاملا با شخصیت مونا جور درمی‌آید. ‌ ‌

مکمل نقش مونا، خفاشی به نام فرودریک است. او نقش مکس سری سام و مکس را در این بازی ایفا می‌کند. امکان ندارد روی چیزی کلیک کنید و فرودیک یک متلک حرفه‌ای مربوط به آن چیز در چنته نداشته باشد. وجود فرودریک و شوخی‌هایش، اوج هنر دیالوگ نویسی نویسنده‌ها را نشان می‌دهد. نویسنده‌ها فکر همه جا را کرده‌اند. حتی اگر شما گزینه صحبت با یک بومرنگ را انتخاب کنید، با یک شوخی خاص مواجه می‌شوید. این موضوع کاملا در تضاد با بازی‌های دیگر این سبک است که وقتی دستور انجام کارهای غیرعملی را می‌دهید با جملات فوق‌العاده تکراری و اعصاب خردکنی مانند «من نمی‌توانم این کار را بکنم!» مواجه می‌شوید. شوخ طبعی و ظرافت نویسنده‌ها کاری می‌کند که همه گزینه‌ها را روی هر چیزی که می‌بینید امتحان کنید. بازی بسیار سخت است. باید حوصله و دقتی در حد عناوین قدیمی سیرا و لوکاس به خرج بدهید تا یک داستان خون‌آشامی به سرانجام برسد. سختی بازی بیشتر بهخاطر تعدد لوکیشن‌هاست. بخش اول در قصر شرودی اتفاق می‌افتد که تعداد زیادی اتاق به اضافه زیر زمین و بالکن و آشپزخانه دارد.

بخش دوم در شهر رخ می‌دهد و زیاد بودن صحنه‌ها در اولین گشت و گذار گریه‌تان را درمی‌آورد. شخصیت‌ها هم بسیار زیاد هستند و برای راضی کردن هر کدام باید زجر فراوانی متحمل شوید.واسط کاربری درست همانند قسمت سوم مانکی آیلند است که اوج دوران طلایی بازی‌های ماجرایی است. انتخاب گزینه‌های نگاه کردن، برداشتن، صحبت کردن و پرواز کردن با نگه داشتن کلید سمت چپ موس امکان پذیر است. صفحه کوله‌پشتی با کلیک راست می‌آید. کلید ‌Space‌ شما را از شر همه گونه انیمیشن اضافی خلاص می‌کند که نقطه ضعف همه بازی‌های ماجرایی هستند. نمی‌خواهید راه رفتن مونا از یک طرف به طرف دیگر را ببینید؟ کلید ‌Space‌ دوای درد شماست. این کلید سرعت زیادی به بازی می‌دهد. ‌ ‌

یکی دیگر از نکات جالب بازی این است که مونا برخلاف دیگر قهرمان‌های بازی‌های ماجرایی هر چیزی را که دید با خودش برنمی‌دارد. او می‌تواند جای چیزهایی بزرگ و سنگین را به خاطر بسپارد و هنگام نیاز برود و آنها را بیاورد. فرودریک هم به عنوان یک آیتم در کوله‌پشتی عمل می‌کند که می‌شود او را روی چیزهای مختلف امتحان کرد!

در مورد گرافیک زیبای یک داستان خون‌آشامی بهتر است صحبت نکنم. استیل گرافیکی خاص بیل تیلر که مانکی آیلند 3 را تبدیل به یکی بازی فراموش نشدنی کرد در این بازی هم تکرار شده‌اند. این استیل گرافیکی را می‌توان در ظاهر کاراکترها، ابرها و کوه‌های پس زمینه و انیمیشن‌های سه بعدی هم دید. ‌ ‌

برای بازی کردن یک داستان خون‌آشامی باید صبر و حوصله زیادی به خرج بدهید. معماهایی نظیر درست کردن معجون در زیرزمین بارونس فون کیفر (و نکته انحرافی اضافه کردن شکر به نوشابه رژیمی!) واقعا ظالمانه هستند. از آن بدتر تهیه کردن مواد لازم برای پیرزن کولی است که تمام بخش دوم داستان را شامل می‌شود. اما همیشه گشت و گذار در محیط‌های کارتونی و زیبای بازی در کنار صحبت کردن با کاراکترهای بامزه می‌تواند خستگی را از تن شما دربیاورد. یک داستان خون‌آشامی را از دست ندهید. روایت زندگی خون‌آشام‌ها از دید طنز و با این دقت و ظرافت تا به حال سابقه نداشته است.

سید طه رسولی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها