در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این سیر با پخش مجموعههای تلویزیونی شرلوک هولمز، پوآرو و دکتر کوئین در ماههای اخیر آغاز شده است که پس از آن پخش روزانه مجموعههایی همچون از سرزمین شمالی و قصههای جزیره از شبکههای چهارم و اول سیما مورد توجه قرار گرفته است. اگر چه مجموعه تلویزیونی قصههای جزیره پیش از این نیز بار دیگر تکرار شده بود، اما همچنان بسیاری از افراد همه روز صبحها به تماشای این برنامه مینشینند و داستان آن را تعقیب میکنند، اما مجموعه تلویزیونی از سرزمین شمالی، سریالی ژاپنی با مضمون خانوادگی است که شاید در مقایسه، پخش مجدد آن، که همه روزه صبحها حدود ساعت 11 از شبکه چهارم سیما شاهد آن هستیم، بیش از دیگر مجموعههای تلویزیونی مورد توجه قرار گرفته باشد.
شاید برایتان جالب باشد که بدانید بسیاری از افرادی که سالها پیش از این، از مخاطبان اصلی مجموعه تلویزیونی از سرزمین شمالی بودهاند، با دیدن مناظری پوشیده از برف بیاختیار به یاد موسیقی بسیار زیبای این مجموعه که در بخش ابتدایی و انتهایی هر قسمت پخش میشد، میافتند و خاطرات آن روزها را همچون کتابی ورق میزنند. این مجموعه تلویزیونی ژاپنی، همچون سریالهایی مانند سالهای دور از خانه (اوشین)، قصههای جزیره، پدر مجرد، هانیکو و ... از جمله مجموعههای تلویزیونی است که اگر چه تنها سری اول آن سالها پیش از تلویزیون ایران پخش شد، اما سریالی است که پخش آن از شبکه تلویزیونی فوجی در کشور ژاپن برای مدت 18 سال یعنی در فاصله زمانی بین سالهای 1981 تا 1999 میلادی ادامه داشته است. همانند بسیاری از دیگر مجموعههای تلویزیونی مشابه، شخصیتهای اصلی این مجموعه نیز تا حد امکان ثابت هستند و داستان پیرامون حوادث و اتفاقات روزمره زندگی آنها میگذرد. بدون تردید آنچه سبب شده است داستان این مجموعه تلویزیونی خانوادگی تا این اندازه در ذهن مخاطبان خود تاثیرگذار باشد و کمتر کسی آن را فراموش کرده باشد، موسیقی بینظیر آن است که حس همدردی هر انسانی را برانگیخته میکند و به همین علت اگر چه زندگی برای شخصیتهای اصلی داستان همیشه بروفق مرادشان نبود اما همه مخاطبان این مجموعه دوست داشتند زندگی آنها را به نوعی تجربه کنند. یکی از مهمترین ویژگیهای این مجموعه در این است که شاید حدود 17 یا 18 سال از زمانی که برای نخستین بار در کشور ما پخش شد، میگذرد و به همین علت بسیاری از نسل سومیها اصلا آن را به خاطر ندارند و گویی پخش مجدد آن فرصت مناسبی را در اختیار آنها قرار داده است که یک مجموعه تلویزیونی بسیار زیبای ژاپنی را تماشا کنند.در اواسط دهه 60 ، پخش موفقیتآمیز مجموعه تلویزیونی سالهای دور از خانه که در میان مردم به اوشین معروف شده بود، زمینه مناسبی را برای رسیدن موج عظیمی از سریالهای ژاپنی به وجود آورد که از سرزمین شمالی هم یکی از آن مجموعههای تلویزیونی بود که همچون سریالهای ژاپنی دیگر همچون هانیکو و پدر مجرد با استقبال چشمگیری از سوی مخاطبان مواجه شد.
کلبهای در چمنزار به سبک ژاپنیها
از سرزمین شمالی یکی از مجموعههای تلویزیونی مورد علاقه ژاپنیها است که از شبکه تلویزیونی فوجی در کشور ژاپن به روی آنتن رفته است. نام اصلی این سریال در زبان ژاپنیKita no kuni kara است که ترجمه لغت به لغت آن در زبان فارسی، از سرزمین شمالی است. اگر چه بسیاری بر این باورند که داستان مجموعه، همان داستان مجموعه تلویزیونی کلبهای در چمنزار، ساخته میشل لانردن آمریکایی است که به سبک ژاپنی ساخته شده است اما باید پذیرفت که شخصیت ساده و بیتکلف پدر در این مجموعه از هیچنظر با پدری با اراده و آرمانگرا که در مجموعه تلویزیونی کلبهای در چمنزار نقش اصلی داستان را برعهده دارد، شباهت ندارد. جالب است بدانید که حدود پنج سال پیش از یک میلیون مخاطب مجموعههای تلویزیونی در کشور ژاپن، درباره این که علاقهمند به پخش مجدد کدام مجموعه تلویزیونی هستند، نظرسنجی شد و از سرزمین شمالی به عنوان یکی از مجموعههای تلویزیونی پرطرفدار انتخاب شد. این مجموعه در ابتدا به عنوان یک مجموعه تلویزیونی هفتگی یک ساعته از اکتبر سال 1981 تا مارس 1982 به روی آنتن رفت. از آن زمان تاکنون 6فصل دیگر از این مجموعه ساخته شده است که در ادامه تلاش اعضای این خانواده برای ادامه زندگی در هوکایدو و همچنین مسیر زندگی این دو کودک یعنی جان و هوتارو را در نوجوانی و جوانی به تصویر میکشد.
مخاطبان آنچنان با این مجموعه مانوس شدهاند و شخصیتها را در ذهنشان ثبت کردهاند که تصور میکنند مجموعه تلویزیونی از سرزمین شمالی یک مجموعه مستند تلویزیونی درباره داستانی واقعی است. بسیاری از مخاطبان با ارسال نامههایی به شبکه تلویزیونی فوجی خواستار ساخت ادامه این مجموعه تلویزیونی شدهاند. آنها میگویند، احساس میکنند جان و هوتارو فرزندان آنها هستند و به همین دلیل همیشه در انتظار پخش سری جدیدی از این مجموعه هستند تا بتوانند از حال فرزندانشان با خبر شوند. شاید بتوان یکی از عوامل موفقیت از سرزمین شمالی بینظیر بودن یک مجموعه تلویزیونی در به تصویر کشیدن یک دوره زمانی 18 ساله از یک زندگی خانوادگی باشد.
داستان با معرفی گورو و دو فرزندش آغاز میشود. گورو از همسرش ریکو جدا میشود و همراه فرزندانش جان و هوتارو از توکیو، زادگاهش هوکایدو در فورانو نقل مکان میکند. آنها در زندگی جدیدشان از یک سو با سکونت در منطقهای که به هیچگونه امکاناتی مانند آب، برق و گاز دسترسی ندارند و از سوی دیگر دوری از مادرشان باید مشکلات بسیار زیادی را پشت سر بگذرانند. اگر چه در ابتدا آنها در مقابل تصمیم پدر برای زندگی در این منطقه روستایی دور افتاده مقاومت میکنند اما با گذشت زمان بتدریج به این شرایط عادت میکنند. این در حالی است که گورو نیز سخت در تلاش است تا با امکانات اندکی که در اختیار دارد زندگی خوبی را برای فرزندانش آماده سازد. او با استفاده از تواناییها و مهارتهای خود یک توربین بادی میسازد و از آن برای تولید جریان برق استفاده میکند که این کار او علاوه بر این که سبب شگفتی فرزندان میشود، آنها را به ادامه زندگی در کنار پدر امیدوار میسازد.
داستان از چه قرار است
استقبال از پخش سری اول این مجموعه سبب شد، شبکه تلویزیونی فوجی، در ادامه داستان زندگی جان و هوتارو را در سالهای تحصیل، دوران جوانی، ازدواج و در جریان مواجه شدن با موانع و ناامیدیهای زندگی در دوران بزرگسالی همچنان که از حمایتهای معنوی پدری سختکوش برخوردارند، در 6 فصل دیگر از این مجموعه تلویزیونی به تصویر کشیده و مخاطبان را تا 18 سال با خود همراه سازد. جالب است بدانید که از سرزمین شمالی در میان ژاپنیها به چنان محبوبیتی دست یافت که متن فصل هفتم این مجموعه تلویزیونی که توسط سوکوراموتو نوشته شده است تنها یک ماه پس از چاپ و انتشار توانست در فهرست 10 کتاب پرفروش کشور ژاپن قرار گیرد.
در اولین فصل این مجموعه تلویزیونی به نام زمستان که در سال 1981 پخش شد، گورو پس از این که بنا به درخواست میدوری، یکی از دوستان قدیمیاش، نگهداری از فرزند او را برعهده میگیرد، ناخواسته زیر بار یک بدهی 7 میلیون ینی میرود. شوکوچی، پسر میدوری پس از مدت کوتاهی از زندگی با این خانواده با جان صمیمی میشود و این دو اتفاقات خوشایند و ناگوار متعددی را در کنار هم تجربه میکنند. در فصل بعدی این مجموعه به نام تابستان که در سال 1984 میلادی روی آنتن رفت، جان و شوکیچی در نتیجه ایجاد آتشسوزی و ترس و وحشت از ارتکاب این اشتباه، خانهای را که گورو به زحمت آن را ساخته بود در آتش میسوزانند و دردسرهایی را برای خانواده به وجود میآورند. فصل سوم مجموعه تلویزیونی از سرزمین شمالی، اولین عشق نام گرفت که پخش آن از شبکه تلویزیونی فوجی از سال 1987 آغاز شد. فصل سوم از اینجا آغاز میشود که جان که دانشآموز سال سوم متوسطه است به یکی از دختران همکلاسیاش علاقهمند میشود آنها با هم قرار میگذارند که تحصیلات خود در دوره دبیرستان را با هم و به صورت پاره وقت در مدرسهای در شهر توکیو ادامه دهند، اما بعد از این که جان از طریق یکی از دوستانش از موضوعی درباره او مطلع میشود، به تنهایی عازم توکیو شده و سعی میکند او را برای همیشه فراموش کند. نظرسنجیهای انجام شده پس از پخش قسمتهای اول فصل سوم این مجموعه تلویزیونی حاکی از آن بود که سری جدید از سرزمین شمالی با به تصویر کشیدن دوران جوانی جان و هوتارو توانست طیف جدیدی از مخاطبان را با خود همراه سازد. استقبال عمومی از پخش ادامه این مجموعه زمینه مناسبی را برای ساخت سری چهارم آن به وجود آورد و در نتیجه فصل چهارم با عنوان بازگشت به خانه در سال 1989 میلادی به روی آنتن رفت که هوتارو محور اصلی داستان آن را در دست داشت.
او در حال گذراندن دوره آموزش پرستاری در بیمارستانی در هوکایدو است و در عین حال به صورت پارهوقت دوره آموزشی دبیرستان را نیز میگذراند. جانپس از بازگشت به توکیو برای نخستینبار به هوکایدو آمده است. اگرچه گورو میداند که پسرش جان، در این سالها که دور از خانه بوده است با مشکلات بسیاری مواجه شده و مرتکب اشتباهات بزرگی شده است، اما همچنان به گرمی از او استقبال میکند. در فصل بعدی مجموعه تلویزیونی از سرزمین شمالی که در سال 1992 در کشور ژاپن به روی آنتن رفت گورو از زندگی در فورانو، احساس تنهایی و دلتنگی میکند. هوتارو همچنان دوره آموزش پرستاری را در دانشگاهی در آساهایکاوا میگذراند و جان نیز در توکیو مشغول کار شده است. اگرچه هوتارو میداند که پدرش منتظر بازگشت او به خانه است، اما برخلاف خواسته پدر عمل میکند. جان نیز دوباره مرتکب اشتباهی میشود که پدرش به ناچار تمام دارایی خود را به عنوان غرامت و در جبران اشتباه او پرداخت میکند.
در فصل بعدی که پخش آن از سال 1995 آغاز شد، جان به فورانو بازمیگردد و به صورت موقت به عنوان متصدی جمعآوری زبالهها با یک شورای محلی همکاری میکند. هوتارو نیز در محل کارش به یک پزشک 42 ساله علاقهمند میشود. آنها تصمیم میگیرند زندگی مشترکی را با هم آغاز کنند و به همین دلیل راهی روستای کوچکی در حومه شهر میشوند. این در حالی است که گورو پس از اینکه مطلع میشود این پزشک پیش از این ازدواج کرده است، به دیدن هوتارو و همسرش میرود تا آنها را از ادامه زندگی مشترک منصرف کند. نتایج بررسیها و نظرسنجیهای انجام شده در میان مخاطبان نشان داده است که فصل ششم این مجموعه بیشترین تعداد مخاطبان را داشته است.
پایانی خوش برای آغازی غمانگیز
در آخرین فصل از مجموعه تلویزیونی از سرزمین شمالی، هوتارو در زندگی به بنبست رسیده است او پس از جدا شدن از همسرش متوجه میشود که باردار است. به همین علت از سوتا که یکی از همسایگان قدیمی آنها در فورانو بوده است تقاضای کمک میکند و از او میخواهد به او مقداری پول قرض دهد. سوتا نیز بدون اینکه گورو و جان را از این ماجرا مطلع کند، مقدمات ازدواج او را با مردی که از 15 سال پیش به هوتارو علاقهمند بوده است، فراهم میکند. در این مدت زمان 18 ساله از آغاز پخش مجموعه تلویزیونی از سرزمین شمالی توموکونا کامیما که نقش هوتارو را ایفا میکند، در زندگی واقعیاش، تشکیل خانواده داده و باردار است. این در حالی است که هیچ یک از عوامل و دستاندرکاران ساخت این مجموعه تا پایان فیلمبرداری از باردار بودن هوتارو مطلع نمیشوند و او همچنان علیرغم مشکلات با جدیت به فعالیت و همکاری خود با این گروه ادامه میدهد. حال پس از گذشت 18 سال، جان و هوتارو باید مسوولیت سرپرستی و نگهداری از پدر را برعهده گیرند. به گفته تاناکا، هنرپیشه نقش گورو، جامعه ژاپن به طور مداوم در حال تغییر و تحولاتی است که میتواند نقش مهمی در به خطر انداختن سلامت جامعه داشته باشد. از سرزمین شمالی مجموعه تلویزیونی بینظیری است که توانسته است جریانات و اتفاقات زندگی واقعی مردم ژاپن را در قالب سختی و مشقات زندگی خانوادگی، خانواده گورو به تصویر کشد. کوراموتو نویسنده این مجموعه تلویزیونی که خودش نیز ساکن فورانو است، بر این باور است که از سرزمین شمالی داستان حقایقی است که هوکایدو از گذشته با آن مواجه بوده و همچنان پس از گذشت 18 سال از آن زمان، اهالی این منطقه همچنان باید برای ادامه زندگی با چنین مشکلاتی دست و پنجه نرم کرده و آنها را از میان بردارند. در آخرین فصل این مجموعه تلویزیونی گورو که زندگیاش را وقف فرزندانش کرده است، رفته رفته مسوولیتهایی را که در جریان زندگی برعهده داشته است به جان و هوتارو واگذار کرده و سکان زندگی را به دست آنها میسپارد تا از این پس آنها به جای پدر سختیها و موانع زندگی را پشتسر گذاشته و مسیر زندگی آینده را برای خود هموار سازند. این مجموعه تلویزیونی تاکنون توانسته است جوایز بیشماری همچون جایزه چهاردهمین جشنواره سالانه تلویزیونی در سال 1981، نوزدهمین جایزه جشنواره گلکسی (Galaxy )، جایزه ویژه انجمن تهیهکنندگان مجموعههای تلویزیونی کشور ژاپن و جایزه ادبی یاماتو را از آن خود سازد.
یامادا تهیهکننده این مجموعه تلویزیونی نیز اظهار امیدواری میکند که پخش این مجموعه توانسته باشد زمینه مناسبی را برای ورود جوانان و نوجوانان به عرصههای کار و تلاش در سطح جامعه فراهم کند.
فرانک فراهانی جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: