در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«ستاره میشود» در واقع به دو نکته مهم در زیست سینمایی میپردازد و آنرا دستمایه داستان خود قرار میدهد. یکی درباره برخی مناسبتها و روابط انسانی که باعث ورود و ماندگاری در سینما میشود و دیگری سرنوشت غمانگیز هنرمندانی که در زمان پیری و بازنشستگی چه شرایط سختی را تجربه میکنند. عزتالله انتظامی که در نقش یک تئاتری قدیمی در ستاره میشود بازی کرده است تجربه قهرمان این فیلم را عین تجربه شخصی خودش میداند و آن را سرنوشت بسیاری از هنرمندانی که پس از سالها تلاش در عرصه بازیگری در تنهایی غمانگیزی فرو میروند و گویی دیده نمیشوند، میداند. ملوک در یکی از سکانسهای فیلم از همین درد سخن میگوید. نوع برخورد کارگردان و تهیهکننده با آن دو بهترین قسمتهای فیلم است که عمق این رنج را نشان میدهد؛ رنج ندیده شدن در زمانی که بیشتر به دیده شدن محتاجند، بویژه آنجایی که لباسهای فیلم را از تنش درمیآورند که به نوعی نمادی از بازگرفتن هویت حرفهای وی در زمان پیری است. اما ستاره میشود همانطور که از نامش پیداست سخن مهمتری دارد و آن درباره عواملی است که در پشت دلایل حرفهای کار به عنوان پله ترقی و ستاره شدن وجود دارد و البته جیرانی بیشتر در لفافه از آن سخن میگوید. پونه که همواره در حواشی فیلم حضور داشته برای گرفتن نقش اول فیلم ظاهرا تن به شرایطی میدهد که برای پدرش قابل تحمل نیست. نقش کوچکی که وی در آن فیلم هم داشته شبیه به همین موقعیت است تا کارگردان نشان دهد که زندگی و سینما خیلی شبیه به هم است و گاهی رابطه اینهمانی میان آنها برقرار است. اما جیرانی بیش از آنکه به درون همین مناسبتها برود و خود موقعیت را به تصویر بکشد بیشتر از نگاه پدر به این موضوع نگاه میکند و گویی میخواهد میان نسل قدیم و جدید این حرفه تمایز قائل شود. بخشی از این تفاوتنگاری را در سکانسی که رضا رویگری بهعنوان کارگردان درباره گذشته وی و اینکه قبل از انقلاب مشروب میخورده است یا نه میتوان به صورت شفافتری دریافت. با آنکه فیلم بنابر منطق عنوان و نوع قصهای که دارد مطرح میکند میبایست به زندگی، درونیات و مناسبتهای پونه توجه بیشتری میکرد اما حضور انتظامی به عنوان پدر وی پررنگتر است. گرچه بازی وی بویژه در جلوی دوربین کارگردان، درون قصه و فراموش کردن دیالوگها و واکنشهای حسی عاطفی که در برابر این موضوع از وی میبینیم بسیار زیبا و دلنشین است. این بازی در بازی آن هم به واسطه یک بازیگر حرفهای که به نوعی پشت صحنه را به فیلم بدل میکند فرای از چگونگی ارتباط آن با متن زیباست و بویژه در جاهایی که دوربین جایگزین نگاه و حرکت بازیگر میشود، تجربه بازیگری را برای مخاطب ملموستر میسازد.
ستاره میشود دارای قصه پیچیده و پرتعلیقی نیست و در واقع قصهای ندارد و تاکید آن بیشتر بر فضای حرفهای سینماست که با قصه پیری گلکار و ملوک و عشق ناکام آنها آمیخته میشود و در حقیقت هر قطعه این فیلم با توجه به اتفاقی که در آن رخ میدهد و حرفهایی که به زبان میآید بخشی از واقعیت حرفهای سینما را بازنمایی میکند و به تصویر میکشد. با این حال کلیت قصه کشدار به نظر میرسد که کند پیش میرود اما به دلیل حضور بازیگران قدرتمندی مثل انتظامی و بازی روان امین حیایی با آن بانمکبازیهای همیشگی تحملپذیرش میکند. در ستاره میشود گویی فریدون جیرانی از نگاه هم نسلان خود به سینما مینگرد و رفتار و سخن نسل جدید این حرفه برایش بیگانه و عجیب است. انتظامی یا همان آقای گلکار به نوعی نماینده کارگردان و همنسلان اوست که بر مناسبات حرفهای و غیر حرفهای سینما نقد دارند. ستاره میشود میخواهد مناسبات انسانی را در پشت صحنه سینما که با سرنوشت حرفهای آنها نیز گره خورده است از منظر اخلاقی بنگرد اما انگار شرم اخلاقی کارگردان باعث شده است این موضوع در سطحی ظاهری و نشانهشناسانه برملا شود و از پرداخت مستقیم به آن پرهیز شده است.
ظاهرا پایان فیلم با نسخه اصلی کمی متفاوت است و خودکشی پدر پونه حذف شده است، در حالی که همان پایانبندی نسبت منطقیتری با کل فیلم داشت و مبین این معنی بود اگر در صحنه نمایش گاهی نمیتوانی بازی کنی اما در صحنه زندگی مجبور به بازی هستی. گاهی زندگی سناریوی خود را بر انسان تحمیل میکند و آدمی از ایفای نقش آن ناگزیر است.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: