وی با برشمردن برخی ویژگیهای مشترک ادبیات اسطورهای در همه ملتهای جهان گفت: بازآفرینی اسطورهها، افسانهها و داستانهای قومی و نزدیک کردن آنها به زبان امروز از جمله کارهایی است که میتواند به پویایی ادبیات امروز منجر شود.
اسدالله امرایی نیز با بیان این که آثاری چون اژدها کشان میتواند ادامهای بر تک نگاریهای افرادی چون ساعدی و آل احمد محسوب شود، گفت: در ادبیات قبل از انقلاب تحت تاثیر رادیکالیسم دهه 60 میلادی نوعی ادبیات معترض به وضع موجود پدیدار شد که ویژگی اصلی آن مخالفخوانیهایی بود که حتی گاهی به کاریکاتور شباهت داشت و در این مسیر بسیاری نویسندگان که مخالفخوانی نکردند حذف شدند، اما علیخانی در آثارش هیچ گاه قضاوت نکرده است.
اما بیشترین واکنشها به اظهارات مرتضی کربلاییلو بود که زبان داستاننویسی علیخانی را برتر از هوشنگ گلشیری ارزیابی کرد.
وی گلشیری را نویسندهای کتابخانه گرد توصیف کرد و گفت: ابوالحسن نجفی موضوع همنشینی و جانشینی را از سوسور گرفته و گلشیری نیز این بحث را از نجفی گرفته و تنها کاری که کرده است جابهجایی ارکان جمله است اما علیخانی فراتر از این حد کار کرده و گلشیری در این حد و اندازهها نیست و از اینگونه تصرفهای زبانی در کارهای او نمیبینید.
کربلاییلو با انتقاد از نقدهای جامعهشناسانه به این مجموعه داستان گفت: این حرفها که این اثر روستایی و اقلیمی است به درد نویسنده نمیخورد. کار نویسنده خلق داستان و زبان است و من به عنوان کسی که ارزش کلمه را میداند از سطر سطر کتاب لذت بردم.
یوسف علیخانی نیز در این نشست با بیان این که دوست دارم میلک به میلکاندو (بر اساس ماکاندو در صدسال تنهایی مارکز) تبدیل شود، گفت: من عمدا داستانهای شهریام را منتشر نکردهام و مجموعه داستان بعدی من هم در همین حال و هواست، اما یک اصطلاح میلکی نیز در آن نیست. وی گفت: بهترین تعبیری که از اژدهاکشان شنیدم این بود که این کتاب دغدغهها و آخرین تلاشهای یک نویسنده برای حفظ روستای در حال نابودیاش است.
مجموعه داستان اژدهاکشان در نخستین جایزه جلال آل احمد تقدیر شد و در هشتمین دوره جایزه هوشنگ گلشیری نیز نامزد عنوان بهترین مجموعه داستان سال 86 بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم