در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در بخش عمرانی جامعه هم دستگاههای مختلف، هزینههای ساخت یک پل، بزرگراه و راهاندازی کارخانه را به سادگی بیان میکنند، اما محال است روزی نهادهای حمایتکننده از سینمای ایران، آمار و ارقام دقیق حمایت های خود را اعلام کنند.
دلیل این مساله هم مشخص است: در مسائل هنری سلیقه اهمیت فراوانی دارد و بر همین اساس، بسیاری از حمایتها به شکلی سلیقهای از فیلمها صورت می گیرد. اگر شما هم مانند منِ خبرنگار، در جایی بشنوید که یکی از همین بنیادهای سینمایی که در زمینه ارائه تجهیزات و وام به فیلمهای سینمایی فعالیت میکند، با پرداخت رقمی حدود 800 میلیون تومان پول ناقابل از فیلمی ظاهرا معناگرا و شاعرانه حمایت کرده، چه احساسی به شما دست میدهد؟
در سینمای ایران حمایت از فیلمها با «نظر» بنیادی خاص صورت میگیرد که امکانات و تجهیزات سینمای ایران در اختیار آن است.
فیلمسازان مختلف برای گرفتن این تجهیزات باید فیلمنامه خود را به این نهاد ارائه کنند و «کار»شناسان حاضر در این نهاد، بعد از بررسی فیلمنامه اعلام میکنند که آیا حاضر به حمایت از این اثر هستند یا نه؟ در 2 سال گذشته نیز در اغلب موارد پاسخ تهیهکنندگان کارگردانهای مستقل «منفی» بوده و حمایتهای این نهاد، صرف ساخت فیلمهای خاصی شده است. اینکه این بنیاد دولتی بخواهد حمایتهای خود را تنها صرف چند فیلم خاص کند، شاید در نگاه اول قابل توجیه باشد.
به هر حال بخش دولتی میتواند برای تولید و ساخت فیلمهای ماندگار هزینه کند؛ اما فیلمی که اخیرا از سوی این بنیاد چنین مورد حمایت قرار گرفته، اثری است که سبک و سیاق سازنده آن بر مدیران مملکت مشخص است و قبلا هم تجربه فیلمهای ناموفق او را دیدهاند.
قصه این فیلم 800 میلیون تومانی به اندازهای حیرتانگیز است که نمایش آن در جشنواره با واکنشهای شدید منتقدان مواجه شد و جلسه مطبوعاتی آن، یکی از پرحاشیهترین جلسات مطبوعاتی امسال بود و تقریبا هیچ کس از داستان آن سر در نیاورد.
از جایی دیگر هم شنیده میشود همین بنیاد برای مشارکت در ساخت فیلم دوم کارگردانی که سالها قبل فیلم موفقی ساخته بود، مبلغ چند صد میلیون تومانی پرداخت کرده است. این فیلم هم واجد ویژگی خاصی نبود که نیاز به حمایتی اینگونه داشته باشد و نتیجه نهایی فیلم هم اثری نبود که نمایش آن در جامعه بتواند تاثیر خاصی بر مخاطب بگذارد.
البته این ارقام در مقابل حمایتهای چند میلیاردی همین نهاد از ساخت چند فیلم خاص چندان زیاد نیست اما نکته این است که وقتی چنین بنیادی وظیفه خود را به «حمایت خاص» از تولیدات سینمایی محدود میکند و هیچ شفافیتی هم در اعلام این کمکها ندارد، نتیجه این میشود که چند تهیهکننده و کارگردان خاص «دستچین» شوند.
بد نیست بدانید وامی که این تهیهکنندگان دریافت میکنند، معمولا تا یک سال شامل سود نمیشود و پس از آن نیز سود اندکی به آن تعلق میگیرد که در طول زمان ممکن است هم این سود و هم کل وام دریافتی کاملا بخشیده شود یا اینکه نهاد کمکدهنده، فیلم را مالک شود و به این ترتیب تهیهکننده خوششانس از تولید یک فیلم به سود بالایی برسد.
در سینمای ایران سود در تولید است نه اکران و فیلمها معمولا در مرحله تولید با دستیابی به منابع مالی خوب و هزینه کردن اندک از این منابع، حسابهای پر از پولی را برای سازندگان خود به ارمغان میآورند.
شاید به همین دلیل است که در سینمای ایران این میزان فیلم اکران نشده وجود دارد که هیچ کس هم تمایلی به نمایش آن ندارد.
رضا استادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: