اما گویا دیروز آسمان با چشمهای از حدقه در آمده دو چشمیزل زده بود به زمین تا ببیند آیا بزرگترین کارگاه هنری تاریخ معاصر ایران برپا میشود یا خیر.
از سویی روز قبل از دیروز یک خبر فوری باعث شد تا در خلاء باران ببارد و یک کارگاه بزرگ هنری برپا نشود. در این خبر که نزدیک به 24 ساعت قبل به رسانهها ارسال شده آمده بود که بزرگترین کارگاه هنری تاریخ هنر ایران به خاطر بارش باران به وقت دیگری موکول میشود. کارگاهی که قرار بود به مسافت 3 کیلومتر گرداگرد موزه هنرهای معاصر ایران برپا شود.
اما این اتفاق بزرگ که در صورت بروز میتوانست رکورد تازه ای در اتفاقات هنری امروز ایران و یا حتی خاورمیانه بر جای بگذارد، برگزار نشد تا اتفاقی دیگری را رقم زند.
قرار بود در این کارگاه بزرگ هنری هزار هنرمند برجسته کشورمان به سرپرستی 30 استاد برجسته ایران به مدت دو روز از صبح تا شب بزرگترین نقاشی طویل دنیا را با بررسی سی سال هنر معاصر ایرانی خلق کنند اما پس از آن خبر باران زا! برپایی این کارگاه به نیمه اسفند موکول شد تا در نگاهی این مهم به فردایی سپرده شود که معلوم نیست چه سرنوشتی بر آن رقم خواهد خورد.
اصولا در همه جای دنیا برگزاری و اجرای حرکتهای جمعی مانند همین بزرگترین کارگاه هنری تاریخ هنر ایران که برپا نشدنش شاید در کتاب رکوردهای گینس ثبت شود! نیازمند نگاهی تیزبینانه و البته پراگماتیک است که همین نقطه تمایز باعث میشود که آن رویداد در اینجا منظور رویداد هنری است با دیگر اتفاقات هم دست خود تفسیر شود.
به احتمال فراوان دلایل متعددی برای برپا نشدن این کارگاه بزرگ هنری وجود دارد که برخی از آنها اجتناب ناپذیر بوده و برخی دیگر نیست اما سوال اصلی در این میان آن است که راستی مگر برای برپایی بزرگترین کارگاه هنر تاریخ هنر معاصر ایران باید 24 ساعت قبل از برگزاری آن از سازمان هواشناسی استعلام بگیریم و هنرمند و هنردوست را در بهت این امر بگذاریم که چشم بیندازند به آسمان و چوب بر زمین بکوبند تا مگر آسمان نبارد و البته بزرگترین کارگاه هنری تاریخ هنر معاصر ایران برپا شود.کاش دیروز باران میبارید تا لااقل باران باریده کارگاه برپا نمیشد اما چشمان روشن خورشید چیز دیگری را نشان میداد.
مهدی نورعلیشاهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم