با دکتر محمدحسین ناصربخت، مدرس دانشگاه و پژوهشگر نمایش‌های آیینی - سنتی

تعزیه، تبلور حکمت فرهنگ شیعی

تعزیه و شبیه‌خوانی یکی از ارزشمندترین عناصر فرهنگی ایران به شمار می‌رود که با قدمت 500 ساله‌اش جایگاه خود را در فرهنگ ایرانیان همچنان حفظ کرده است. این هنر کاملا برگرفته از هویت ایرانی شیعی مردم ایران است و به همین سبب توده‌های مردم توجه بسیاری به آن دارند. طبق صحبت‌های مسوولان ایده‌آل ما در بحث‌های نظری و عملی این است که «باید به تئاتر برای مردم برسیم نه برای خواص.» تعزیه در زمان اوج خود چنین شرایطی را داشته و طبیعی است که اگر همین تعزیه به شیوه‌های امروزی برای مخاطبان اجرا شود، می‌تواند هرگونه پیامی ‌را از جمله فرهنگ ایثار و شهادت انتقال دهد. برای روشن شدن ارزش‌های این هنر گرانبها و نگاهی جامع و کامل به خاستگاه پیدایش این هنر و شرایطی که در طول بیش از 5 قرن از حیات آن بر این هنر رفته است و برای مطلع شدن از آخرین وضعیت پرونده ثبت جهانی تعزیه در گفتگویی صمیمی ‌با دکتر محمدحسین ناصربخت، استاد دانشگاه، عضو کمیته ثبت تعزیه در یونسکو، عضو شورای کانون نمایش‌های آیینی و سنتی و عضو شورای تخصصی هنرهای نمایش پژوهشکده هنرهای سنتی سازمان میراث فرهنگی به طرح این مباحث پرداختیم که حاصل این گفتگو در زیر به صورت مبسوط از خاطر شما هنر دوستان و علاقه‌مندان هنر ملی ایرانی می‌گذرد.
کد خبر: ۲۳۷۱۵۲

تعزیه از کجا آغاز شد و چگونه در ایران شکل گرفت و به حیات خود ادامه داد؟

تعزیه در لغت به معنی سوگواری است اما به معنای خاصش ما آن را درخصوص نمایشی منظوم، موسیقایی، روایی و آیینی که مبتنی بر قراردادهای هنرهای سنتی است به کار می‌بریم. این نمایش از دل عزاداری‌های ایرانی بر پیشوای سوم شیعیان  امام حسینع  و حول محور واقعه عاشورا شکل گرفت و بعد‌ها نیز گسترش یافت و از یک عزاداری ساده و صرف به روایتی نمایشی تغییر شکل داد و قوام یافت و به اصطلاح امروزی تنوع پیدا کرد.

قدیمی‌ترین سند موجود درخصوص هنر تعزیه، به شکلی که امروز شاهد آن هستیم به دوران زندیه بازمی‌گردد، اما بر اساس همین سند می‌توان حدس زد که تعزیه از اواخر دوره صفویه به شکل ابتدایی‌تر از آنچه امروز شاهد آن هستیم به وجود آمده است. می‌توان گفت پس از قرن دهم به بعد ما با پدیده‌ای به نام تعزیه روبه‌رو هستیم. تعزیه در تمام جهان اسلام پدیده‌ای نادر است و در منطقه خاورمیانه پدیده‌ای شبیه به آن وجود ندارد.

دلایل اوج و شکوفایی تعزیه در دوران قاجار به چه نکاتی بازمی‌گردد؟

از دوران صفویه به بعد، شاهد شکوفایی و اوجگیری نمایش‌های سنتی خودمان هستیم، یعنی در آن دوران به کلیه هنرهای نمایشی مذهبی و سنتی مانند تعزیه، نقالی و نمایش‌های شادی‌آور  تخته حوضی  به صورت کامل پرداخته می‌شود چرا که هدف دولت در آن زمان به مواردی مانند تبلیغ دین رسمی‌ کشور (شیعه)، تحکیم یکپارچگی و وحدت ملت و بخشیدن روحیه دلاوری در میان سپاهیان محدود بود و به همین سب به کلیه گونه‌های نمایشی بها داده می‌شد.

در دوره قاجار هم که دوره اوج و شکوفایی تعزیه را شاهد هستیم، سایر گونه‌های نمایشی نیز در اوج قرار دارند. همچنین در دوران قاجار ما شاهد ادامه روند زایش و نوسازی هنرهای سنتی خود هستیم.

اما بعد از دوران مشروطه که نمایش سنتی ما در همه اشکالش آرام‌آرام سیر نزولی خود را آغاز می‌کند و با ممنوعیتی که در دوران پهلوی برخی از این اشکال با آن روبه‌رو می‌شوند تقریبا می‌توان گفت که گونه‌های نمایش سنتی ما گرفتار سیر قهقرایی می‌شوند و از سوی دیگر به سبب ورود مدرنیته به ایران و وارد شدن اشکال مدرن نمایشی به کشور و مطرح شدن رسانه‌های جدید برخی از نمایش‌ها کارکرد خود را از دست می‌دهند. در نتیجه با وارد شدن به دوران پهلوی شاهد آغاز دوران نزول شیوه‌های نمایش سنتی خود هستیم.

آیا با گذشت این همه سال، لزوم هیچ‌گونه تغییر و وارد کردن نگرش‌های جدید در این هنر احساس نمی‌شود؟ به بیان دیگر آیا این هنر با همین شکل و کارکرد سنتی‌اش هنوز می‌تواند برای جامعه امروز ما مفید باشد و مخاطب امروز می‌تواند با این شکل سنتی تعزیه ارتباط برقرار کند؟

تعزیه در طول دوران حیات خود از آغاز تا زمان شکوفایی‌اش و حتی در دورانی که با ممنوعیت و تبعید ناخواسته مواجه شده بود، تغییرات بسیاری به خود دید که این تغییرات خود لازمه حرکت پویای یک هنر در طول تاریخ حیاتش به شمار می‌رود. حصول تغییرات صورت گرفته در هنر تعزیه تا زمانی که آن پویایی در دوران اوج و شکوفایی آن وجود داشت، امری طبیعی و تغییرناپذیر است، اما از آنجا به بعد اگر ما بخواهیم تغییری را به آن حقنه کنیم، با هنری مصنوعی روبه‌رو خواهیم شد.

واقعیت تلخ اما روی داده و پذیرفتنی این است که جریان رشد طبیعی تعزیه از آن گرفته و راه حرکتی آن سد شد، بنابراین اگر پس از سال‌ها بخواهیم به انجام تغییرات در آن بپذیریم با هنری مواجه می‌شویم که کاملا مصنوعی به نظر خواهد رسید و این با ماهیت تعزیه که هنری شکل گرفته در میان مردم با شور و حال خاص خودش است بسیار تفاوت دارد. تعزیه برای گفتن حرفی که می‌خواهد بزند و اندیشه‌ای که می‌خواهد بیان کند به یک قالب بسیار محکم دست پیدا کرده است. اگر بخواهد حرف‌های امروزی را بزند، ما با قالب‌های دیگری هم آشنا هستیم و می‌توانیم از آن قالب‌ها برای گفتن حرف‌های امروزی استفاده کنیم. به نظر من باید تعزیه را به شکل اصیل آن حفظ کنیم و در کنار آن ضمن بهره بردن از پیام‌ها و مفاهیم جاری در بطن این هنر از تکنیک‌های آن برای نمایش‌های دیگر خود بهره ببریم.

اگر اجازه دهیم جریان اصلی شروع شود و این حیات ادامه پیدا کند، به طور حتم تغییرات به خودی خود صورت خواهد گرفت. این‌که ما بیندیشیم آیا این شکل نمایشی به تغییری نیاز دارد و بعد آن تغییرات را اعمال کنیم، رشد این هنر را از شکل طبیعی خود خارج می‌کنیم و در کل وارد کردن رشد مصنوعی به جریانی که نیازی به این رشد ندارد کار بیهوده و عبثی است. نکته‌ها و مسائلی که از تئاتر مدرن وارد تعزیه شده است مانند شکل بازیگری رئالیستی نه تنها باعث پیشرفت تعزیه نشده، بلکه سبب نزول آن گشته است. با این کارها و اعمال تغییراتی که از ماهیت این هنر بسیار دور هستند در حقیقت اصالت تعزیه را از آن گرفته‌ایم.

هر نمایش و تئاتری برای پیشرفت و جریان‌ساز بودن به یک روند دائمی ‌برای ارائه و اجرا نیاز دارد، اما از تعزیه با اجراهای مقطعی‌اش می‌توان انتظار جریان‌سازی را داشت؟

این سوال هم از تفکر مدرن ناشی می‌شود؛ چرا که تفکر سنتی، جهان‌بینی سنتی و جهان‌بینی شرقی به بدعت اعتقادی ندارد و این جهان‌بینی مدرن است که بر بدعت پافشاری می‌کند.

به هر حال ما در دنیای مدرن زندگی می‌کنیم آیا می‌شود این نکته را نادیده گرفت؟

من می‌گویم این شکل نمایشی سنتی برای تفکر و اندیشه شرقی است که معتقد به بدعت نیست به همین سبب در هنر‌های سنتی استفاده از قراردادها اصل است و هیچ‌گاه نوآوری به عنوان یک اصل مطرح نیست. در حالی که بر عکس در تفکر غربی و مدرن نوآوری و بدعت به عنوان شرط اصلی اجرا و خلق اثر هنری مطرح است. اگر من در هنر مدرن به عنوان یک بازیگر به بهترین شکل هملت شکسپیر را مانند لارنس الیویه روی صحنه اجرا کنم، کار من چیزی جز تقلید صرف نیست و چون ردی از خود در آن ندارم، پس هنری هم به حساب نمی‌آید. در حالی که بازیگر تعزیه زمانی که بتواند در مخالف‌خوانی مانند استاد فقیدی به بیان و ایفای نقش بپردازد او را هنرمند استاد می‌خوانند؛ یعنی در هنر سنتی اساس پایبندی و حفظ قراردادها، پایبندی به نشانه‌های تثبیت شده هنر سنتی است.

تعزیه در اصل متعلق به ایران است و اگر در کشورهای دیگری هم این هنر وجود داشته باشد، این هنر از ایران به آن کشورها رفته است

در هنر مدرن مساله اصلی طرح فردیت است، در حالی که در هنرهای سنتی این جمع و خرد جمعی است که تصمیم گیرنده است. در بسیاری از نمونه‌های هنر سنتی شاهدیم که حتی هنرمند نام خود را به عنوان امضا در پای تابلوی خلق کرده‌اش نمی‌گذارد. وی معتقد بود جز وظیفه‌ای که از سوی جمع برای خلق این اثر هنری بر دوش او گذاشته شده، کار دیگری انجام نداده است. ناشناختگی هنرمند یکی از اصول هنرهای سنتی است.

مطرح کردن بحث ثبت ملی و جهانی تعزیه توسط مرکز هنرهای نمایشی و خانه تئاتر صورت گرفت یا سازمان میراث فرهنگی در ثبت این هنر به عنوان میراث معنوی کشور پیشقدم بود؟

طرح ثبت تعزیه از طرف مرکز هنرهای نمایشی در سال 1383 آغاز شد و البته اصل ماجرا به اتفاقی که در یونسکو افتاد باز می‌گردد. یونسکو در ادامه روند ثبت میراث مادی باقیمانده کشورهای جهان تصمیم گرفت به ثبت میراث معنوی ملل گوناگون هم بپردازد. با وقوع این اتفاق خجسته، برخی از کشورهای همسایه تلاش‌ کردند هنر تعزیه را به عنوان نمایش ملی خودشان در یونسکو به ثبت برسانند که با فعالیت‌های گسترده نماینده ایران و دلایل مطرح شده از سوی او در یونسکو این اصل مطرح شد که هنر و نمایش تعزیه متعلق به ایران زمین است و اگر در نقاط مختلف خاورمیانه یا شبه قاره هند نیز این هنر وجود دارد، مبدا پیدایش آن از ایران بوده و بعد به این کشورها رفته است. که طرح این مساله با پذیرش یونسکو مواجه شد و قرار بر این شد که ایران مدارک خود را به ان سازمان ارائه دهد.

بر همین اساس مرکز هنرهای نمایشی در سال 83 اقداماتی را در این زمینه انجام داد، فیلمی‌ نیز توسط آقای ناصر تقوایی ساخته شد و مدارکی هم توسط سازمان میراث فرهنگی جمع‌آوری شدند. همه این مدارک به انضمام فرم‌های ارسالی یونسکو به آن سازمان فرستاده شد. اما ثبت تعزیه به عنوان میراث معنوی ایران مدتی به تاخیر افتاد و علت آن هم عدم عضویت ایران در کنوانسیون ثبت میراث معنوی در یونسکو بود که ابتدا ایران باید با پرداخت مبلغی به عضویت آن در می‌آمد و مدتی نیز از عضویتش می‌گذشت، از سوی دیگر کارشناسانی که در یونسکو بودند، با بیان برخی ابهامات در مدارک ارسال شده خواستار رفع نواقص موجود شدند و قرار شد همزمان با کارهای ابتدایی برای عضویت ایران در کنوانسیون مورد بحث اشکالات موجود در پرونده ارسالی و مدارک و شواهد اصلاح شود.

یکی از پیش شرط‌های مطرح شده توسط یونسکو برای ثبت جهانی تعزیه، به ثبت ملی این هنر باز می‌گشت. در این رابطه یک کمیته پیگیری با مسوولیت آقای عظیم موسوی شکل گرفت و قرار بر این شد ایشان همزمان با تلاش میراث برای ثبت جهانی عید نوروز به ثبت ملی تعزیه هم بپردازد که خوشبختانه تمام کارهای این مرحله نیز از نظر ما آماده شده است و با توجه به مهلتی که تا نوروز داریم می‌توانیم با تکمیل کردن جزییات باقیمانده پرونده ثبت جهانی تعزیه را برای یونسکو ارسال نماییم.

در این میان سازمان میراث فرهنگی چه اقدامی انجام می‌دهد؟

سازمان میراث فرهنگی هم اقداماتی است را برای ثبت ملی تعزیه به صورت منطقه‌ای آغاز کرده، یعنی قرار بر این شده است تعزیه‌های مناطق مختلف کشور را ثبت ملی کند که گویا انجام این کار نیز از اربعین آغاز می‌شود و در این تاریخ تعدادی از تعزیه‌های مناطق کشور به ثبت ملی می‌رسد.

و از آن به بعد همه جهانیان، تعزیه را با نام ایران خواهند شناخت.

بی‌شک همین‌طور است. تفکر و نوع شخصیت‌پردازی موجود در تعزیه همه الهام گرفته از تفکر ایرانی و تفکر اساطیری ماست، حتی قرائت‌هایی که از تاریخ در تعزیه می‌شود، ویژه ایرانیان است، در جای جای تعزیه حضور آیین‌ها و تفکر ایرانی را می‌توانیم مشاهده کنیم. بنابراین تعزیه اساسا متعلق به ایران است و اگر در کشورهای دیگری هم این هنر وجود داشته باشد، این هنر از ایران به آن کشورها رفته است. این شکل نمایشی خاص فقط در ایران زمین می‌توانسته شکل بگیرد و دلیل آن زمینه‌های ادبی، آیینی و تاریخی خاصی است که در ایران وجود داشته و دارد.

امیدوارم پس از ثبت ملی و جهانی تعزیه دولت‌ها هم به آن توجه نشان دهند، زیرا در دورانی که دولت از این هنر مردمی‌ با تمام توان حمایت می‌کرد تعزیه توانسته در اوج و شکوفایی بر صحنه‌های نمایشی حضور خود را به اثبات برساند زیرا در آن دوران دولت برای دست‌اندرکاران این هنر امنیت اقتصادی را فراهم کرده بود و آنها با آرامش خاطر می‌توانستند هنر خود را به بهترین شکل ممکن به انجام برسانند و فکر می‌کنم اگر این اتفاق امروز هم صورت بگیرد، می‌تواند همان جنس از تاثیرگذاری و شکوفایی را برای این هنر به همراه داشته باشد.

امین خرمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها