میخواستم همینها را بپرسم، اما دیدم این قضیه به خیلی جاها مربوط میشود و رفتاری است که واقعا جهتهای فراوانی دارد. بنابراین بدون متهم کردن این یا آن شخص، نهاد، ارگان، بنیاد، فرهنگستان و غیره بهتر است فقط به روزهایی که میگذرانیم چه در محل کار و چه با دوستان چه با این و آن در اینجا و آنجای جامعه فارسیزبان... توجه کنیم؛ هیچ دلیل تحسینبرانگیز یا علت ضروری و از سر ناگزیری پیدا نمیتوان کرد تا مجوز بهکار بردن واژهها و کلمات فرنگی / بیگانه باشد.
فصلهای آفتابی زبان فارسی با روزهای درخشانش همچنان پرطنین، زنده، گرم و هماهنگ به زندگی ما جلا میبخشند. چگونه دلمان میآید که زندگانی واژگان رنگارنگ فارسی را با حضور واژههای بیگانه مکدر کنیم. چگونه بیجهت در منظره طلایی این همه آواهای تراشخورده و شیرین زبان فارسی، ناهماهنگی و سنگینی واژههای بیگانه را اضافه کنیم؟
اصطلاحاتی که به کار بردنشان نشانگر سواد و دانش ما نیست، بلکه یا ناتوانی ما را در بهکار بردن زبان مادریمان مینمایاند یا نشان از کمبهرگی و کمدانشی ما در گستره دیرینه و ژرف زبان پارسی دارد؛ چیدهمان دستوری، آوایی و معنایی این زبان شیوا و زیبا به گونهای است که شنیدنش حتی برای کسی که آن را نمیتواند درک کند لذتبخش و فرحافزاست.
در برابر هر صفحه ترجمه اشعار خیام، حافظ و... حتما آوانویسی لاتین آن هم چاپ میشود چرا که تلفظ زبان آهنگین فارسی (برای غیرفارسیزبانها نیز) گویایی ویژهای دارد. این همه برکت و دلنشینی و جلوههای اعجازگونه را از دست بنهیم و کلمههای بیگانه را سر خود و از روی بیبهرهگی و کوتاهبینشی یا از سر تفنن و کاملا غیرضروری به کار ببریم که چه بشود؟! وقتی که به فرموده حضرت خواجه: «به شعر حافظ شیراز مینازند... سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی»؟!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم