در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
میگویم وقتی یکی دارد این جوری نان در میآورد، چرا من کمکش نکنم زودتر به چندرغازی که برای پخش کردن کارتها وعده دادهاند برسد؟
گاهی هم البته ناخودآگاه نگاهم میافتد به چیزی که رویش نوشته؛ در حد مرور. این روزها بیشترش آگهی شرکتها و موسسه آموزشی است برای دورههای فراگیر پیام نور که در ترم اول دوره فوق لیسانسشان دانشپذیر میشوی و بعد اگر در امتحانشان قبول شدی میشوی دانشجو.
فکرش را بکن، واقعا وسوسهانگیز است؛ مخصوصا وقتی دوغ و دوشاب یکی است. آدم پیش خودش میگوید سنگ مفت، گنجشک مفت. یک پولی میدهم؛ حالا یا قبول میشوم یا نه. اگر قبول شدم خوبیش این است که فوقلیسانس در حالت عادیش هم قرار نیست خیلی وقت بگیرد، چه رسد به این مدلیاش که رسما از کلاس و این حرفها هم خبری نیست. آخر آخرش یک کاغذپاره به اسم فوقلیسانس که میدهند دستت، نمیدهند؟ خب همینش خوب است دیگر.
این از اعتراف من. شما هم صادق باشید و نگویید تا حالا بهش فکر نکردهاید. سیسستم ذهنی همه ما مخصوصا در این سالها جوری تربیت شده که دنبال چیزهای بیزحمتیم. این ماجرا هم که اساسا با این میل درونی حسابی جور جور است. مشکل خیلی از من و شما هم نیست.
گمانم پارسال بود که یک نهاد ذیربط اعلام کرد فعالیت این موسسات غیر قانونی است و ملت نباید بروند سراغشان و با موسسات خاطی برخورد جدی خواهد شد و از این حرفها. ولی وقتی این تراکتها این قدر وسیع و گسترده پخش میشود یعنی در عمل هیچ نهاد ذیربط یا بیربطی برای مقابله با این مشکل وجود خارجی ندارد. برخورد جدی پیشکش، ولی مثلا کاری دارد اگر سازمان سنجش اول هر سال به صورت رسمی اسامی موسسات مجاز برای تحصیلات تکمیلی و برگزاری این دورهها را اعلام کند تا خیال همه راحت بشود؟
گرچه مقدم بر همه اینها فرهنگسازی ماجرا و جا انداختن این موضوع است که فقط و فقط به دست آوردن مدرک ملاک نیست، روشش هم مهم است. حالا وقتی هیچ نهادی مسوولیتش را قبول نمیکند، باید خودمان اینجوری فکر کنیم که اگر فردا پس فردایی کارهای شدیم، به خاطر یک تکه کاغذپاره همه حیثیتمان نرود زیر سوال.
جابر تواضعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: