شعر، زاده موسیقی و موسیقی برگرفته از طبیعت در کهن ایام زندگی نوع انسان به این باور که سخن را به آهنگ و قوافی بیارایند و بگویند نزدیک است و هر قوم و طایفه نوع شعر و موسیقی را بسته به عادات زندگی و تولید و بقا برای خود محفوظ داشتهاند.
شعر و راز و معنا
«کلمه شعر، یک لفظ عربی است. سابقهاش تقریبا به دو سه هزار سال پیش برمیگردد. این لفظ در زبان عربی موجود بود و بعد در نهضت ترجمه، الفاظی که معادل گذشتهاند برای «پوئیزیسPoises » یونانی کلمه شعر بوده است. پس باید دانست این شعری که به هر حال حکما و ادبا به آن پرداختهاند، یک نسبتی با یونان دارد و یک نسبت با عالم غیریونانی. این نسبت، به هر تقدیر صورت و ماهیت شعر را رقم زده است. اما شعر نخستین، به عالم ماقبل یونان برمیگردد. اصلا میتوان گفت کلام اول بشر صورت شعری داشته یعنی قدیمیترین آثاری که در سومر و بینالنهرین برجای مانده و به شش هزار سال قبل برمیگردد و آثاری که در هزارههای قبل از میلاد مسیح به دست آمده و «طومارهای مرگ» موجود در گورهای مصری و بابلی و سومری کلامش کلامی منظوم است. حالا منظور از نظم، نظم موجود در اشعار امروزی نیست، بلکه حکایت از ریتم (ایقاع) و هارمونی (آهنگ) و وزن میکند و این تاییدی است بر نظر بسیاری زبانشناسان که معتقدند زبان طبیعی بشر در آغاز زبان اشاره و شعری بود.»1
حتی قدیمیترین آثار ایران باستان مانند سرودهای «گاثاها»یا «اوستا»، صورت موزون و منظوم دارد و نیز «ودا»های هندو که همه سرودند.
نباید تردید داشت که چرا اساس این نظریههای زبانشناسانه، زبان مکتوب را حاصل از زبان محاوره میداند. این درست همان چیزی است که «دریداG.Drida(» زبانشناس مجارستانی) میگوید اگر قرار باشد که گفتار ثبت در زمان شود، چارهای نیست مگر از طریق نقش زدن حروف با نشانههای کاربردی تا زبان نوشتار حاصل آید. اگر خوب دقت کنیم زبان شاعر و روستاییان را بر چارچوب نظم و ریتم مییابیم و این بسیار ظریفتر از زبان مکتوب است. بی آنکه قائل به صیرورت زبان شده باشیم، ناچاریم حدس بزنیم زبان میتولوژی و زبان ماقبل یونانی یک نوع وزن و آهنگ داشته است. یعنی شعر و دیگر آثار هنری ریتم و هارمونی را ظاهر میکردهاند. همه آثار هنری یادآورنده ریتم و هارمونیاند. این ریتم در شعر و موسیقی صورت ظاهری مییابد. همانطور که ارسطو در کتاب «فن شعر» این نکته را تاکید میکند. او ممیزه هنر را تناسب میداند و تناسب را در وجود ریتم و هارمونی اثر هنری متحقق میبیند.
در قدیم زبان منظوم برای بیان، سادهتر و نزدیکتر بوده است. بعدها بتدریج زبان منثور بر زبان منظوم غلبه پیدا کرده است. در دوران پس از عهد باستان هر چه بشر جلوتر میآید این وضع شدت پیدا میکند. نثر تا امروز که به تعبیری مرگ شعر و شاعری و اشتغال به الفاظ صرف است، کاملا مسلط شد. «زبان تکنیک»، بتدریج شعر و شاعران را دچار عسرت کرده است. «هگلF.Hegell( » فیلسوف آلمانی) در غرب معتقد بود که با رمانتیکها، شعر و هنر به پایان رسیده است. اگر خیالی در کار است، ساحت خیال مجرد و فاقد کاربرد و معنا در جهان حاضر است. گویی از گذشتهاش به کلی بریده است.
فلسفه یونانی حدود 500 سال پیش از میلاد و پیدایی دموکراسی آتنی عصر «سولن» که دو شأن باطنی و ظاهری نسبت به یکدیگرند به یک نام برگردانیم، باید نام دوران تفکر شهودی را بر آنها اطلاق کنیم. «حیرت» باعث عزیمت روح تفکر در این عصر از تاریخ شرق و غرب جغرافیایی است. سیطره فلسفه یونان و حیرتزدایی این فلسفه که با سقراط و با سعی او در تعریف روشن اشیاء و امور آغاز میشود آدمی را از این روح بیگانه میکند. به هر تقدیر شعر و هنر، کم و بیش در مقام معرفتی بوده که حیرت در برابر راز را نقطه عزیمت خود قرار داده بود. شفافیت و درخشندگی تخیل در برابر زیبایی وجود و جلال حق که حیرتزاست آدمی را با راز آشنا میکند.
ریشههای مذهبی تئاتر
ریشههای مذهبی که منشاء تئاتر را به آیین نزدیک میکرد از همان یونان آغاز میشود. «براکت» مورخ تئاتر در این باره مینویسد:
«در آغاز انسان بتدریج به نیروهایی باور یافت که ظاهرا مواد غذایی و منابع دیگری را که بقای او به آنها وابسته بود در اختیار خود داشتند. از آنجا که این انسانها دریافت روشنی از عوامل طبیعی نداشتند، آنها را با نیروهای فوق طبیعی و جادویی مربوط میدانستند. پس به جست و جوی وسایلی برای جلب حمایت آن نیروها پرداختند. بر اثر مرور زمان، بین شیوههایی که به کار میبردند و نتایجی که از آن شیوهها انتظار داشتند، رابطه مسلمی یافتند. این شیوهها سپس تکرار شدند، صیقل یافتند و رسمیت پذیرفتند تا سرانجام بدل به آیین شدند. داستانها یا اسطورهها معمولا در اطراف آیینها به وجود میآیند تا آنها را توضیح دهند، توصیف کنند و یا به صورت آرمان درآورند. این اجرای نقش نشانه (اسطورهها و افسانهها) آغاز پیدایش یک صحنه دراماتیک است.
در اثر رشد و پیشرفت دانشهای بشری، آیینها کنار نهاده شدند یا تعدیل یافتند. با این حال سنتها و اسطورههایی که در اطراف آیینها رشد و نمو کردهاند و گاهی که داستانهایی بر اساس اسطوره ساخته شدهاند، بیآن که همان کاربرد آیینی گذشته را داشته باشند، به شکل درامی ساده به اجرا درآیند.( «تاریخ تئاتر جهان 1.voll ترجمه آزادی در نقش نقره 73)
به طور مثال یکی از باستانیترین خاستگاههای تئاتر، مصر در دوران فراعنه است. سابقه کارهای نمایشی در مصر به بیش از 6 هزار سال میرسد که بخشی از آن در دوره پیش از ظهور اسلام و بخشی دیگر در دوره پس از ظهور آن روی داد. مانند نمایشواره هایی درباره آفرینش »Ptah« سرور خدایان یا تعزیه ()Passion Play از یریس()Osiris این تعزیهها که شاید مهمترین کارهای نمایش مصر باستان باشند، جلوهدهنده مرگ و رستاخیز از یریس خدای خورشید است. حتی سنگنوشتههایی که در گورها یا طومارهای مرگ یافته و خوانده شده، مصرشناسان را به این گمان واداشته که در تدفین مردگان اعمالی با جلوههای نمایشی برگزار میشده است. چراکه موضوع این سنگنوشتهها بیشباهت به نمایشنامه نیستند و گفتگوی مردگان با خدایان و قدیسان است.
اما تئاتر یونانی، ارتباط عمیقی با مذهب و باورهای آن کشور دارد. در طول قرنهای متمادی در شهرهای مستقلی که مجموعا یونان نامیده میشوند، مذهبی مبنی بر پرستش گروهی از ارباب انواع به وجود آمدند که همه درحوزه تقدیر(Fate )و تقدیرگرایی توصیف و بازنمایی میشوند. سپس جشنوارههای مذهبی در شهرها به تدریج شکل گرفتند.
مراسم نمایشی از 800 سال پیش از میلاد تا افول فرهنگ یونانی مهمترین سرگرمی (آیینی - نمایشی) یونانیان به حساب میآمد و آنچه به نمایشها یا تئاتر یونانی جامعیت و استقلال بخشید، فرهنگ یونانی بود.
نمایشنامهها در همه تمدنهای سومری، مصری و یونانی به زبان منظوم تنظیم میشدند و گفتگوها به مانند تصاویری با پارههای ایامبیکی(Eyambic )یا همان وزن و قوافی در نهایت سلامت و فخامت در هر دورهای نوشته میشدند.
ارسطو در فن شعر، چنین نظمهایی را جدای از اسیر منظومهها که درحوزههای غیر از تخیل و ادبیات، مانند قانون یا حکمت نوشته میشدند، دارای زیبایی و ارزشهای هنری برمیشمارد. او به طور مثال منظومه «ایلیاد» و «ادیسه» را زیبا، بینظیرو بسیار فخیم برمیشمارد. این سنت نمایشنامههای منظوم همانطور در اروپا باقی میماند و در دوران قرون وسطی نیز به همین منوال؛ اما با مضامین دینی و مذهبی منظوم و پرفخامت وضع میشوند.
قرون وسطی (1400-1500م) و نمایشنامههای منظوم مذهبی
در این دوران که اروپا پس از ظهور مسیحع تحت تاثیر تعالیم مذهبی متحول شده و از طرفی اقتدار بیزانس با ترویج مسیحیت قدری از شوکت اولیهاش کاسته شده، مشاهده میشود که با هجوم اقوام بربر()Barbarians به اروپای غربی، وحشیگری در میان اقوام و ملل به نحوی است که غافل از دانش روزگویی به دوران ماقبل تمدن گرفتار آمدهاند. اما در اثر همان هجوم، اقدامات کلیسا و از سویی ظهور فرهنگ و تمدن اسلامی، تمدن جدید قرون وسطایی بسط و توسعه مییابد. طی این قرون، نظام سیاسی اقتصادی اروپا مبتنی بر قواعد فئودالیزم، توانست اروپا را در مقابل هجوم نرمنها(Normans )و مجارها(Hungarians )حفظ کند.
این دو طیف که متاثر از کشورگشاییهای تمدن رومن و اسکندر سعی داشتند پایههای نسبتا محکم پاره غربی اروپا را گسسته گردانده متصرف شوند. از همبستگی این طوایف بعدها امپراتوری استعمارگر اتریش - مجارستان شکل گرفت؛ اما اروپای غربی در انسجام خود باقی ماند. یکی از دلایل وحدت قلمرو مختلف اروپا، راه انداختن 8جنگ صلیبی علیه مسلمانان بود. هرچند که عاملین جنگ به مقاصد خود که همانا تصرف تمدن اسلامی بود نرسیدند، اما سبب شدند اروپای نیمهوحشی آن روزگار، با فرهنگ متعالی اسلام آشنا شده دیگر بار رجعت به فنون و علوم را رمز اصلی موفقیت جاودان بدانند.
در دوره قرن وسطی مسیحیت در همه شئونات زندگی فردی اجتماعی شدیدا تاثیر گذاشته و این معنا در نمایشنامهنویسی نیز با رجعت به داستانهای دینی و سرگذشت قدیسین و یا مصائب مسیح(ع) به خوبی نمایانگر است. از جمله آثار ادبی و شاهکارهای متاثر از همین باورها که دراواخر قرون توسط دانته نوشته شد، مجموعه «کمدی» اوست.
از دیگر آثار به افسانه های «کنتر بری»، متون «چاسر» و «انهاید» ویرژیل که هنوز در دست هستند میتوان اشاره کرد.
نمایشنامههای قرون وسطی در دو موضوع و گونه پا گرفتهاند. یک گونه نمایشنامه اخلاقی بوده که به پند و اندرز و موعظه پرداختهاند تا مخاطبین برای عاقبتانگاری خود از قصه و ماجرای آنها عبرت بگیرند. این نوع تئاتر به نحوی درست شده و غلونمایانه اشخاصی مانند فرشتگان، شیاطین و نفسانیات انسانی را کاراکتر بازی تبدیل کردهاند تا تفاوت بین صالحین و طالحین (گناهکاران) به روشنی در نظر تماشاگران نمایانده شود.
این نمایشها یا در کلیسا، یا اطراف آن به تعقیب از کلیسا مردم را به فلاح و رستگاری دعوت میکردند. این نمایشنامهها را»MoralityPlay« مینامیدند.«قدیمیترین نمایشنامه اخلاقی به نام»The castle of Perserevrance «که تقریبا به پایگاه یا دژ صبر قابل برگردان است در اوایل قرن پانزدهم در انگلستان نوشته و اجرا شده است. نسخهای از این درام که در 1440 به دست آمده، نوشته آن سالیان قبل از این تاریخ انشا شده است، اگرچه این یک اثر اخلاقی است(Morality Play) و جنبههای دینی آن کم است، اما در دسته نمایشنامههای مذهبی قرار میگیرند چرا که در نهایت متاثر و هم سو با دین و مذهب است. نویسنده در این اثر به انسان نوعی(Humanum Genus )پرداخته و زندگی او را از تولد تا مرگ پی میگیرد. شخصیتها همانطور که قبلا اشاره شد معانی مجرد و استعارههای اخلاقی و تک بعدی را دارا میباشند. در حالی که شخصیتهای متعارف در نمایشنامههای غیراستعاری، معمولا چهاربعدی هستند، یا به عبارتی، دارای جسم، روح، روان و گرایشهای اجتماعی، عقیدتی و تاریخی هستند. حال این که آثار تمثیلی - استعاریAllegorical ، اشخاص در حقیقت معانی مجردی چون مرگ، جهان، عقل، طمع، فضیلت یا... هستند که به هر کدام تجسم نموداری و تشخص نمایش بخشیدهاند. در گزارههایی آمده است که در قرن پانزدهم گروههای مردمی چند روز از وقت خود را صرف دیدن «دژ صبر» میکردند. در زمان حاضر کمتر کسی این اثر را به تمامی دیده یا خوانده است. در کشور ما برخی از گروههای مبتدی و آماتور به صرف گرایش به هنر تئاتر و بیان اندیشه و موضوع مذهبی مشابه همین نوع آثار اخلاقی را نوشته یا اجرا کردهاند، هر چند که به حد این اثر، کامل و پرتفاصیل و کمنقص به ارائه آن نپرداختهاند.
نوع دیگر نمایشنامههای رمزی(Mystery Play )و اعجازی(Miracel Play )هستند. برخی از نظریهپرداران معتقدند، نمایشنامههای رمزی نوعی از منظومههای مذهبی مدیا والیستی(Mediavalistic )که متکی بر سرگذشتهای مندرج در اسفار عهد عتیق و جدید تنظیم و تنسیخ شدهاند. به نظر میرسد این گونه آثار با آثار اعجازی متفاوت هم باشند. چرا که مضامین منظومههای نمایشی اعجازی برگردان زندگینامه (Biography )انبیا، اولیا و قدیسان یهود و انصاری است. در حالی که آثار منظوم رمزی به بیان خلقت، سقوط و نجات آدم، آن گونه که در اسفار کتاب مقدس درج شده میپردازد. برخی دیگر از منتقدین معاصر، آثار اعجازی را گونهای از آثار رمزی دانسته و آنها را از هم جدا نمیکنند. این نظر دقیقتر است چون قصههای مندرج در اسفار با سرگذشت انبیا و اولیا عجین هستند. تفکیک مضامین این دو نوع نمایشنامه و تفاوتگذاری میان این دو گونه نه چندان ضروری و نه آن اندازه دقیق خواهد بود. تفاسیر و دعاهایی که در مجموعههای عهد مسیحیت به نگارش درآمده ماخذ اصلی مضامین نمایشنامههای رمزی هستند که با بیانی شعرگونه و خطابی در ایام خاص و مناسبتهایی چون عید پاک خوانده میشده است. بعدها این دعاها و تفاسیر و تواشیح به صورت گفتگوی نمایشی (Dialogue )تنظیم شده و بعدها به صورت نمایشهای کلیسایی با حضور بازیگران قابل ارائه شده است. نکته دیگری که در باب آثار اخلاقی و آثار مذهبی (اعجازی، رمزی) میتوان ذکر کرد نوع اجرای خطابی و حرکات غلو شده و درشتنماییشدهای است که بعدها با عنوان مکتب نمایش به منظور توضیح و تفهیم(Delsartism )نام گرفت و به شیوهای مشهور شد که اروپا در دوران رئالیسم به بعد به اصلاح شیوههای بازی و نمایش به شکلی واقعیتر و جذاب دست یازید.
میستریها و میراکلها در آغاز به زبان لاتین بودند و توسط کشیشان به اجرا درمیآمد. در اثر معروفیت این نوع نوشتههای منظوم، بتدریج افرادی که در لباس روحانیت هم نبودند به اجرای این نمایشنامهها دست زدند.
هنگامی که اجرای آنها در کلیسا ممنوع شد خودبخود از انحصار کلیسا و زبان لاتین آزاد گشته، در همه محافل مردمی اجرا شد و در دورههایی بر کاروانهای در حال حرکت به شکل کارناوالی به اجرا در میآمدند. در هر کارناوال یک دوره کامل(Cycle )داستانها و قصص کتاب مقدس به نمایش و تصویر کشیده میشد. تصاویر همراه این نمایشها به شکل کمیک استریپ (Comic Strip) بر الواحی نقاشی شده و به شکل حلقهای حول یک محور متناسب با هر قصه به نمایش گذاشته میشدند.
نمایشنامههای منظوم اخلاقی که به تعبیری غیرمذهبی شمرده میشوند، نزدیکترین شکل نمایشی به «مجموعههای انگلیسی در قرون وسطی» است. این درامهای آموزشی نخستین بار در سده چهاردهم به عنوان نمایشهای مذهبی به وجود آمدند، اما بتدریج غیرمذهبی شدند و مرحلهگذاری از درامهای مذهبی به نمایشهای حرفهای گرویدند.
نمایشنامههای منظوم اخلاقی از چند منبع اصلی سرچشمه میگیرند. نخست دعاهای پاتونوستر یا دعای ربانی (دعایی که معروف است حضرت مسیحع تعلیم داده است) که شامل هفت حاجت است و هر یک به هفت فضیلت اصلی و هفت گناه کبیره مربوطند و چارچوب تضادی دائمی بین خیر و شر را که میکوشد بر روح انسان مسلط شود، بنا میکنند.
دوم، موعظههای غیرکلیسایی که آموزشهای انجیل را با مسائل روزمره تطبیق میدهند و همان مفهوم هفت فضیلت را از کارهای روزانه مردم انتظار دارند. سوم، ادبیات غیرمذهبی و مذهبی که تمثیلهای شناخته شده را به کار میگیرند. یکی از موثرترین آثار ادبی قرون وسطی داستان عاشقانه «گل سرخ» نام دارد که در سده سیزدهم نوشته شده است. این اثر، داستان عاشقانهای است شامل شخصیتهای تمثیلی معروفی همچون «افترا»، «خطر» و «خوشآمد. » چهارم، خود مسیحیت که به طور روزافزونی به مرگ و زندگی پس از مرگ توجه نشان میداد و مدام مردم را به «اندیشیدن درباره آخرت» فرا میخواند. در هنرهای بصری، نقاشی سر مردگان، اسکلتها و عناصر مشابه آنها رواج بسیاری یافت . در درامها این تصورات به صورت «رقص مرگ» مجسم شدند که در آن مرگ نمایندگان همه قشرها و حرفهها از پاپ گرفته تا پایینترین قشرهای روستایی را که تنها امیدشان رستگاری بود، فرا میخواند.
نمایشنامههای اخلاقی به عنوان هنری فراگیر بین سالهای 1450 تا 1550 به اوج و شکوفایی خود رسیده بودند و هر چند که در نقاط مختلف اروپا رواج داشتند، بیشتر پدیدهای انگلیسی فرانسوی بودهاند.
قدیمیترین نمایشنامههای اخلاقی به دست آمده، پارهای از نمایشنامه «بهار زندگی» است که در آن «سلطان زندگی» چنان مغرور است که از هیچ کس و هیچ چیز تمکین نمیکند. پژوهشگران تردید ندارند که در قسمتهای مفقود شده، تحقیر و توبه وی گنجانیده شده بود.
«کاخ محافظ» یا «دژ محکم» از دیگر آثار مشهور و به جای مانده آثار اخلاقی سده 14 و 15 است. در این نمایشنامه انسان از تولد تا مرگ و محضر عدل الهی دنبال میشود. این نمایشنامه طولانی 36 شخصیت انتزاعی دارد. «فرشته مرگ» ، «غرور» ، «تعصب» ، «ثروت»، «مقام»از جمله این اشخاص هستند. هنگامی که انسانی در محضر قضاوت آسمانی قرار میگیرد، زن، فرزند، ثروت، قدرت و ... نمیتوانند کاری به عنوان پشتوانه او قرار بگیرند و تنها «اعمال نیک» است که وقتی به دنبالش میفرستند، بیمار است و انسان بییاور میماند تا جایگاه مرگ.
نمایشنامه«Mankind» یا «ابوالبشر» از میان این قبیل آثار گویا اثری جدی بود که بعدها با میان پردههای کمیک یا قطعات رقص و آواز آمیخته شده است. بررسی این اثر نشان میدهد که چگونه نمایشهای اخلاقی خود را با نیازهای نمایشگران حرفهای منطبق میکردند و چگونه نمایشهایی که اساسا آموزشی (عبرتآموز) بودند، بتدریج قادر شدند تماشاگران را جلب و جذب کنند.
پانوشت:
1) به نقل از دکتر محمد مددپور
محمدرضا الوند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم