در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وضعیت در عرضه جنگ بیشباهت به عملیات خونبار «مشت آهنین» که در مناطق اشغالی جنوب لبنان در سال 1985 میلادی نیست که تحت رهبری شیمون پرز، رئیس کنونی اسرائیل و از فرماندهان جنگ با ترور دوران زمامداری رونالد ریگان، رئیسجمهور آمریکا انجام شد.
در این 2عملیات، فرماندهان ارتش اسرائیل و استراتژیستهای وزارت جنگ این کشور اصرار داشتند قربانیان ، روستاییان تروریستی هستند که امحای آنان به دلیل آن که با حمایت مردم بومی فعالیت میکنند، کار چندان آسانی نیست. در آن زمان یکی از فرماندهان ارتش اسرائیل با لحنی شکوهآمیز گفته بود تروریسم چشمهای زیادی در لبنان دارد چرا که همین جا زندگی میکند.
این در حالی بود که خبرنگار جنگی جروزالمپست مشکلی که ارتش با آن مواجه بود را وجود تروریستهایی توصیف کرده بود که زندگی خود را وقف هدفشان کرده و حتی حاضر بودند به قیمت از دست دادن جانشان هم که شده علیه نیروهای اسرائیلی که باید نظم و امنیت را در مناطق اشغالی جنوب لبنان برقرار کنند، بجنگند و این ساکنان منطقه بودند که بهای این رویارویی را میپرداختند.
این شرایطی است که آمریکاییها در جنوب لبنان، روسها در افغانستان، آلمان نازی در اروپای اشغال شده و سایر مهاجمان وقتی قصد اجرای دکترین کشتار جمعی تنبیه عمومی را داشتند هم با آن مواجه شده بودند.
بسیاری از تحلیلگران اعتقاد دارند تروریسم دولتی اسرائیل عاقبت شکست میخورد. گرگیس در این رابطه مینویسد: «امکان حذف حماس بدون کشتار نیم میلیون فلسطینی وجود ندارد. حتی اگر اسرائیل بتواند رهبران کنونی این جنبش را از میان بردارد نسل جدیدی که رایکالتراز رهبران کنونی خواهند بود پا به عرصه حیات میگذارند و خیلی زود جانشین اسلاف خود میشوند. حماس واقعیتی انکارناپذیر است. این جنبش کوتاه نخواهد آمد و صرفنظر از آن که همگی چه خساراتی شود پرچم سفید به دست نمیگیرد.»
شاید چنین باشد اما طرف مهاجم همیشه سعی میکند به نوعی تاثیرات مخرب خشونت را کمرنگ جلوه دهد. این نکته که ما در ایالاتمتحده چشمان خود را روی حقیقت میبندیم، خیلی عجیب است.
معمولا حماس را جنبش تحتالحمایه ایران توصیف میکنند که خود را وقف نابودی اسرائیل کرده است و کمتر کسی را میبینیم که حماس را جنبش منتخب فلسطینیها که از دیرباز خواستار تشکیل کشور مستقل فلسطین در چارچوب طرح بینالمللی دو کشور مستقل بوده است، توصیف کند. این طرحی است که اسرائیل و ایالاتمتحده برای سه دهه و با ترفندهای مختلف مانع از اجرای آن شدهاند و به سادگی از تصمیمگیری فلسطینیها در مورد آیندهشان جلوگیری میکنند.
این جزییات که پیشتر توضیح داده شد با وجود پیشپا افتاده بودن ما را به سوی این واقعیت رهنمون میسازد که تا چه حد چشمانمان را روی واقعیتها بستهایم.
وقتی عملیات اخیر ارتش اسرائیل علیه غزه با کد «سرب گداخته» آغاز شد شناور کوچکی موسوم بهDignity در مسیر خود از قبرس به غزه قرار داشت. پزشکان و فعالان حقوقبشر قصد داشتند با این شناور حصر غزه را نقض کرده و ملزومات پزشکی را به مردم تحت محاصره این باریکه برسانند.
شناورهای نظامی اسرائیل این قایق را در آبهای بینالمللی متوقف کرده و آن را هدف حملات خود قرار دادند و در نهایت این قایق در حالی که میرفت تا غرق شود خود را به سختی به سواحل لبنان رساند. دستگاه تبلیغاتی اسرائیل بلافاصله به کار افتاد و به همان دروغهای همیشگی که البته از سوی روزنامهنگاران و دیگر افراد حاضر بر روی عرشه این شناور رد شد، متوسل شدند. اگر کارل پنهاول، خبرنگار CNN و سینتیا مککنزی، از اعضای پیشین کنگره و از نامزدهای سابق ریاستجمهوری آمریکا در این شناور نبودند شاید دروغهای اسرائیلیها هیچ گاه برملا نمیشد.
این جنایت نابخشودنی و شاید بدتر از به عنوان مثال ربودن کشتیهای عبوری در سواحل سومالی است که طی ماههای اخیر به سوژهای خبرساز تبدیل شده و ارتشهای جهان را برای مقابله با این پدیده بسیج کرده است. با این حال توجه چندانی به این حادثه نشد.
قبول سکوت مقابل اینگونه جنایتها انعکاسدهنده این واقعیت است که غزه سرزمین اشغالی است و اسرائیل به نوعی از حمایت کافی برای ادامه حصر این باریکه برخوردار شده و از ناظران بر نظم جهانی مجوز لازم برای انجام هرجنایتی از جمله به مرحله اجرا درآوردن برنامههایش برای تنبیه مردم غیرنظامی به دلیل نافرمانی از دستورات اشغالگران تحت لوای دفاع از خود کسب کرده است.
در اینجا هم بیتوجهی معناداری به عملکرد اسرائیل را میتوان به وضوح دید. برای دههها اسرائیل در حال ربودن کشتیها در آبهای بینالمللی بین قبرس و لبنان، کشتن و ربودن مسافران و حتی گاه انتقال آنان به زندانهایی بوده است بی آن که با اعتراض جامعه بینالمللی مواجه شود. با توجه به این که چنین کارکردهایی برای همه جهانیان عادی شدهاند چرا آمریکا باید واکنشی جز خمیازهای از سر بیتوجهی به چنین حوادثی نشان دهد. قبرس و لبنان به عملکرد اسرائیل اعتراض کردند، اما این 2کشور در بازی بزرگان چه جایی دارند؟
سرنوشت این اعتراض هم قطعا چندان متفاوت از 5 دهه ابراز ناخرسندی و اعتراض به عملکرد رژیمصهیونیستی نمیتوانست باشد. صدور دهها قطعنامه علیه اسراییل و اعتراض نهادها و سازمانهای متعدد به عملکرد ارتش اسراییل علیه فلسطینیان چه دستاوردی داشته که اعتراض همسایگان اسراییل در حاشیه دریای مدیترانه بتواند داشته باشد؟
زبانشناس و متفکر آمریکایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: