صاحبان شرکت هم 2 برادر به نامهای کامبیز و کامران بودند که بسیار خوشبرخورد و خوشرفتار بودند. در مدتی که من آنجا نشسته بودم، افراد زیادی با آنها تماس گرفتند و سفارش واردات عروسک دادند. آنها همچنین چند تماس با کشور چین داشتند که نشان میداد مراودات زیادی هم با آن کشور دارند. دو برادر در فرصتی برای من توضیح دادند که شغلشان این است که از کشور چین عروسک وارد میکنند و در ایران به فروشگاههای بزرگ میفروشند. آنها توانستند اعتماد مرا به خود جلب کنند. وی ادامه داد: دو برادر به من اطمینان دادند حتی اگر شرکت ضرر هم بکند، آنها 30 درصد سود به من خواهند داد. به همین خاطر تصمیم گرفتم پولم را از بانک خارج کنم و به آنها بدهم. این مساله یکسال طول کشید و در این مدت من به آن شرکت رفت و آمد داشتم. هر روز تعداد بیشتری سرمایهگذار وارد آن شرکت میشد و رفتارها طوری بود که انگار آنها واقعا تجارت میکنند. یک سال که تمام شد من سراغ سود پولم رفتم. دو برادر گفتند کشتیای که قرار بوده عروسکها را به ایران بیاورد با مشکل مواجه شده و چند ماهی تاخیر به وجود آمده است. آنها با چربزبانی باز هم اعتماد مرا به خود جلب نمودهاند. مدتی بعد که برگشتم دیدم ساختمان دفتر را تخلیه کردهاند و عده زیادی هم که در آنجا سرمایهگذاری کرده بودند، مقابل دفتر تجمع کردند. علاوه بر این مرد 29 نفر دیگر که توسط دو برادر مورد کلاهبرداری قرار گرفته بودند، به پلیس شکایت کردند.
یکی از همسایهها به پلیس گفت: از آنجایی که رفتوآمد زیادی داشتم آدرس خانه پدری آنها را دارم. پلیس با به دست آوردن آدرس به محل رفت و پس از محاصره خانه پدری کامبیز و کامران 2برادر را دستگیر کرد. آنها پس از بازداشت به کلاهبرداری از 30 شهروند تهرانی که جمعا 400میلیون تومان بود اعتراف کردند و مشخص شد 2برادر از شاکیان خود مبالغی از 5 تا 30میلیونتومان دریافت کردهاند، در حالی که هیچ تجارتی هم انجام ندادهاند و هر آنچه در شرکت اتفاق میافتاده کاملا صوری و دروغ بوده است.
بازپرس دادسرای ناحیه 4 تهران در حال حاضر تحقیقات گستردهای را از دو برادر آغاز کرده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم