نگاهی به فیلم‌«دوزخ برزخ بهشت»

زنده باد «سینما تک»

این‌که مخاطبان سینما چه زمانی و چگونه تصمیم مـی‌گـیرند به تماشای فیلمی‌سینمایی بروند، مساله مهمی‌است. در همه جای دنیا صاحبان فیلم‌ها هزینه سنگینی صرف تبلیغات آن‌ها می‌کنند و می‌کوشند تا با هزار و یک جور تمهید خاص مانند طراحی، چاپ پوستر، طراحی تیزر و... مخاطبان خود را به تماشای فیلم ترغیب کنند اما در کشور ما ــ که تبلیغات همیشه چرخ پنجم گاری است ــ اغلب اوقات حتی مخاطبان جدی سینما هم تصور مشخصی درباره فیلمی ‌که به دیدن آن می‌روند، ندارند و معمولا نام کارگردان برای اهالی خاص سینما و بازیگران فیلم برای طرفداران عامی‌ این هنر عامل تعیین‌کننده‌ای برای انتخاب فیلم است.
کد خبر: ۲۳۵۸۳۵

«دوزخ برزخ بهشت» فیلمی‌ با چند چهره سینمایی است که معمولا آنها را پیش از این در فیلم‌ها و آثار مختلف پر فروش و هنری سینما دیده‌ایم، اما این موضوع به این معنی نیست که آخرین ساخته بیژن میرباقری فیلمی ‌پرفروش و گیشه‌ای است. اگر شما هم جزو مخاطبان احتمالی این فیلم هستید و قرار است با چنین دیدگاهی سراغ آن بروید، باید بگوییم که سخت در اشتباهید. فیلم اثری اپیزودیک است که در 3 داستان به هم پیوسته 3 قصه مختلف با 3 موقعیت را روایت می‌کند. موقعیت‌هایی که سبک و سیاق روایت آنها مـی‌تـوانـد حـتـی برای مخاطب عادی که عادت به فیلم‌های داستان پردازانه دارد تا حدودی کسالت‌آور هم باشد. بخصوص داستان اول فیلم که تمامی‌آن در داخل خانه‌ای سوت و کور و خاک گرفته رخ می‌دهد که قرار است در آن یک زن و شوهر آخرین حلقه‌های اتصال زندگی خود را تقسیم کنند و برای همیشه از هم جدا شوند. در این بخش از داستان تنها چیزی که مخاطب را نگه می‌دارد، دیالوگ‌نویسی خوب فیلم است که طی آن اطلاعات فراوانی رد و بدل می‌شود اما این سبک از کار بشدت داستان اول را کسالت‌آور می‌کند بویژه آن‌که چنین داستان‌هایی در این سال‌ها به کرات در سینما دیده شده و دیگر اختلاف چنین زن و شوهرهایی که رگه‌هایی از روشنفکری هم دارند، چندان جذاب نیست.

داستان دوم فیلم، قصه مردی میانسال به نام همایون است که نامه عاشقانه‌ای دریافت می‌کند و حالا به دنبال نویسنده آن است. این مساله زندگی او را تحت الشعاع قرار می‌دهد و او را با ماجراهایی مواجه می‌کند. داستان سبک و سیاق جذاب‌تری نسبت به قصه اول دارد، اما روایت موازی داستان دختر همایون که بعد از سال‌ها قصد ازدواج دارد تا حدودی فضای کار را شلوغ می‌کند. ولی در این داستان هم دیالوگ نویسی همچنان امتیاز مهمی‌برای سازنده اثر است.

داستان سوم جذاب‌ترین و غافلگیرانه‌ترین قصه فیلم است. زنی بعد از فوت همسر نقاشش در تدارک عمل کردن به وصیتنامه اوست. همسرش وصیت کرده تا روی قبر او آینه‌ای به جای سنگ قبر نصب شود. زن با تـلاش فـراوان مـوفـق بـه کـسـب رضایت مسوولان بهشت‌زهرا(س) می‌شود و در این فاصله حضور آینه در خانه به بازی‌های مختلف تصویری منجر می‌شود. در پایان نیز پس از نصب آینه مخاطب در تردید می‌ماند که کدام یک از این دو شخصیت ــ زن یا شوهر ــ مرده است؟

ایـــن پــایــان‌بـنــدی بــرای فـیـلــم بـسـیــار جــذاب و غافلگیرکننده است و مخاطبی که تا پایان فیلم را دنبال کرده و حتی به دلیل ریتم کند فیلم در برخی موارد مجبور به تحمل داستان شده، با یک غافلگیری مواجه می‌شود.با این توضیحات شاید مشخص شده باشد فیلم آخر بیژن میرباقری اثری است که مخاطب خاص خود را دارد و شاید بتوان از آن به عنوان یک اثر « فیلمخانه‌ای» و « سینما تک» موفق نام برد. این سبک و سیاق از فیلمسازی امسال در جشنواره بشدت افزایش یافته و فیلم‌های زیادی با این مشخصات ساخته شده‌اند. آیا مـی‌تـوان امـیـدوار بود در روزهای آینده چند فیلم مخاطب‌پسند هم در این جشنواره روی پرده برود؟

رضا استادی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها