به بهانه هفته معلم معلمان و تعارض نقشها

بنابر مشاهدات و تحقیقات ، یک معلم مدرسه و یا یک استاد دانشگاه در مقایسه با افراد گروه های شغلی دیگر ، در کشورهای پیشرفته منزلت و نقش به نسبت برتری دارند.
کد خبر: ۲۳۵۷۸
در درون مدرسه و دانشگاه ، نظام منزلتی ویژه ای برقرار است که تا اندازه ای بر رتبه و ارشدیت معلمان و استادان بنا شده است . معمولا معلمی که آخرین پایه استادی را دارد در بالاترین و مربی پایه یک در پایین ترین پایگاه مدرسه و دانشگاه جای دارند و این بدین شکل در جامعه نیز ممکن است مصداق پیدا کند. منزلت یک معلم معمولا نقشی را که از او انتظار می رود مشخص می کند، به عنوان مثال : معلمی که سالها به تدریس مشغول است ، انتظار می رود که نقش رهبری را در یک مدرسه عهده دار باشد.آثار و تالیفاتی داشته و در میان دانش آموزان از وجاهت ویژه ای برخوردار باشد و در عین حال سعی کند تا خودش را شایسته ادامه کار نشان دهد و برای دیگر اعضای مدرسه احترام قائل شود تا به تبع آن در میان افراد جامعه و خانواده نیز دارای منزلت اجتماعی باشد. جامعه شناسان «منزلت» را به پایگاه اجتماعی یک فرد در یک گروه یا به رتبه یک گروه در مقایسه با گروههای دیگر اطلاق می کنند و معتقدند همین پایگاه منزلتی فرد است که حقوق و مزایای او را معین می کند.آنها در تعریف از «نقش» معتقدند ، رفتاری است که دیگران از دارنده یک منزلت معین انتظار دارند و نقشهای مناسب به عنوان بخشی از فراگرد اجتماعی شدن به فرد آموخته می شود و سپس ملکه ذهن او می شود. معلمان بالفطره و بنا به علایق خود دارای نقشهایی که گفتیم هستند ؛ چرا که اگر جز این بود آنان شغل معلمی را انتخاب نمی کردند. در جامعه ایرانی نیز نمونه ها و الگوهای بسیاری را می توان نام برد و البته نامگذاری هفته معلم نیز با شهادت الگویی از آن دست ، یعنی استاد بزرگوار شهید مرتضی مطهری رقم خورده است که برای انتخاب بهترین زمینه های تدریس اهتمام فراوانی داشت و در کنار اخلاق پسندیده ، تقوا و مبارزه معنوی ، تالیفات و آثار گرانبهایی از خود به یادگار گذاشت ، یعنی آن بخش از منزلت که اکتسابی نام گذاردیم . اما در جامعه ما از نظر تاریخی مشکلات اقتصادی و معیشتی ، فراغت و سبکبالی برای تحصیل و تدریس را از معلمان ربوده است و آنان را به نوعی دچار ناهمسازی منزلتی کرده است . ما از معلمان و استادانمان انتظار داریم که زمان بیشتری را به دانش آموزان و دانشجویان اختصاص دهند، برای آنها جزوه درسی تهیه کنند و بعد از کلاس نیز راهنمای آنان باشند و برای آن که به مدارج علمی بالاتر ارتقائ یابند به تحقیق و پژوهش بپردازند و تحقیقات خود را منتشر کنند و در کمیته های علمی حضور فعال داشته باشند. اما باید این پرسش را مطرح کرد که اگر اقتصاد و معیشت آنان در حد مطلوب فراهم نباشد ، آنان چگونه می توانند ایفا کننده چنین نقشی باشند؛ چرا که آنان برای تامین معاش ، اداره خانواده و تربیت فرزندان خود و حداقل زندگی متناسب با نقش خود ، ناچارند در کنار شغل معلمی به شغلهای دیگری روی بیاورند. تعارض نقش ، فشار نقش را به وجود می آورد و در نهایت «دلزدگی از نقش» را در معلمان ایجاد می کند و آنها به جای آن که نقش خود را با جان و دل ایفا کنند ، تنها برای آن که ناچار به ایفای نقشهای دیگر هستند ، از نقش خود نیز دلزده خواهند شد که در نتیجه منزلت آنان نیز در مرحله آسیب پذیری قرار می گیرد. با تبیین چنین شکلی از نقش معلمی ، چگونه انتظار داریم تا معلمان ، به عنوان «الگوهای نقش» از جایگاه و منزلت مناسبی برخوردار باشند. بی پرده بگوییم مسلما معلمی که در کنار نقش معلمی ناچار به مسافرکشی است نمی تواند تجربه خوبی از معلمی داشته باشد و روشها و متدهای تدریس مدرن را بیاموزد ، او چگونه تحقیق و پژوهش کند؛ البته نمی خواهیم دیگر نقشهای تاثیرگذار و آبرومند عده کثیری از مردم را خدشه دار کنیم ، اما با توجه به آنچه از منزلت و جایگاه معلم گفتیم ، انتظاراتمان هم باید به همان مقدار باشد. جامعه ما بنابر عرف ، ارزشها و هنجارهای اجتماعی ، جایگاه و منزلت معلمان را بخوبی درک می کند و نمونه آن را در هفته معلم با برگزاری بزرگداشت ها و نکوداشت های مقام معلم و تقدیر از معلمان ، استادان و پیشکسوتان تجربه کرده است ؛ اما نباید این الگو که معلمان همواره در تعارض نقش و منزلت هستند ادامه یابد؛ چرا که در درازمدت آسیبهای جبران ناپذیری را به ساختار و بنیان تولید و توسعه دانش در کشورمان وارد خواهد کرد.

اکبر بختیاری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها