در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اشرف فقط چند دقیقه از محمدرضا کوچکتر بود، اما روحیه و خلق و خویش اصلا شباهتی به محمدرضا نداشت. او به اندازه رضاخان مستبد و سنگدل بود، قاطعیتش به حدی بود که گاهی محمدرضا شاه را هم بهدردسر میانداخت.
شاید به همین خاطر بود که وقتی رضاشاه ایران را به مقصد تبعیدگاهش ترک میکرد، به اشرف سفارش کرد تا هوای برادرش را داشته باشد.
اشرف بزرگتر که شد دل در گرو پسر تیمورتاش بست، اما تیمورتاش که از مقربان درگاه رضاشاه بود، رفته رفته ستاره بختش افول کرد و دست برقضا در زندان رضاشاه و به دستور او به قتل رسید. به همین خاطر عملا ازدواج با تیمورتاش برای اشرف در حد یک رویا باقی ماند، رضاشاه علی قوام را برای شوهری اشرف انتخاب کرد و اشرف هم از ترس پدر چیزی نگفت و با این مرد که پسر یکی از رهبران عشایر جنوب کشور بود، ازدواج کرد.
این ازدواج البته دیری نپایید، پس از تبعید رضاشاه اولین کاری که اشرف کرد، طلاق گرفتن از قوام بود.
محمدرضای جوان در غیاب پدرش به سلطنت رسید و همانهایی که رضاخان را رضاشاه کرده بودند، او را بر تخت سلطنت نشاندند.
شاه جوان بر راس هرم قدرت قرار گرفت، اما اگر اشرف نبود، او در همان سالهای اول پادشاهی و پس از درگیری با قوام کارش به استعفا از سلطنت میکشید، اما اشرف پشت سر او بود و نگذاشت محمدرضای جوان استعفا بدهد.
دهه 20 شمسی دهه حکمرانی اشرف بود، شاه را مثل موم در دست گرفته بود و هر طور که میخواست این موم را شکل میداد.
مصدق که به نخستوزیری رسید، خیلی زود کانون قدرت دربار را با اخراج اشرف از ایران متلاشی کرد. اشرف به فرانسه رفت و بعد هم جیره مالی سلطنتی او قطع شد، با این حال اشرف حسابی در فرانسه خوش گذراند و دست آخر نقش مهم و تعیینکنندهای در کودتای 28 مرداد داشت، او مخفیانه به ایران آمد و نزد شاه رفت و او را از نقشه کودتا با خبر ساخت.
پس از حذف مصدق، شاه دوباره بر تخت نشست. اشرف به دربار بازگشت و فعالیتهایش را از سر گرفت.
او که پس از طلاق گرفتن فوزیه از شاه او را تا مصر همراهی کرده بود، تحت تاثیر مجالس پر زرق و برق دربار مصر قرار گرفت، او از مصر دو سوغاتی با خودش آورد. اول یک شوهر جدید که تاجری مصری بود و دیگری مجالس عیاشی شبانه. حرص مالاندوزی اشرف را به زد و بندهای پشت پرده کشاند، او در مدت خیلی کوتاهی ثروت نامحدودی را دست و پا کرد و از شوهر دومش هم جدا شد تا راحتتر به صید افسران جوان، ستارههای سینما و مردان خوشسیما برود.
شاه که از قدرت گرفتن اشرف در هراس بود، یواش یواش از دخالت او در تصمیمگیریها کاست، اما به موازات آن دست او را برای سوءاستفادههای مالی باز گذاشت، اشرف که میل سیریناپذیری برای اندوختن ثروت داشت تجارت مواد مخدر در ایران را به دست گرفت و بزرگترین باند مواد مخدر ایران را سامان داد.
در اسناد لانه جاسوسی، اشرف این چنین توصیف شده است: «در خاندان شاه بسیاری از خویشاوندان فاسد از نظر مالی وجود دارند که مهمترین آنها خواهر دوقلوی وی اشرف است که ماهیتا طماع و دارای تمایلات جنونآمیز زنانه میباشد.»
اشرف تمایلات جنونآمیزی داشت و این تمایلات گاهی بلای جان دیگران میشد. یکی از این افراد افسری به نام پالانچرمان بود که چون حاضر به تمکین در مقابل خواسته اشرف نشد، به دستور او زندانی و بعد کشته شد.
اشرف در آستانه پیروزی انقلاب از ایران گریخت و داراییهایش را هم خارج کرد، او حالا به بیماری آلزایمر دچار شده و در آمریکا زندگی میکند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: