جدا از آنکه پرداختن نیمی از جمعیت ایران به ورزش، فرهنگ ورزش را در بین خانوادههای ایرانی توسعه خواهد داد، توجه به ارزشهای ورزشی قهرمانی و پیامی که از این حیث ورزش بانوان ایران برای دنیا خواهد داشت، مسوولان ورزش را متوجه این نکته روشن کرده است که با سرمایهگذاری بیشتر در ورزش بانوان و توسعه زیرساختهای مورد نیاز در اقصی نقاط کشور، خواهند توانست ضمن تحقق شعار «ورزش برای همه»، استعدادها و پتانسیلهای ورزش بانوان را نیز به منصه ظهور برسانند.
فریده نیسیان یکی از کارشناسان مجرب ورزش و نایبرئیس فدراسیون دوچرخهسواری درخصوص ورزش بانوان قبل از انقلاب میگوید: «در آن سالها بجز قشر خاصی از جامعه که آن را متمولین و دولتمردان تشکیل میدادند کسی ورزش نمیکرد و به قولی غم نان سودای ورزش را از سرها پرانده بود. آن زمان رشتههای ورزشی به 2 یا 3 رشته محدود میشد که آن هم متصدی خاصی نداشت. البته ورزش تعریف ناقصی در مدارس و بعضا دانشگاهها هم داشت، ولی بعد از انقلاب این نقصان به صورت مسیری روشن پدیدار شد و سیر صعودی به خود گرفت.»
نیسیان ادامه میدهد: «انقلاب خیلی چیزها را تفهیم کرد شاید اگر بانوان نبودند انقلابی هم به ثمر نمیرسید.» او معتقد است انقلاب اسلامی قدر رشادتهای بانوان را دانست و سعی کرد به زن از دیدگاه واقعی خود بنگرد و به همین دلیل برای قویتر شدن آنان ورزش بانوان را در برنامهریزیهای خود گنجانده است.
دهه 60، نقطه آغاز
فاطمه کرمزاده، نایبرئیس فدراسیون بسکتبال که از اهالی قدیم ورزش بانوان است نیز ضمن تایید نقطهنظرات نیسیان درخصوص آغاز سیر صعودی ورزش بانوان میگوید: «دهه 60 را میتوان آغاز ورزش بانوان دانست، البته در چند سال اول ورزش بانوان با رکود مواجه بود و به صورت کاملا ضعیف و در خفای کامل کار خود را آغاز کرد ابتدا تشکیلات بانوان بسیار کوچک بود ولی اندیشههای بزرگی در سر داشت» میگوییم با این تفاسیر کار بسیار مشکل به نظر میرسید پاسخ میدهد: بله. نبود نیروهای انسانی مجرب و فضاهای سرپوشیده ورزشی مسابقات را با مشکلات فراوانی روبهرو ساخته بود، ولی با مطالعات فراوان و نیازسنجی جهت آموزش نیروهای کاربردی و استفاده مفید از حضور پیشکسوتان کمکم این طفل نوپا شروع به راه رفتن کرد و کمیته مشترک بانوان خودش را پیدا کرد.
هاجر نجاتیزاده که یکی از پیشکسوتان عرصه ورزش بانوان است در این زمینه معتقد است؛ اوضاع خیلی سخت پیش میرفت در ابتدای کار بارها و بارها زمین خوردیم ولی باز هم بلند شدیم و افتان و خیزان به راه خود ادامه دادیم. کمبود امکانات ورزشی دست ما را برای برگزاری مسابقات بسته بود و از طرفی فرهنگ جامعه نیازمند زمینهسازی قوی بود سعی کردیم با فرهنگسازی عمیق «تفکر» زن سالم، خانواده سالم را در جامعه جا بیندازیم.
این شد که کمکم دختران و زنان از خانهها بیرون آمدند و ورزش به صورت همگانی شکل تازهای به خود گرفت. به هر حال با تمام این مشکلات دستاورد دهه 60، استارت ورزش بانوان و تشکیل کمیته ورزش بانوان بود.
دهه 70، دهه رشد کمی
با آغاز دهه 70 انتظارات متفاوتتر از قبل شده بود و به نوعی همه چیز باید حساب شده پیش میرفت. فریده شجاعی نایبرئیس فدراسیون فوتبال از دهه 70 به عنوان دهه رشد کمی ورزش بانوان یاد میکند و میگوید: «انجمنهای ورزشی بانوان که شکل تکامل یافته کمیته ورزشی بانوان در دهه 60 بود با هدف تولید و تکثیر نیروهای ورزشی مجرب اعم از مدیران ورزشی، داوران، مربیان و ورزشکاران کار خود را آغاز کرد. همان موقع بود که بالاخره استارت تیمهای ملی هم زده شد و آرامآرام ملیپوشان خود را برای اولین اعزام آماده کردند. باز هم نیسیان حافظه قوی خود را به رخ میکشد و میگوید: اولین اعزام برمیگردد به اوایل سال 70 که تیم ملی تیراندازی عازم مسابقات آسیایی کره جنوبی شد و بلافاصله پس از آن مجددا تیم ملی تیراندازی به اتفاق دختران شطرنج باز به منظور انجام مسابقات دوستانه تهران را به مقصد مسکو ترک کردند. مطمئنا اولین تجربه بازی ملی برای بانوان ایرانی بسیار شیرین بوده است با این تحول عظیم ورزش بانوان به آینده خود امیدوارتر شد.
البته فریده نیسیان از حضور فائزه هاشمی در این برهه از زمان و نقش پر رنگ او در اعتلای ورزش بانوان هم یادی کرده و میگوید: هیچگاه نقش پررنگ فائزه هاشمی را در باروری ورزش بانوان نمیتوان انکار کرد او حق بزرگی بر گردن ورزش بانوان دارد. وی به پشتوانه پدرش که آنزمان رئیسجمهور ایران بود با زحمت فراوان ورزش بانوان را احیاء و راهاندازی کرد. البته جدای از بحث کلی ورزش، فائزه هاشمی با اصرار و پافشاری توانست بانوان را به رویای دیرینهشان یعنی فوتبال برساند و سال 77 مژده اخذ مجوز فوتسال را به بانوان فوتبالدوست ایران داد و بلافاصله بعد از آن مسابقات فوتسال را راهاندازی کرد.
پرچمداری فریمان در المپیک و آغاز سر فصلی تازه
لیدا فریمان از دختران تیرانداز کشورمان است، با اینکه در اولین اعزام برونمرزی بانوان تیرانداز حضور نداشته ولی افتخار میکند که اولین حضور ملی بانوان به نام تیراندازی ثبت شده است.
فریمان که اولین بانوی ورزشکار ایران است که به افتخار پرچمداری کاروان ورزش ایران در بازیهای المپیک 96 آتلانتا رسیده، تا از آن بازیها سرفصل تازهای در ورزش قهرمانی بانوان مفتوح شود درخصوص اقدام سازمان ورزش مبنی بر پرچمداری یک بانوی ورزشکار علیرغم حضور چهرههایی چون امیررضا و رسول خادم میگوید: «پرچمداری کاروان ورزشی آن هم در المپیک موضوع کاملا پراهمیتی است که شرایط خاصی را میطلبد، به نظر من دلیل این عمل سازمان به رخ کشیدن جایگاه والای ورزش بانوان در ایران بود، از آن بازیها به بعد سرمایهگذاری در ورزش جهتدارتر شد و به نوعی ورزش بانوان صاحب شناسنامه شد.»
ورزش بانوان با گذراندن مسیرهای پرپیچ و خم امروز به جایی رسیده که با 45 فدراسیون ورزشی و هیاتهای فعال در شهرستانها، داعیه کسب بیش از 10 مدال را در بازیهای آسیایی 2010 گوانگجو دارد
به واقع المپیک 1996 آتلانتا سر آغاز فعالیتهای منسجم و با برنامه در ورزش بانوان شد و کمکم بانوان به فکر گسترش رشتههای ورزشی و اعزامهای برون مرزی افتادند آن هم با حفظ کرامت زن مسلمان که در حجابش خلاصه میشود. به این ترتیب مساله حجاب که ابتدا حل ناشدنی به نظر میرسید شکل دیگری به خود گرفت و مدیران ورزشی به فکر طراحی پوشش اسلامی برای اعزامهای برون مرزی افتادند. یکی از همین مدیران نیسیان بود، او میگوید: باید تمام فعالیتهای ورزشی در قالب ارزشهای اسلامی شکل میگرفت و همین زمینهساز طراحی پوششهای اسلامی برای بانوان ورزشکار شد اما دو خصیصه مهم میبایست در طراحی لباس بانوان لحاظ میشد اول این که لباس طراحی شده باید با شوونات یک زن مسلمان ایرانی همخوانی داشت و دیگر این که باید مجامع بزرگ ورزشی هم از لحاظ فنی این لباس را تایید میکردند.
البته از شروع بحث اعزام برون مرزی بانوان به نظر میرسید ورزشهای رزمی از اقبال بهتری نسبت به بقیه برخوردار باشند که از این بین فدراسیون تکواندو در همان ابتدای کار توانست با تصویب پوشش اسلامی خود مجوز حضور بانوانش را از کنفدراسیون تکواندوی آسیا دریافت کند و بلافاصله پس از آن ووشو هم به جمع برون مرزیها پیوست، ولی متاسفانه کاراته هنوز هم نتوانسته بر این مشکل فائق بیاید. این همان مشکل فنی لباس است که نیسیان به آن اشاره کرده بود، به هر حال بانوان ورزشکار ایرانی با اعزامهای برون مرزی و برگزاری مسابقات بانوان مسلمان در ایران توانستند نهتنها برای خود بلکه برای بانوان کشورهای دیگر که مایل بودند با حجاب اسلامی در مسابقات ظاهر شوند برنامهریزی و الگوسازی نمود که این مقوله خود زمینهساز یک پیروزی بزرگ فرهنگی بود. برای نمونه ورزش دنیا هیچگاه غیرت و تعصب بانوی دونده ایرانی را در مسابقات قهرمانی آسیا فراموش نمیکند که با لباس خیس توانست مدال برنز مسابقات را از آن خود کند و از همه مهمتر به دنیا بفهماند که حجاب محدودیت نیست. لیلا ابراهیمی خود در این خصوص میگوید: اولین بار بود که با حجاب اسلامی در مسابقات دو با مانع شرکت میکردم وقتی از اولین مانع پریدم داخل چاله آب افتادم و تمام لباسهایم خیس شد، لبخند تنفرانگیز اطرافیانم آزارم میداد با تمام وجود تصمیم گرفتم بلند شوم و به مسابقه ادامه دهم در پرشهای بعدی هر دفعه که داخل چاله آب میافتادم لباسهایم سنگینتر و ارادهام قویتر میشد باید مدال میگرفتم. احساس میکردم اگر جا بزنم تنها من نباختهام، هویت و شخصیت بانوان محجبه ورزشکار باخته است و همین موضوع انگیزهام را برای برد چند برابر کرد.
طرح ادغام ورزش بانوان
دهه 80 در حالی آغاز شد که ورزش بانوان از نظر کمی به غنا رسیده و کمکم به فکر اعتلا کیفی بود، در سال 82 نظام جامع توسعه تربیت بدنی و ورزش کشور با مشارکت تمام صاحبنظران ورزش و تجربه کشورهای پیشرفته تدوین شد و به تصویب شورای عالی ورزش کشور رسید. تصور میشد که در آن طرح، ورزش بانوان با نگاهی خاص توسعه یابد و به حد استاندارد و مطلوب جامعه برسد، اختلاف فاحش بین ورزش بانوان و آقایان باعث شد که برای یکسانسازی طرح ادغام مطرح شود و محسن مهرعلیزاده با پیشنهاد و ارائه این طرح خدمت بزرگی به ورزش بانوان کرد. هاجر نجاتیزاده هم باما هم عقیده است او میگوید: «هم کاسه شدن فدراسیونها با انجمنهای ورزش بانوان باعث شد تا ورزش بانوان یکشبه راه صدساله را بپیماید. به این ترتیب نایب رئیسان زن در فدراسیونها کار خود را آغاز کردند.»
رشد 300 درصدی بانوان در تحصیلات دانشگاهی، آموزش مربیان و داوران بینالمللی و نسل جدید مدیران زن تحصیلکرده، چهره ورزش بانوان را تخصصیتر کرده بود. همینها باعث شد تا سازمان تربیت بدنی خود را موظف بداند علاوه بر بعد فنی و استخدام مربیان خارجی به ساخت و تجهیز اماکن ورزشی مخصوص بانوان بپردازد تا جایی که امروز فریده شجاعی از ساخت استادیوم 40 هزار نفری فوتبال برای بانوان خبر میدهد و رباب شهریان مدیرکل توسعه ورزش بانوان نیز از ساخت 1500 پروژه ورزشی مخصوص بانوان تا پایان امسال سخن به میان میآورد.
اگر بخواهیم کنکاشی هم در افتخارآفرینیهای ورزش بانوان در دهه 80 داشته باشیم. میتوانیم به حضور مقتدرانه بانوان ایرانی در بازیهای آسیایی دوحه و کسب 2 مدال برنز توسط مهروز ساعی و افسانه شیخی اشاره کنیم و همین طور به درخشش سارا خوشجمال فکری که توانست عنوان اولین بانوی تکواندوکار المپیکی را از آن خود کند.
البته نجمه آبتین از تیر و کمان و هما حسینی از قایقرانی هم دیگر بانوان المپیکی هستند که هر کدام برگ زرینی را در تاریخ ورزش بانوان حک کردند. هما حسینی، قایقران ارزنده کشورمان این بار جانشین لیدا فریمان شده بود تا برای بار دوم پرچمداری کاروان ایران در المپیک به یک بانوی ورزشکار سپرده شود.هما حسینی در رابطه با احساسش در آن لحظه تاریخی میگوید: وصفناپذیر بود و البته بیشتر غیرقابل باور، احساس میکردم تمام دنیا تماشایم میکنند گامهایم را با غرور به زمین میگذاشتم و سعی میکردم به همه بفهمانم که زنان مسلمان با حفظ متانت و کرامت هم میتوانند در میادین بزرگ حرفهایی برای گفتن داشته باشند.
ورزش بانوان با گذراندن مسیرهای پرپیچ و خم امروز در جمهوری اسلامی به جایی رسیده که با 45 فدراسیون ورزشی و هیاتهای فعال در شهرستانها داعیه کسب بیش از 10 مدال را در بازیهای آسیایی 2010 گوانگجو دارد تا همان طور که اشاره شد مسوولان امروز ورزش ایران روی مدالداری بانوان دراین بازیها حسابی جداگانه گشوده و در عین حال حضور پررنگ کمی و کیفی آنان در عرصه بازیهای المپیک 2012 لندن را در دستور برنامههای خویش قرار دهند.
آنچه مسلم است این که از این به بعد باید ورزش بانوان را در متن برنامههای کلان ورزشی ایران دید و این چیزی است که به برکت انقلاب اسلامی حاصل آمده است.
منیره جامی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم