در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زمینه اقدامات سیاسی مهدوی کنی به حوادث بعد از کودتای 28 مرداد برمیگردد. در آن دوره با توجه به گسترش فعالیت بهاییان در ایران مخالفتهای مذهبیون با اقدامات آنان به اوج خود رسید. مهدویکنی نیز جزو کسانی بود که در سفرهای تبلیغی خود بهاییان را به باد انتقاد گرفت. از اوایل دهه چهل که نهضت انقلابی مردم ایران به رهبری امام خمینی آغاز شد، مهدویکنی هم که در زمره شاگردان و یاران امام قرار داشت به جمع انقلابیون پیوست. عمده فعالیت وی در مسجد جلیلی بود. او در این مکان علاوه بر وعظ و تبلیغ، مباحث سیاسی نیز مطرح میکرد و از اینجا بود که ساواک نسبت به آن حساسیت پیدا کرد و بارها مهدوی کنی را به خاطر طرح چنین مباحثی و برگزاری چنین جلساتی به مراکز امنیتی احضار کرد. به کرات اتفاق میافتاد به مهدویکنی درخصوص مسائل یاد شده تذاکراتی داده میشد، اما وی دست از فعالیت خود برنمیداشت و به همین خاطر 4 بار به زندان افتاد و یک بار نیز به خارج از تهران تبعید شد و مدتی را به اجبار در شهرستان بوکان گذراند. مهدویکنی علاوه بر این با روحانیون مبارز نیز جلسات مکرری داشت. چهرههای شاخص این گروه، هاشمی رفسنجانی، باهنر، بهشتی، امامی کاشانی و ... بودند.
عموما این عده برای بحث و گفتگو پیرامون مسائل و موضوعات مهم به صورت هفتگی در منزل یکی از روحانیون جمع میشدند و با اتخاذ تصمیم در مورد آن موضوع به صورت مشترک برای انجام امور اقدام میکردند. کمکم برگزاری جلسات، نظم و ترتیبی پیدا کرد و بسیاری از افراد حاضر در این جلسات برای پیشبرد نهضت به ایجاد تشکیلاتی نامنظم دست یازیدند. با گسترش اقدامات فرهنگی رژیم شاهنشاهی و نفوذ فرهنگی غرب و بسط مبانی مارکسیسم و جهانبینیهای غیرالهی و مادی ، نیاز به یک حرکت اصیل فرهنگی مبتنی بر تعالیم اسلامی ضرورت پیدا کرد. از این روی برخی از روحانیون به منظور معرفی راههای شناخت اسلام اصیل، تحقیق و بررسی و تتبع پیرامون منابع و متون دینی را وجهه همت خود قرار دادند که شهید بهشتی، آیتالله موسوی اردبیلی، شهید باهنر و مهدویکنی از جمله چهرههای شاخص آن بودند. در اواسط سال 56 روحانیت به سمت و سوی ایجاد تشکیلات منظمتر سوق پیدا کرد و کمی بعد روحانیت مبارز تشکیل شد که نقش محوری آن را مرحوم شهید بهشتی به عهده داشت و شخصیتهای دیگری نظیر مطهری، مفتح، باهنر، مهدویکنی، خسروشاهی، عبدالمجید ایروانی، هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری، معادیخواه، شجونی، کروبی، غفاری و ... از فعالان و گردانندگان اصلی آن بودند.
از اواسط سال 56 مبارزات مردمی به اوج خود رسید و در همین سال بود که شورای مرکزی جامعه روحانیت شکل گرفت. اعضای اصلی آن عبارت بودند از شهید باهنر، موسوی اردبیلی، شهید شاهآبادی، ملکی و مهدویکنی. این مساله از ساواک و ماموران امنیتی رژیم پنهان نماند و مدتی بعد در یک اقدام هماهنگ تعدادی از اعضای جامعه روحانیت به همراه دیگر روحانیون موثر در نهضت انقلابی دستگیر و روانه زندان شدند. نامبردگان به همراه کروبی، موحدی ساوجی، شهید عراقی و عسگراولادی در بند شماره یک اوین زندانی شدند. (هاشمی و انقلاب، مسعود رضوی، انتشارات همشهری، ص 503) حضور این عده در زندان باعث تمایز نیروهای خط امام با سایر گروههای سیاسی شد.
کمکم زمزمه ورود امام به ایران پیچید و مبارزان سیاسی در تدارک استقبال از ایشان برآمدند. در کمیتهای که به همین منظور شکل گرفت؛ مهدوی کنی جزو اعضای اصلی بود. وی با ورود امام به میهن و تشکیل کابینه موقت انقلاب گامهای بلندی را برای واژگونی نظام سلطنت و جایگزینی جمهوری اسلامی برداشت. بعد از پیروزی انقلاب و التهاب و شوری که در بین انقلابیون وجود داشت، هر لحظه بیم آن میرفت که نتایج و ثمرات این پیروزی به واسطه اقدامات نسنجیده گروههای سیاسی بر باد فنا رود به همین منظور برخی از فعالان پیشنهاد تشکیل کمیتهای را به منظور حفظ دستاوردهای انقلاب به امام خمینی ارائه دادند. ایشان هم طی حکمی مهدوی کنی را مسوول تشکیل کمیته کرد. وی نیز بعد از دریافت حکم در ساختمان مجلس شورای ملی سابق مستقر شد و مدتی بعد شورای مرکزی کمیته انقلاب اسلامی با عضویت مهدوی کنی، اسلامی، اصغر نوروزی و مرتضی الویری تشکیل شد.
در اول اسفند 58 نیز به موجب حکم امام خمینی به عنوان یکی از فقهای شورای نگهبان قانون اساسی انتخاب شد. این انتخاب مجددا در تاریخ 21/12/60 نیز تکرار شد. بعد از عزل بنیصدر از ریاست جمهوری و برگزاری انتخابات دومین دوره ریاست جمهوری، شهید محمدعلی رجایی با انتخاب مرحوم باهنر زمام اداره کابینه را به وی سپرد. بعد از انفجار دفتر نخستوزیری، مهدوی کنی پیشنهاد اداره کشور پذیرفت و دولت موقت را تشکیل داد. این کابینه تا بعد از انتخاب آیتالله خامنهای به عنوان رئیسجمهور و میرحسین موسوی به عنوان نخستوزیر سرکار بود، مهدوی کنی بیشتر توجه خود را معطوف به فعالیت کمیته انقلاب اسلامی کرد.
بعد از انتخابات سال 76، مهدوی کنی بیشتر به فکر اداره دانشگاه امام صادق(ع) و تولیت مدرسه مروی استو تنها برخی از مواقع، متناسب با شرایط روز در مورد مسائل مهم سیاسی به اظهارنظر میپردازد .
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: