در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از 30 سال پیش و روزهایی که به پیروزی انقلاب اسلامی انجامید، بگویید.
من در تهران بودم، یادم هست روز ورود امام خمینی (ره) به ایران آنقدر شلوغ بود که به خاطر ازدحام مردم، نتوانستم حضوری شاهد مراسم باشم، از تلویزیون پیگیر بودم. مردم شور و حال عجیبی داشتند، همه یکدل و یکصدا شده بودند، بعد از آن هم که امام (ره) به بهشتزهرا رفتند و سخنرانی تاریخی داشتند که همه از تلویزیون پخش شد.
سال 57 چند ساله بودید؟
32 ساله بودم.
خاطره خوبی از آن زمان دارید؟
تمام آن روزها خاطره بود، خاطرات خوب و بد، بد از این نظر که مردم بسیاری از جوانانشان را از دست دادند، تعدادی از دوستانمان شهید شدند و از بین ما رفتند، اما خوشبختانه شیرینی پیروزی انقلاب مردم را در نهایت شادمان کرد. مهمترین صحنهای که به یاد دارم، مربوط به یک روز پیش از پیروزی انقلاب است، روز بیست و یکم بهمن مقابل دانشکده پلیس حضور داشتم و از نزدیک شاهد بودم که مردم چطور دانشگاه را گرفتند و افسرها را از آنجا خارج کردند، مردم خودشان با تجربه عمل میکردند و با هم متحد بودند.
هنوز برای تاج سابق بازی میکردید؟
نه من از سال 45 تا 55 در تاج سابق بازی کردم و سال 57 کمکمربی یک سرمربی خارجی بودم که با شروع حرکات انقلابی از ایران رفت، اما من به کمک تعدادی از قدیمیهای استقلال مثل پرویز مظلومی، حاجیلو، شاهرخ و شاهین بیانی و تعدادی دیگر از بچهها تصمیم گرفتیم تیم را حفظ کنیم، مشکلات زیاد بود چون به هر حال تیم ما به نوعی منحل شده بود، اما با تغییر نام به استقلال در فروردین 58 در جام مهدی اسپندی شرکت کردیم و خوشبختانه توانستیم این تیم را زنده نگه داریم. در همان سال سرمربی استقلال شدم، آن موقع آقای عنایت آتشی که الان در بسکتبال فعال هستند کارمند سازمان تربیتبدنی بود. و خیلی ما را همراهی کرد تا بتوانیم تیم را سرپا نگه داریم.
سارا احمدیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: