در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
روز اول سال در ساعت مقرر، همه ما را به صف نگه داشتند. بعد طبق راهنمایی روسای تشریفات، در صفهای چند نفری، قدم به قدم به سمت جلو حرکت کردیم.
شاه و ملکه در جایگاه خود، دیده میشدند. پشت سر شاه و ملکه چند تن از امیران ارتش، روسای تشریفات و وزیر دربار ایستاده بودند. هنوز 10، 15 قدم مانده بود به انتهای سالن برسیم که یکی از روسای تشریفات با صدای آهسته، ولی با لحنی تحکمآمیز گفت: تعظیم کنید ... تعظیم کنید ... سرهایتان را خم کنید ...
دستور چنان آمرانه بود که ناگهان همه در همان حال که جلو میرفتند، تا حد ممکن سرها را فرود آوردند. به هر حال روز سلام نوروز رسید، وقتی به ما گفتند: «تعظیم کنید... خم شوید ... بیشتر خم شوید» پس از دو، سه قدم حرکت، همه چیز درهم و برهم شد. مرتبا سر عقبیها بود که به نشیمنگاه افراد جلو میخورد و در همان حال، سر اینها با نشیمنگاه افراد جلوتر تماس پیدا میکرد.
این وضع فقط نظم صفها را به هم نزد؛ بلکه باعث خنده بیاراده ما شد. حرکت در حال تعظیم ، در چند متر اول زیاد مشکل نبود؛ ولی در انتهای سالن که میبایستی به حالت تعظیم به راست بپیچیم و در همان حال به سوی شاه و ملکه برویم، وضع به کلی خراب شد، به طوری که همه از چپ و راست و جلو و عقب به هم میخوردند و بیشتر به خنده میافتادند.
این خنده وقتی شدیدتر و پرسر و صداتر شد که افراد چون از گوشه چشم به شاه و ملکه نگاه کردند، دیدند آنها هم از مشاهده این صحنه مضحک به خنده افتادهاند و به زور سعی میکنند جلو خنده خود را بگیرند. کسانی که قرار بود بعد از ما این برنامه را اجرا کنند، وقتی میدیدند عدهای خندهکنان از سالن بیرون میآیند، حیرت می کردند بیآن که بدانند بزودی خودشان هم به چنین سرنوشتی دچار خواهند شد.
علی بهزادی (از مدیران نشریات قبل از انقلاب)
منبع: کوروش قرن بیستم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: