آن دو درخت پیر گفتند: آنها احتمالا باید آدمیزاد باشند. درخت جوان گفت: آدمیزاد.
یکی از آنها گفت: آدمیزاد موجودی است دم دمی مزاج و قدرنشناس و فقط خودش را در این دنیا میبیند و چون خداوند به او دست و پا داده است و عقل هم دارد، فکر میکند که به همه دنیا مسلط است. درخت چنار جوان دهانش ازتعجب بازمانده بود و دلش میخواست بداند که این موجود چیست و کیست؟
درخت پیر گفت: زیاد تعجب نکن پسر، به زودی او را میشناسی و خودخواهیهایش را میبینی. مدتی گذشت. آن دو تا موجود دو مسافر بودند که در گرمای سوزان تابستان این بیابان گشنه و تشنه و گرمازده و سرگردان شده بودند و در این راه هیچ درختی نبود تا این دو در زیر سایه آن استراحتی کنند و از دور آن درختان چنار را دیدند و خودشان را هرچه سریعتر به زیر سایه آنها رساندند و زیر سایه آن دو درخت نشستند و نفسی تازه کردند و مدتی از سوزش آفتاب نجات پیدا کردند و وقتی زیر سایه درخت عرقهایشان خشک شد و نفسشان چاق شد. یکی از آن دو مسافر به دیگری گفت: ببین این چنارها عجب درختان بیخودی هستند. نه میوه میدهند و نه به درد دیگری میخورند.
درخت چنار پیر رو کرد به درخت جوان و گفت: خوب حالا نظرت چیست؟ درخت جوان گفت: ای موجود بی معرفت و نمک نشناس!
درخت پیر گفت: همین چند لحظه پیش بود که برای نجات از گرمای آفتاب سوزان به زیر سایه ما آمدید تا خنک شوید. حالا چشم هایتان را میبندید و دهانتان را باز میکنید و ما را بیارزش میکنید. شما نمیدانید اگر درختی در این دنیا وجود نداشت هیچ موجودی نمیتوانست به راحتی نفس بکشد و یا به راحتی زندگی کند. همین انسانها هستند که از ما درختان استفادههای زیاد میکنند و همه چیزهای دور و برشان را از ما میسازند.
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد