با معلولیت‌های کودکمان چه کنیم؟

غنچه‌های همیشه بیمار در بوستان خانواده

کد خبر: ۲۳۵۵۸۸

کودک خنده‌ای بی‌دریغ به چهره مادر می‌پاشد و اشک و لبخند مادر به هم گره می‌خورد. شاید کودک هیچ وقت نفهمد که چرا مادر همیشه برایش لالایی‌های غمگین می‌خواند و وقتی به او نگاه می‌کند اشک توی چشمش جمع می‌شود. مادر اما می‌داند کوچولویی که در آغوش اوست هیچ شباهتی به نوزاد زیبایی که عکسش را روی دیوار چسبانده بود ندارد.

کودکی زیبا که برق هوش در چشمانش می‌درخشد و به موقع راه می‌رود به موقع حرف می‌افتد و به راحتی محل شیر خوردن خود را پیدا می‌کند. نه کودک معلولی که حتی خودش به خوبی نمی‌داند چه وقت گرسنه خواهد شد تا با گریه‌اش مادر را متوجه زمان شیردهی کند. واقعیت عقب‌ماندگی ذهنی کودک چیزی است که مادر هنوز نتوانسته است با آن کنار بیاید.

چرا معلولیت؟

زن و شوهر در مرکز آزمایش‌های ژنتیک بیمارستان نشسته‌اند و کودکشان با چشم‌های نزدیک به هم و دهان باز و آب‌ دهانی که روان است توی بغلشان است. زن می‌گوید: این چیزها در فامیل شما بوده است و ما توی فامیل منگلی و عقب‌ماندگی نداریم. مرد می‌گوید: چرا به خودت نرفته است که یک حرف را باید صد بار به تو گفت و باز هم نمی‌فهمی!

آنها خسته و عصبی هستند و بعد از دوران باورپذیری معلولیت کودکشان حالا دارند دنبال مقصر می‌گردند. زن می‌گوید: من فقط 29 سال دارم ولی مادر شوهرم با بی‌رحمی به همسرم می‌گوید: روزی که گفتم عروس پیر و سن دار نمی‌خواهم برای همین چیزها بود. اگر با فلانی که 18 سالش بود ازدواج می‌کردی حالا یک بچه سالم داشتی. ما نه فامیل هستیم و نه در اقوام چنین مشکلی داشته‌ایم. نمی‌دانم این بلا از کجا بر سر بچه ما نازل شد.

خیلی از عوامل عقب ماندگی‌ها را خود ما ایجاد می‌کنیم.

عوامل دوران بارداری نظیر عوامل ژنتیکی، سوء تغذیه مادر، سن بالای مادر، رعایت نکردن بهداشت دوران بارداری، اشعه، دارو، بیماری مادر و استعمال دخانیات می‌تواند منجر به معلولیت شود.

عوامل هنگام زایمان نیز می‌تواند ایجاد معلولیت کند. زایمان‌های مشکل و طولانی، زایمان‌های غیربهداشتی، ضربات وارده به نوزاد هنگام تولد و فشار به سر نوزاد ازجمله این عوامل است.

راه‌های پیشگیری

ازدواج‌های فامیلی می‌تواند سبب معلولیت‌های ژنتیکی در میان افراد شود.

شما می‌توانید فراموش کنید که عقد دخترعمو و پسرعمو در آسمان‌ها بسته شده است و قبل از هر اقدامی سراغ مشاوره ژنتیک و آزمایش‌های دقیق ژنتیکی بروید تا اگر به گزینه‌ای غیر از ازدواج فامیلی فکر نمی‌کنید با خیال راحت‌تری صاحب فرزند شوید.

مراقبت‌های دوران بارداری، تغذیه صحیح مادر، اجتناب از باردار شدن در سنین بالای 35 سال و زیر 18 سال، مصرف نکردن دارو در هنگام بارداری، اجتناب از در معرض اشعه قرار گرفتن و انجام زایمان در شرایط کاملا بهداشتی و تحت نظر فرد دوره دیده ازجمله اقداماتی است که می‌تواند از بسیاری از معلولیت‌ها پیشگیری کند.

پرورش کودکان معلول

درک این نکته مهم است که اگرچه ممکن است فرد معلول با دیگران تفاوت داشته باشد، ولی تکیه بر ناتوانی فرد، نه‌تنها کمکی به وی نمی‌کند بلکه بر مشکلات وی خواهد افزود.

یک کودک معلول قابلیت‌های فراوانی دارد که البته با صبر و حوصله‌ای بیش از کودکان عادی می‌توان از آن بهره گرفت.

حسین فرزند ارشد یک خانواده 5 نفره است. او دچار معلولیت ذهنی مادرزادی است، اما با وجود داشتن یک خانواده کم‌سواد و سنتی به خوبی توانسته است آموزش ببیند و گلیم خود را از آب درآورد. از او می‌پرسم: حسین آقا کار و بار چطور است ؟ می‌گوید خوب است. کار می‌کنیم. همه راضی خدا هم راضی. توهم کار می‌کنی؟

حسین اکنون 35 ساله است و کمک خرج مادرش است. حسین در بخش انبار و حمل بار یک کارخانه مشغول به کار است و خودش سر کار می‌رود و خودش برمی‌گردد. می‌تواند پول بشمارد و خرید‌های کوچک در حد 20 هزار تومان را انجام دهد. مادرش می‌گوید: سخت بود، اما خدا کمکم کرد. همه با هم صبوری کردیم تا بچه‌ام بزرگ شد و برای خودش مرد شد. او یک مرد معصوم است. چون مثل یک بچه نابالغ فکر می‌کند.

افراد معلول، غالبا مشکلاتی دارند که مانع انجام برخی از فعالیت‌های آنها می‌شود یا احتمالا آنها بعضی از کارها را به شکل دیگری انجام می‌دهند، اما اکثر افراد معلول نیز می‌توانند پس از آموزش لازم، بسیاری از فعالیت‌های عادی زندگی را با اندک تفاوت یا آهسته‌تر از دیگران انجام دهند. آنچه یک معلول نیاز دارد پذیرفتن و باور کردن توانایی‌های اوست نه غصه خوردن برای ناتوانی وی.

عقب‌ماندگی‌ها

عقب‌ماندگان ذهنی، افرادی هستند که از نظر فعالیت‌های ذهنی، نسبت به همسالان خود نارسایی دارند و عقب مانده‌اند. در نتیجه از نظر توانایی یادگیری، همسازی با محیط، بهره‌برداری از تجربیات، درک مفاهیم، قضاوت و استدلال صحیح، به درجات مختلف محرومند. برخی از شایع‌ترین عقب‌ماندگی‌ها به قرار زیر است:

افراد آموزش‌پذیر: افراد این گروه دارای بهره هوشی بین 70 50 هستند. این گروه، به طور کلی چه به لحاظ حرکات و حواس و چه به لحاظ روانی، از کودکان عادی کندتر هستند. سازگاری اجتماعی این افراد، به شرایط محیطی آنها بستگی دارد. در برخورد با این افراد، باید متوجه محدودیت‌های ذهنی آنها بود. انتظارات والدین نیز باید با توجه به شرایط ذهنی آنها باشد.

تربیت‌پذیرها: بهره هوشی این گروه، بین 50 25 است. به لحاظ عاطفی وضع بسیار متغیری دارند. معمولا وقتی چیزی را طلب می‌کنند مهربان و مطیع هستند، لیکن در مقابل مخالفت‌های دیگران حملات خشم و غضب و عصبانیت شدید از خود بروز می‌دهند. توانایی ذهنی این افراد در هر سنی که باشند در حد توانایی‌های ذهنی کودک 7 6 ساله باقی می‌ماند. والدین، در برخورد با آنها باید به توانایی ذهنی آنها توجه نمایند و در هر حال، توجه داشته باشند که اگرچه از لحاظ جسمی، روز به روز بزرگتر می‌شوند ولی در توانایی‌های ذهنی، همچنان محدودیت دارند.

حمایت‌پذیر: بهره هوشی این گروه، در حد 25 و کمتر از آن است. به لحاظ ظاهر، وضع چهره اغلب این کودکان غیرعادی است و توانایی کنترل خود را ندارند. در اکثر موارد آب دهانشان از گوشه لب‌ها به طرف خارج سرازیر است. بسیاری از آنها در ایستادن و راه رفتن مشکل دارند. به لحاظ عاطفی نیز حالت بی‌تفاوت دارند.

با آموزش‌های مناسب از طریق به‌کارگیری مکانیسم شرطی در بعضی از این افراد، آنها می‌توانند در برخی امور شخصی همکاری کنند؛ ولی در هر حال در اکثر موارد برای زنده ماندن، محتاج حمایت دیگران هستند.

 

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها