در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاکی در تشریح ماجرا به بازپرس پورمقدس گفت: در یک شرکت خصوصی کار میکنم. چندی قبل تصمیم به ازدواج گرفتم، اما خانواده دختر مورد علاقهام به خاطر نداشتن کارت پایان خدمت سربازی، با درخواست من مبنی بر ازدواج مخالفت کردند. به همین خاطر من دنبال راهی بودم تا از خدمت سربازی معاف شوم اما موفق نشدم تا این که یک ماه قبل یکی از آشنایان خانوادگیمان مهمانمان بود و ماجرا را با او در میان گذاشتم.
این زن به من گفت، برادرش مربی یکی از تیمهای فوتبال شمال کشور است و میتواند مقدمات پیوستن مرا به این تیم فوتبال فراهم کند تا در قبال فعالیت در این تیم هم پولی به دست آورم و هم دوران خدمت سربازیام را سپری کنم تا بعد بتوان براحتی کارت پایان خدمت سربازیام را دریافت و مقدمات ازدواج با دختر مورد علاقهام را فراهم کنم.مرد شاکی ادامه داد: برای ملاقات با مربی فوتبال به منزل پدری وی در یکی از محلههای شمال غرب تهران رفتیم و در اولین ملاقات، یک میلیون تومان به او پرداخت کردم تا نام مرا در فهرست تیم به ثبت برساند و در آغاز بازیهای لیگ، در آن تیم حضور یابم.چند هفته بعد، او از من خواست، برای انجام تمرینات تیم همراه وی به یکی از شهرهای شمالی بروم و حتما مبلغ 5 میلیون تومان پول و چک هم با خود بیاورم. آن شب وقتی به شمال کشور رسیدیم، مربی قلابی، چک را از من گرفت و متواری شد که در پی تحقیقات متوجه شدم حامد کلاهبردار است و هیچ سمت ورزشی در آن تیم ندارد.
به دنبال این شکایت، دستور دستگیری حامد، مربی قلابی صادر شد و او چند روز قبل برای ادامه تحقیقات به مرکز پلیس تهران انتقال یافت و در بازجوییهای پلیسی، اظهارات شاکی را قبول نکرده و گفت تاکنون با شاکی ملاقات نداشته و اظهارات وی را قبول ندارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: