رسول صدرعاملی

مرد اولین‌ها

اگر بخواهیم فهرستی از شاخص‌ترین فیلمسازان سینمای ایران فراهم کنیم، بدون شک یکی از اسامی‌ای که فورا به ذهن متبادر می‌شود، نام رسول صدر عاملی است. او که در سال 1333 در اصفهان به دنیا آمد، از 9 سالگی در زمینه‌های مطبوعاتی کار می‌کرده است و در سال 1354 به عنوان خبرنگار روزنامه اطلاعات عازم آلمان می‌شود و ضمن کار به مدت یک سال و نیم در رشته‌جامعه‌شناسی تحصیل می‌کند. هم زمان با اوج گیری انقلاب اسلامی به کشور بازمی‌گردد و پس از انقلاب به مدت یک سال به عنوان دبیر پارلمانی روزنامه اطلاعات کار می‌کند.
کد خبر: ۲۳۵۱۱۳

 سپس بر اساس یک گزارش صفحه حوادث روزنامه که ماجرای فرار سه سرباز در روز 17 شهریور 1357 را حکایت می‌کرد که افسر مافوق خود را کشته و اقدام به فرار کرده بودند قصه‌ای می‌نویسد و تمرکزش روی این ماجرا او را به صرافت می‌اندازد که این متن را برای فیلم شدن بازآفرینی کند؛ و از همین جا بود که او پایش به عرصه سینما کشیده شد.

رسول صدر عاملی در سینمای ما جایگاه مهمی دارد و از چند جهت جزو کسانی است که پیش قراول جریانی جدید در این زمینه شده است. در این جا به چند نمونه آن اشاره به عمل می‌آید:

1- یکی از اولین کسانی که موتور بحث سینمای انقلاب ( منظور فیلمی با مضمون انقلاب است) را در سینمای ما به راه انداخت صدر عاملی بود که با تمرکز روی ماجرای آن سه سرباز فراری روزهای انقلاب تحققش را رقم زد. نگارش متن و کارگردانی فیلم خونبارش اگرچه متعلق به امیر قویدل است، اما پیشنهاد این عهده‌گری از آن صدر عاملی بود. ویژگی بارز این اثر جدا از اهمیت موضوعی‌اش، حال و هوای مستندگونه‌اش بود که با توجه به حضور آدم‌های واقعی آن ماجرا در فیلم بیش‌تر نمود پیدا کرده بود. چنین رویکردی با توجه به پیشینه خبرنگاری صدرعاملی قابل توجه است، آن سان که انگار مرزی بین ژورنالیسم و سینما را ترسیم کرده است. سال‌ها بعد صدرعاملی با ساخت سریالی مربوط به روزهای اقامت امام خمینی در نوفل لوشاتو باز هم این مضمون تاریخی را مورد پردازش قرار داد.

2- یکی از اولین کسانی که در بحث سینمای جنگ رگه‌هایی عاطفی و انسانی را جدا از مباحث عقیدتی و سیاسی دنبال کرد، صدرعاملی بود. مصداق این نکته فیلم رهایی او است که اولین تجربه کارگردانی‌اش هم به حساب می‌آید. داستان این فیلم راجع به رزمنده‌ای به نام قاسم است که داوطلبانه به جبهه جنگ رفته و در حالی که یک پای خود را از دست داده به خانه باز می‌گردد.

او از ازدواج با دختر دایی‌اش، فاطمه، به دلیل نقص عضو، سر باز می‌زند و تلاش می‌کند تا نویسنده عراقی نامه نیمه تمامی را، که پیش از مجروح شدن در سنگر دشمن یافته، در اردوگاه اسرا بیابد؛ نویسنده نامه در نامه‌اش از سربازان ایرانی دفاع کرده است. قاسم پس از یافتن نویسنده نامه با فاطمه ازدواج می‌کند. برخلاف خیلی از فیلم‌های جنگی آن زمان و نیز سال‌های بعدش، رهایی به مقوله جنگ نگاهی خشک نداشته و در عین این که نگاه انسانی به سربازان دشمن دارد بحث‌های عاطفی را در زمینه خانواده رزمندگان هم پی می‌گیرد.

یکی از اولین کسانی که در بحث سینمای جنگ رگه‌هایی عاطفی و انسانی را دنبال کرد، صدرعاملی بود. مصداق این نکته فیلم رهایی او است که اولین تجربه کارگردانی‌اش هم به حساب می‌آید

3- یکی از اولین کسانی که گونه ملودرام را در سینمای ایران با جدیت پی گرفت صدرعاملی بود. دومین فیلم او گل‌های داودی از جلوه‌های این نکته است. داستان این فیلم درباره خیاطی به نام عباس صفاری است که در جریان بروز مشاجره با دوستی ناباب، باعث مرگ ناگهانی وی شده و به 25 سال حبس محکوم می‌شود. با سپری شدن 20 ساله محکومیت و عفو 5 ساله آخر، قرار آزادی‌اش صادر می‌گردد. اما روز موعود در شرایطی که همگان منتظر آزادی عباس هستند استوار هدایت خبر مرگ ناگهانی عباس را به همسرش، عصمت، می‌دهد. اما عصمت از گفتن حقیقت به فرزند نابینای خود، جواد که در آستانه برگزاری مراسم ازدواجش قرار دارد خودداری می‌کند. استوار هدایت که قبل از عزیمت به سفر عصمت را در جریان واقعیت کشته شدن عباس به دست یکی از مأمورین زندان قرار داده بود با تقاضای وی مبنی بر معرفی خود بعنوان پدر جواد و حضور در مراسم عروسی او مواجه می‌شود. جواد که بطور ناگهانی در جریان مکالمه استوار و مادرش قرار می‌گیرد خانه را ترک کرده و از حضور در مراسم خودداری می‌کند. اما سرانجام توسط همسرش مریم متقاعد شده و با واقعیت مرگ پدرش کنار می‌آید. این ملودرام شاید با نگاهی خرده بینانه اثری قوی به حساب نیاید اما با توجه به زمان ساختش با استقبال زیاد تماشاگر مواجه شد ضمن آن که اصول مربوط به این ژانر هم در آن کم و بیش خوب رعایت شده بود. پاییزان و قربانی از دیگر آثار صدرعاملی در این زمینه هستند که البته موفقیت گل‌های داودی را نتوانستند کسب کنند.

4- یکی از اولین کسانی که دغدغه‌های مربوط به سنین نوجوانی دختران را در سینمای ایران مطرح ساخت صدرعاملی بود. چنین رویکردی در سینمای ما به شدت جایش خالی است که صدر عاملی با هوشمندی سه گانه‌ای خوش ساخت را در قبالش ساخت. دختری با کفش‌های کتانی نخستین تجربه او در این زمینه است: داستان دختری به نام تداعی که در حین گردش با پسری نوجوان به نام آیدین در پارک توسط مأمورین نیروی انتظامی متوقف شده و به کلانتری برده می‌شود. با تشکیل پرونده و تا برگشت آن از دادسرا آیدین در کلانتری مانده و تداعی نیز برای تحقیقات به پزشکی قانونی منتقل می‌شود. او پس از بازگشت از پزشکی قانونی و نداشتن مورد و مساله خاص توسط پدر و مادرش بازخواست شده و رفت و آمدهای وی کنترل می‌شود. تداعی از رفتن به مدرسه خودداری کرده و تصمیم به فرار می‌گیرد. تداعی که در ابتدا قصد بازگشت به خانه را نداشت با گردش در سطح شهر و مخاطرات و مشکلات فراوان پشیمان شده و با باری از تجربه به خانه بازمی‌گردد. دومین فیلم من ترانه 15 سال دارم بود که اثری به مراتب عمیق‌تر و خوش ساخت‌تر از کار قبلی به حساب می‌آمد و بسیاری آن را بهترین فیلم صدرعاملی می‌دانند. این فیلم داستان ترانه دانش‌آموز پانزده ساله‌ای است که مادرش فوت کرده و پدرش در زندان است. او با مادربزرگش زندگی می‌کند و دوست پدرش هر ماه درآمد ماشین پدر ترانه را برای آنها می‌آورد. امیر به ترانه اظهار عشق می‌کند و تصمیم به ازدواج با او می‌گیرد. اما مادر امیر با این ازدواج موافقت نمی‌کند. او سرانجام با سماجت‌های امیر به دیدن ترانه می‌رود و ترانه را راضی می‌کند تا رضایت پدر را بگیرد. اما چون هر دو محصل هستند قرار بر صیغه محرمیت می‌شود تا بعد ازدواج دائم صورت گیرد. بعد از مدتی ترانه متوجه می‌شود که امیر با چند دختر ارتباط غیر اخلاقی دارد و با این وضع تصمیم به جدایی می‌گیرد. ترانه و امیر از هم جدا می‌شوند و امیر به آلمان می‌رود، اما پس از مدتی ترانه می‌فهمد که باردار است. او به مادر امیر پناه می‌برد، اما مادر امیر با این‌که عضو انجمن حمایت از زنان است حرف ترانه را قبول نمی‌کند، اما ترانه زیر بار تهمت نمی‌رود و حاضر به سقط بچه نمی‌شود، او بچه‌اش را به دنیا می‌آورد و با مراجعه به دادگاه و انجام آزمایشات، مشخص می‌شود که بچه، قانوناً فرزند امیر و ترانه است و ترانه بعد از مدت‌ها با دخترش به دیدن پدر می‌رود. پس از این فیلم صدر عاملی دیشب باباتو دیدم آیدا را می‌سازد؛ درباره دختری نوجوان که به پدرش در خصوص مراوده با زنی به جز مادرش مشکوک می‌شود و سرانجام که حقیقت را در می‌یابد به این نکته می‌رسد که برخی لایه‌های خصوصی زندگی دیگران قابل کند و کاو و کنجکاوی نیست.

این سه فیلم در واقع ساحت‌های مختلف دغدغه دختران نوجوان و تازه بالغ را مورد اشاره قرار می‌داد که در لایه‌هایی همچون خانواده، خویشتن و محیط پیرامونی جلوه گر بود.

صدر عاملی که به جز کارگردانی در حوزه‌های دیگری مثل فیلمنامه نویسی و تهیه کنندگی هم فعال است در یکی دو سال اخیر به موضوع زیارت اماکن مذهبی - با محوریت مرقد امام رضا (ع-) پرداخته است که فیلم‌هایی مانند شب و هر شب تنهایی از آن جمله است و در آن تلاش کرده تا با فاصله از کلیشه‌های متداول از بطن احساسات ناب مذهبی زائران و حالت‌های خودانگیخته ایشان و کرامات پنهان امام (ع)، بدین امر بپردازد. جدا از این او یک فیلم هم چنان اکران ناشده به نام سمفونی تهران(1373) هم دارد که درباره تعامل پسری نوجوان با محیط پیرامون اجتماعی خویش و مقررات الزام‌آور این حوزه است.

امسال که در جشنواره فیلم فجر، بزرگداشت این فیلمساز در نظر گرفته شده است، بهانه خوبی است تا جایگاه وی در مناسبات سینمای ما بیش‌تر واکاویده شود و فارغ از تعارفات معمول، نقشی را که در بحث‌های نظیر سینمای ملودرام و سینمای نوجوانان داشته است به میزان بررسی نهاده شود.

مهرزاد دانش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها