درباره فیلم سوپراستار

آن روی سکه یک قهرمان

بالاخره پس از ساخت فیلم‌های فمینیستی و زن‌محورانه در سال‌های اخیر، اینک تهمینه میلانی قصه‌ای را به تصویر می‌کشد که با حس و حال آثار قبلی‌اش فرق دارد و از آن فاصله گرفته است؛ فیلمی که اگرچه می‌توان با کمی بدبینی، لایه‌هایی از ضد مرد بودن را در آن احساس کرد اما لااقل دیگر شعارهای فمینیستی را فریاد نمی‌زند و در تداوم حق‌طلبی سانتی‌مانتالی زنانه نیست. پرداختن به دنیای سینما از درون و ساختن فیلمی درباره زیست جهان سینمایی همواره یکی از سوژه‌های جذابی بوده است که هم کنجکاوی مخاطب را ارضا می‌کند و هم تمهید زیرکانه‌ای برای رونق بخشیدن به گیشه فیلم است. طی دو سال گذشته بعد از «توفیق اجباری» لطیفی، «سوپراستار» دومین فیلمی است که زندگی یک فوق ستاره سینمایی را دستمایه داستان خود قرار می‌دهد و با زبان سینما از بخشی از جهان سینمایی سخن می‌گوید.
کد خبر: ۲۳۵۰۹۶

میلانی در سوپراستار چنان‌که از عنوان فیلم پیداست زندگی یک فوق ستاره سینما را روایت می‌کند و با پرداختن به زندگی شخصی و خصلت‌های فردی وی قصد دارد تا تصویر واقعی از دنیای آنها را به تصویر بکشد و در واقع نشان دهد این دنیای به ظاهر جذاب که جمع همه آرزوهای انسان معاصر یعنی شهرت، ثروت و محبوبیت است در عالم واقع چندان هم دلچسب نیست و دشواری‌ها و تنگناهای خاص خود را دارد و به اصطلاح صدای دهل از دور خوش است. سوپراستار اما از یک لایه دومی نیز برخوردار است و کشمکش‌های درونی قهرمان خود را با زندگی بیرونی‌اش مبتنی بر روان‌شناسی فردی مورد کنکاش قرار می‌دهد اما به نظر می‌رسد میلانی در بازنمایی این تصویر به حرف و حدیث‌هایی رجوع می‌کند که در افکار عمومی درباره بازیگران سینما وجود دارد و به نوعی تاییدی بر تصور عرفی از آنهاست. کوروش زندی در همان ابتدا فردی خودشیفته و عصبی نشان داده می‌شود که به دلیل موقعیت حرفه‌ای‌اش با کارگردان و عوامل فیلم در تنش و درگیری است و تمام زندگی‌اش در روابط با زنان مختلف و سیگار و مشروب و قمار و خوشگذرانی ترسیم می‌شود. او به دلیل موقعیت حرفه‌ای اجتماعی‌اش فقط در جلوی دوربین بازی نمی‌کند بلکه دیگران را نیز به بازی می‌گیرد و هیچ نشانه‌ای از تعهد اخلاقی را نمی‌توان در وی سراغ گرفت. انسانی بی‌بند و بار که پشت شهرت و منزلت حرفه‌اش تنها بر مدار خویش می‌گردد و هیچ خط قرمزی برای رفتارش نمی‌شناسد. نوع برخورد او با مادرش و توقعاتی که از دیگران دارد واگویی شخصیت خودشیفته‌ای است که روان‌شناسی یک سوپراستار را در بستر یک نظام اجتماعی قهرمان‌پرست بازنمایی می‌کند.

تهمینه میلانی اما قصد دارد آن روی سکه زندگی این سوپراستار را به تصویر بکشد؛ آنجایی که قهرمان قصه از وضعیت و موقعیت خویش خسته شده و به دنبال رهایی از قید و بندهایی است که آرامش را از وی سلب کرده. شاید رها، دختر نوجوان فیلم نمادی از فرشته نجات اوست که وارد داستان می‌شود. نقطه عطف قصه در جایی رقم می‌خورد که رها اعتراف می‌کند که یک طرفدار صرف آقای سوپراستار نیست و با بقیه هواخواهانش فرق می‌کند. او با گفتن این‌که دختر کوروش است هم وی را به‌هم می‌ریزد هم تعلیق خوبی در ساختار فیلم به وجود می‌آید. این تعلیق با پایان باز‌ی‌ای که تهمینه میلانی برای فیلمش در نظر می‌گیرد عمق می‌یابد. مخاطب در انتهای قصه نمی‌فهمد که بالاخره رها کیست؟ از کجا آمده؟ آیا او واقعا دختر کوروش بوده است؟ یا این‌که او نقشه‌ای برای به بازی گرفتن وی بوده است و... اما آنچه که واقعیت دارد این است که رها یک تجربه و اتفاقی است که خود واقعی آقای سوپراستار را به وی نشان می‌دهد تا او قهرمان پوشالی‌ظاهرش را دریابد و آن روی سکه خود را ببیند. از منظر روان‌شناسی اگر بخواهیم به این موقعیت بنگریم باید بگوییم که رها نوعی سوپر اگو در برابر سوپراستار است که چهره واقعی کوروش را به خودش نشان داده است. دقیقا زمانی که کوروش به این درک و تحول درونی می‌رسد عکس بزرگ خویش بر دیوار را پاره می‌کند و برای اولین بار خودش را مورد انتقاد و سرزنش قرار می‌دهد. او زمانی تصویر ظاهری‌اش را پاره می‌کند که به تصور عمیقی از خود دست می‌یابد. رها را می‌توان کودک درون و وجدان کوروش هم به حساب آورد که در کالبد یک دختر نوجوان نمود یافته تا او را به خود واقعی‌اش برساند.

تهمینه میلانی اما در پس چهره غیراخلاقی کوروش نوعی معصومیت و پاکی وی را بازشناسی می‌کند تا در نهایت بگوید هر سوپراستاری بالذات دارای چنین شخصیت انسانی نیست اما موقعیت حرفه‌ای و اجتماعی وی بستر لغزش‌های فراوانی است.

شهاب حسینی در سوپراستار نشان داد که دارای توانایی‌ها و ظرفیت‌های بالایی در بازیگری است و مسیر رو به رشدی را در حرفه‌اش طی می‌کند. او حضور پرحجمی در فیلم دارد و حضور رضا رشیدپور در این فیلم اگر هیچ فایده‌ای نداشته باشد برجستگی حسینی را در بازیگری به اثبات می‌رساند. قطعا بخشی از جذابیت فیلم در کنار قصه‌گو بودن آن حضور شهاب حسینی است که به خوبی از پس نقش برآمده است. موقعیت سوپراستاری وی را در این فیلم مقایسه کنید با موقعیت مشابه آن در توفیق اجباری با بازی گلزار تا به توانایی بازیگری وی پی ببرید. با این حال سوپراستار فیلم متوسطی است که وجوه سرگرم‌کنندگی و جذابیت سینمایی آن باز هم می‌تواند موفقیت خوبی برای کارگردان بعد از آتش‌بس در گیشه سینما رقم بزند.

سیدرضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها