درباره «بی پولی» ساخته حمید نعمت‌الله

میان شوخی و جدی

«بی پولی» دومین فیلم حمید نعمت‌الله است که نسبت به «بوتیک» داستان مخاطب پسندتری دارد. شاید فیلم‌های زیادی باشند که داستانشان هم قابلیت پرداخت شوخی را داشته باشد و هم پرداخت جدی.
کد خبر: ۲۳۴۹۵۵

قصه «بی پولی» جزو همین فیلم‌هاست. برای همین کارگردان هم بعضی جاها با سوژه‌اش دچار تغییر لحن شده و همین مخاطب را سردرگم می‌کند. بعضی جاها کم مانده این تغییر لحن، کار را به هجو بکشاند، اما خوشبختانه از یک جایی‌،کارنجات پیدا می‌کند. نمونه‌اش جایی است که ایرج و زنش به جای مدل‌های طراحی شده، یک مشت روزنامه باطله را توی پاکت می‌گذارند تا مثلا پرویز را بپیچانند.

پیام اخلاقی فیلم خیلی خوب در داستانش تنیده شده؛ ایرج شخصیت اصلی کار به خاطر غرور و تکبر و بزرگ بینی کارش را از دست می‌دهد و بی پول می‌شود و به پیسی می‌خورد.

مشکل او این است که همه چیز را برای نمایش می‌خواهد و تا مدت‌ها بعد از این که دچار بی پولی می‌شود، حاضر نیست حتی پیش همسرش از نمایش ابلهانه مهم بودن و پول دار بودن دست بردارد، اما سکانسی هست که او در اتوبوس نشسته و دارد برای یک پیرزن ناشناس درددل می‌کند.

خیلی از کارهایی را هم که برای کسب درآمد کرده و ما خبر نداریم، با روایت او در همین سکانس و نریشن‌هایی که روی فلاش‌بک‌های او می‌آید، باخبر می‌شویم، اما من که فیلم را در سینما آزادی و میان مخاطبان عام دیدم و نه در سینمای رسانه‌ها که همه ناخودآگاه واکنش‌هایشان را سانسور می‌کنند، دیدم اتفاقا ملت جاهایی می‌خندند که فیلم قصد خنداندن نداشته، گرچه این خنده‌ها کشدار و طولانی نیست و گمان نمی‌کنم کارگردان همچنین نیتی داشته باشد.

انگار باید دیگر این را از ویژگی‌های نعمت‌الله بدانیم که او از بازیگران حرفه‌ای جوری استفاده می‌کند که خودش دوست دارد. بازی گلزار در «بوتیک» هنوز هم بین مخالفان این بازیگر، یک استثنا به حساب می‌آید یا بازی رضا رویگری که بعد از مدت‌ها غیبت، در آن کار خیلی خوش نشست.

این جا هم بازیگران خیلی خوب سر جای خودشان نشسته‌اند، مخصوصا حبیب رضایی که نشان می‌دهد اگر در نقش‌های کمدی آب ببیند، شناگر ماهری است، اما لیلا حاتمی چیز زیادی به کارنامه‌اش اضافه نکرده. مخلص کلام این که در آشفته بازار فیلم‌های تجربی امسال، «بی‌پولی» مثل یک زنگ تفریح، لازم و ضروری است که گذشته از این که قصه‌اش را شیرین و جذاب روایت می‌کند، چیزی به اسم خستگی و ملال را هم به مخاطبش منتقل نمی‌کند و این متاعی است که در سینمای این روزها خیلی کم پیدا می‌شود. به خاطر همه اینهاست که باید منتظر باشیم این فیلم، موقع اکران در جدول فروش جای درست و حسابی برای خودش دست و پا کند.

جابر تواضعی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها