در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تماشاگرانی را میبینیم که روز بازی پرسپولیس مقابل صبای قم روی پاشنه پای خود ایستادهاند و با صدایی بلند فریاد میکشند: <قطبی حیا کن...> همین جمعیت به سوی نیمکتی که افشین قطبی، همان امپراتور ماههای قبل کنارش ایستاده، بطری آب پرت میکنند و برای جدایی سرمربی فریاد میکشند.
هوادارانی را میبینیم که روز بازی پرسپولیس مقابل پیکان در قزوین و پس از آن که افشین قطبی چمدانش را برداشت و از ایران رفت، در اعتراض به نمایش تاسفبار تیم، بر سر داریوش مصطفوی فریاد میکشند. او هم باید حیا میکرد و صندلیاش را رها میکرد.
امروز جمعیتی را میبینیم که روز بازی پرسپولیس مقابل پیام مشهد و حتی در روزهای قبلتر با صدای بلندتر، همان شعار را تکرار میکنند و البته فقط زحمت تغییر نام مخاطب خود را میکشند و همین شرم و حیا را از او طلب میکنند. افشین پیروانی ناگزیر از آنچه روی سکوها میگذرد و بر اساس خواستهای که آرام آرام همهگیر خواهد شد یا خودخواسته یا اجباری مجبور به رها کردن سمت و نیمکت خود میشود. همانطور که افشین قطبی رفت، مانند مصطفوی که آخرین بخت حضورش در تیم مدیریتی را با چنین اشتباهی در نشستن روی صندلی مدیریتی این باشگاه سوزاند! افشین پیروانی هم محکوم به رفتن است.
***
میتوان کمی با واقعیت زندگی کرد. سال گذشته پرسپولیس در حالی به قهرمانی رسید که 6 امتیاز از دست داده بود. تصور کنید اگر سال پیشتر از آن از سایپا همین تعداد امتیاز کم میشد چه اتفاقی برای این تیم میافتاد. آیا استقلال در لیگ قبلتر یا پیش از آن فولاد و پاس در لیگهای پیشتر با چنین کسر امتیازی حتی شانس نایب قهرمانی هم داشتند؟ پرسپولیسی که سال قبل بر مسند قهرمانی تکیه زد را نمیتوان در مقام قیاس با قهرمانان پیشین قرار داد.
همین تیم که بیشک صاحب شالودهای کامل و کمنقص برای تداوم قهرمانی بود، مدیرعاملش براساس خواستههای تکبعدی و عجیب رئیسکل ورزش ایران از کار برکنار میشود و شالوده همین تیم برهم میریزد. آیا هوادارانی که روی سکوها علیه مدیرعامل و سرمربی فریاد میکشند میدانند همان جریانی که از علنی شدن ضعفهای بیشمار خود در رسانه ملی و حتی روزنامههای ورزشی و سیاسی هراسی وصفناپذیر دارد، مسبب جداییها و وداع عوامل قهرمانی سال گذشته بود؟
رفتار هواداران پرسپولیس روی سکوها، چندان آمیخته با معرفت نیست. چنان احساسات هوادارانه و متعصبانهشان گاهی بر منطق آنها برتری مییابد که فراموش میکنند کدام بازیکن بیشترین بار و بالاترین دفعات برای پرسپولیس به میدان رفته است. گاهی از یاد میبرند در روزهایی که رسیدن به پرسپولیس آرزوی هر بازیکنی بود، همین افشین پیروانی بیش از 12 سال با پیراهن این تیم تمامی قهرمانیها را تجربه کرد. آیا همین هواداران که خود را در لایههای احساسی فرو میبرند و پرخاشگرانه برای نجات تیم خود علیه مربیشان فریاد میکشند، ضربه سر افشین پیروانی زیر استوکهای کفش رضا حسنزاده را در فینال جام حذفی که به قهرمانی این تیم انجامید را از یاد بردهاند؟! آیا نباید پذیرفت این فریادها آمیختگی کاملی دارد با خطوطی که از بیرون زمین داده میشود؟
***
شالوده پرسپولیس از هم گسست. افشین قطبی از تهران رفت و حبیب کاشانی از مدیرعاملی باشگاه برکنار شد. تصور ریاست سازمان تربیت بدنی که تمامی عزل و نصبها با نظر و دستور شخصی او صادر میشود اینگونه شکل میگرفت که همه عوامل قهرمانی در ثروت و بودجه مالی مردی مانند هدایتی خلاصه خواهد شد. آیا حبیب کاشانی چنین پشتوانهای داشت؟ او عزل شد و حمید استیلی از پرسپولیس رفت تا مدینه فاضلهای با حضور مردان سازمان شکل بگیرد. آیا این همان تیمی نیست که سازمان ساخته بود؟ آیا این پرسپولیس که برای ماندن میان 4 تیم اول جدول هم به تکاپو افتاده همان تیمی نیست که سال گذشته با کسر 6 امتیاز باز هم قهرمان شد؟
هوادارانی که در قالبی از احساس فرو میروند و فریاد میکشند تا شاید احساس شرم و حیای یک مربی و یک مدیر را برانگیخته کنند و او را فراری دهند، میتوانند خیلی راحتتر و با مرور واقعیتهای این تیم از پایمال کردن تشخص سرمربی خود یا مردانی که سالها در این فوتبال زحمت کشیدهاند دست بکشند.
به پرسپولیس نگاه کنید. قطبی اولین قربانی بیتدبیری مدیریت بود و البته مصطفوی آخرین نمونه به حساب نمیآید. فردا نوبت به پیروانی میرسد تا جدا شود و پس از او بیشک مدیرعامل جدید در تیررس خواهد بود. این داستان ادامه خواهد داشت!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: