در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به سرعت برق تمام قسمتهای نیمه پر حلبهای نفت را که حدودا 10 عدد بودند را با آب لوله پر کردم. بعد از پایان کار با عجله نزد مادرم رفتم تا زودتر از خواهرم خبر زیاد شدن نفت را به اطلاع ایشان برسانم، وقتی مادرم با دیدن آب و نفت جاری شده در کف حیاط زحمات خود را هدر رفته دید شروع کرد به زدن من. با گذشت 32 سال از آن ماجرا و در حالی که 39 سال دارم هنوز هم سوزش جای دمپاییهای مادرم را در آن سوز سرما احساس میکنم. حالا میفهمم به جای کمک چگونه زحمات مادرم را ضایع کردم.
ر- الف از تهران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: