حقیقت این است که شعر خوب تولید میشود ، مخاطب نیز تشنه شعر است؛ اما حلقه اتصال میان شاعر و مخاطبانش دچار مشکل است.جشنواره شعر فجر که از 3 سال پیش فعالیت خود را آغاز کرده است، به سبب عشق و علاقه دیرینه ایرانیان میتواند به یکی از جریان سازترین رویدادهای فرهنگی کشور تبدیل شود و حلقه اتصالی باشد میان شاعر و جامعه.
روزنامه «جامجم» از نخستین دوره برگزاری جشنواره شعر فجر با تاکید بر این که این ابتکار نباید در دامچاله حاشیهها و حاشیه سازیها بغلتد، بر ظرفیت سازی برای غلبه بر بحران عرضه شعر معاصر به مخاطبانش تاکید داشت و درستی این تحلیل در افتتاحیه سومین دوره جشنواره عملا اثبات شد.
یکی از اشتباههایی که در قضاوت درباره جشنواره شعر فجر تکرار میشود، قیاس آن با جشنوارههایی نظیر تئاتر و سینماست؛ در حالی که جنس این هنرها با یکدیگر متفاوت است . اگر در جشنواره ای نظیر جشنواره فیلم، رقابت و دریافت سیمرغ بلورین یک اصل جذاب برای سینماگران و مخاطبان است و عرضه آثار سینمایی سال در عرض این رقابت مطرح میشود، در شعر آنچه اصل است، عرضه شعر در شب شعرهایی بزرگ و باشکوه در برابر عده زیادی از علاقهمندان به گونههای گوناگون شعری و چهرههای نام آشنای ادبیات کشور است و رقابت و داوری و سکه دادن در برابر این حضور ارزش و جلوه کمتری دارد.
در افتتاحیه جشنواره شعر فجر که در مشهد برگزار شد، چهرههایی با سابقه که هرکدام طرفدارانی برای خود دارند؛ در فضایی که شعر در آن اصل بود نه سخنرانی و خوشامد گویی، جلوههایی از توانمندی شعر امروز ایران را در جلب و جذب مخاطب نشان دادند.
اگر این جلوه که با استقبال و حضور گرم مردم همراه بود، با حضور شاعران جوان وبانوان شاعر نیز همراه میشد، میتوانستیم تصویری کامل تر از همراهی نسلها و گرایشهای ادبی در کشور در جذب مخاطبان را مشاهده کنیم.
جشنواره شعر فجر، فرصت مغتنمیاست برای اینکه نخست شاعران به اعتماد به نفس از دست رفته خود دست یابند و درک کنند که بحرانی را که شعر با آن دست و پنجه نرم میکند، در جایی جز توانمندی خود در سرودن یا علاقه مخاطب جستجو کنند، سپس مخاطب را به سمت پیگیری جریانهای گوناگون شعری و علاقهمندی دائم به سمت ادبیات فراخواند.
آرش شفاعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم