هم سطر- هم سپید

روح خدا

دکتر علی شریعتی یکی از شخصیت‌های موثر در جریان انقلاب اسلامی ایران بود و کتاب‌هایش بسیار خط‌دهنده و راهگشا. شعری که از او می‌خوانید 5 بهمن ماه 1357 در روزنامه‌ اطلاعات منتشر شده ؛ درست یک هفته قبل از ورود امام خمینی به ایران.
کد خبر: ۲۳۴۳۱۲

فریاد روزگار ماست

روح خدا

در روزگار قحطی هر فریاد

در روزگار قحطی هر جنبش

هر کوشش فریاد روزگار ماست

آری!

در روزگار مرگ اصالت‌ها

بی‌تو دگر چه بگویم

چه را بسرایم

ای مطلع تمام سرودها

بی‌تو فرونشسته دگر

فریاد تنها شده است

هر چه که انسانیست

در پایتخت غارت و خون

جز وحشت و هراس نمی‌بینم

این درد را با که بگویم

که هر ورق از هر کتاب

ترس را فریاد می‌کنند

حتی پلاس کهنه خیابان هم

تجربه کرده است ترس را

اینک سیاه بینیش

تا بر تو باز شود

که راست می‌گویم

در هر کرانه این شهر بی‌طپش

سگ‌های زنجیری

سگ‌های دست‌آموز

در چشم‌های بیدار

ترس را نشانده‌اند

آنها هر روز می‌درند

هر روز می‌برند

و پاداش را

از دست گرگ نواله می‌گیرند

در پایتخت غارت و خون

سگ‌های زنجیری

آن گرگ پیر را به حراست نشسته‌اند

بی‌تو در پایتخت دیو دماوند

سیاوش‌ها ، و نه کاووس‌ها ، دربندند

ای کاش، رستم

کاووس را نمی‌رهاند

تا این گونه، گشاده دست

در بند، بخواهد رستم را

در خون کشد سیاوش را

بی‌تو من از «خمین»، گذشتم

افسرده بود و سرد

نام تو را زمزمه می‌کرد روز و شب

فریاد روزگار ماست «روح خدا»

بانگ تعهد و رسالت

بانگ خدا و قرآن

اینک تو ای سلامت پویا

ای کرامت بی‌مرز

بر این زمین تشنه ببار

آری آری

تا زاید این سترون فرسوده

گل‌های سرخ «شهادت» را

تا باز در نبض شهر طپد

«فریاد»

آری تو ای سخاوت بی‌حد

ببار بر جنگل

تا باز این درخت خفته شود بیدار

تا باز آن جوانه کند «فریاد»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها